خانه سیاست جنگ قدرت در نشست محرمانه حرم شاه‌عبدالعظیم| دوئل تندروها با قالیباف بر سر عدم کفایت سیاسی پزشکیان

جنگ قدرت در نشست محرمانه حرم شاه‌عبدالعظیم| دوئل تندروها با قالیباف بر سر عدم کفایت سیاسی پزشکیان

در روزهایی که آسمان ایران بیش از هر زمان دیگری تحت سیطره پهپادها و سایه سنگین جنگ قرار دارد، در راهروهای تاریک قدرت در تهران، پروژه‌ای موازی برای سرنگونی رئیس‌جمهوری در جریان است که گویی پیش از پایان سال سوم دولتش، به انتهای خط رسیده است.

اختصاصی هم‌وطن/ گروه سیاسی-بیژن پویان

در روزهایی که آسمان ایران بیش از هر زمان دیگری تحت سیطره پهپادها و سایه سنگین جنگ قرار دارد، در راهروهای تاریک قدرت در تهران، پروژه‌ای موازی برای سرنگونی رئیس‌جمهوری در جریان است که گویی پیش از پایان سال سوم دولتش، به انتهای خط رسیده است. گزارش‌های رسیده از منابع نزدیک به بهارستان و محافل امنیتی حاکمیت، حکایت از آن دارد که مسعود پزشکیان، مردی که با شعار «وفاق ملی» و وعده گشایش وارد میدان شد، اکنون در محاصره‌ای چندجانبه گرفتار شده است. جریانی رادیکال که خود را صاحبان اصلی انقلاب می‌دانند، با کلید زدن پروژه «بنی‌صدر سازی»، به دنبال اجرای اصل ۸۹ قانون اساسی و اعلام عدم کفایت سیاسی او هستند.

نشست هم‌اندیشی اخیر نمایندگان که به دلایل امنیتی و در اقدامی بی‌سابقه، نه در ساختمان بهارستان بلکه در فضای محصور حرم شاه‌عبدالعظیم برگزار شد، به صحنه علنی تقابل برای حذف رئیس‌جمهور تبدیل گشته است. روح‌الله لک‌علی‌آبادی، نماینده دورود و ازنا، در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا پرده از این واقعیت برداشت که در این جلسه محرمانه، یکی از نمایندگان بانفوذ تهران با شبیه‌سازی تاریخی میان مسعود پزشکیان و ابوالحسن بنی‌صدر، مدعی شده است که رئیس‌جمهور توانایی اداره کشور در شرایط بحرانی را ندارد و باید پیش از آنکه کشور را به سقوط کامل بکشاند، از کار برکنار شود. این نماینده مدعی شده که پزشکیان نه تنها در حوزه اقتصادی شکست خورده، بلکه در حوزه نظامی و امنیتی نیز به مانعی برای تصمیمات قاطع تبدیل شده است.

وقتی قالیباف سپر بلای «پاستور» می‌شود

انتخاب مکان جلسه در شهرری، خود به یکی از محورهای اصلی اختلافات تبدیل شده است. حمید رسایی، نماینده تندرو تهران، با انتقاد شدید از این موضوع در فضای مجازی نوشت: «با وجود برخورداری مجلس از سالن و مجموعه مجهز و امن، جلسه به دلیل ملاحظات امنیتی در حرم شاه‌عبدالعظیم برگزار شد. این نشست بیشتر یک گعده دوستانه بود تا جلسه نمایندگان مردم، چرا که مذاکرات آن ثبت رسمی نشد.» رسایی مدعی است که روابط عمومی مجلس به دستور مستقیم محمدباقر قالیباف از انتشار فیلم سخنان او خودداری کرده است؛ سخنانی که گفته می‌شود محور اصلی آن، لزوم کلید خوردن طرح عدم کفایت سیاسی بوده است.

در مقابل، مرتضی زارعی، دیگر نماینده مجلس، در یادداشتی در شبکه اجتماعی ایکس، از یک «کودتا علیه دولت مستقر» پرده برداشت. او بدون نام بردن مستقیم از رسایی، به حزبی با نام اختصاری «ش» اشاره کرد که در میانه جنگ، طرحی برخلاف تدابیر کلان حاکمیت ارائه کرده است. زارعی نوشت که این جریان پس از افشاگری‌های قالیباف در جلسه غیرعلنی، مورد اعتراض و حتی «هو شدن» سایر نمایندگان قرار گرفته‌اند. با این حال، تحلیلگران معتقدند حمایت قالیباف از پزشکیان نه از سر اعتقاد، بلکه ناشی از هراس او از حذف شدن خودش توسط تندروهاست. قالیباف می‌داند که اگر سد دولت پزشکیان بشکند، سیلاب رادیکالیسم پایداری، صندلی ریاست او را نیز با خود خواهد برد.

واکاوی شایعه استعفا و حذف سیستماتیک

اما بحران پزشکیان فراتر از مخالفت‌های مجلسی است. در ماه‌های اخیر، اخباری مبنی بر ارسال نامه استعفای او به دفتر مجتبی خامنه‌ای منتشر شد. اگرچه رسانه‌های دولتی سعی در آرام کردن فضا داشتند، اما گزارش‌های خبرگزاری‌های بین‌المللی به نقل از مقامات آگاه، پرده از واقعیتی هولناک برمی‌دارد. گفته می‌شود پزشکیان در این نامه هشدار داده است که «جریان‌های افراطی سپاه پاسداران» زمام امور را در دست گرفته‌اند و او عملاً از روند تصمیم‌گیری‌های کلان و حیاتی کشور کنار گذاشته شده است.

پزشکیان در محافل خصوصی بارها گلایه کرده است که حتی توانایی تغییر در کابینه خود یا پیشبرد مذاکرات دیپلماتیک را ندارد. گزارش موسسه «مطالعه جنگ» در واشنگتن نیز تایید می‌کند که چهره‌هایی مانند احمد وحیدی، جانشین فرمانده کل سپاه، نه تنها پاسخ‌های نظامی، بلکه سیاست‌های مذاکراتی کشور را تحت کنترل خود درآورده‌اند. در چنین شرایطی، پزشکیان به یک مقام تشریفاتی تبدیل شده که تنها وظیفه‌اش، امضای مصوباتی است که در جای دیگری پخته شده‌اند. کانال ۱۴ اسرائیل در گزارشی به نقل از منابع خود نوشت که پزشکیان در دیداری تند با وحیدی به او گفته است: «شما کشور را مثل افراد انتحاری اداره می‌کنید و تمام اختیارات اقتصادی و غیرنظامی را هم از من سلب کرده‌اید.»

رئیس‌جمهوری که در واشنگتن دیده نمی‌شود

یکی از نشانه‌های بارز سقوط جایگاه پزشکیان، نگاه دولت‌های خارجی به ویژه ایالات متحده به اوست. بررسی مواضع رسمی کاخ سفید در سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که دونالد ترامپ و تیم سیاست خارجی او شامل مارکو روبیو و پیت هگست، اساساً پزشکیان را به عنوان یک طرف گفت‌وگو به رسمیت نمی‌شناسند. در حالی که ترامپ مستقیماً با رهبران کشورهایی چون چین، روسیه و حتی گروه‌های فلسطینی نام می‌برد، در قبال ایران تنها از واژگانی چون «رژیم ایران» یا «سپاه پاسداران» استفاده می‌کند.

حتی نامه مستقیم پزشکیان به مردم آمریکا در آوریل امسال برای کاهش تنش‌ها، با بی‌اعتنایی مطلق کاخ سفید مواجه شد. این پیام روشنی به داخل ایران بود: دنیا می‌داند که کلید قدرت در جای دیگری است. این موضوع، موضع تندروهای داخلی را تقویت کرده است. آن‌ها با تمسخر ۱۶ میلیون رأی‌دهنده به پزشکیان، مدعی هستند که او حتی در سطح جهانی نیز فاقد اعتبار است و ماندنش تنها هزینه‌های کشور را افزایش می‌دهد.

بازگشت به دهه ۶۰؛ آیا تاریخ تکرار می‌شود؟

حمید رسایی و رسانه‌های نزدیک به جبهه پایداری مانند «رجانیوز»، با بازخوانی نطق‌های سال ۱۳۶۰ علیه ابوالحسن بنی‌صدر، از سال گذشته در حال آماده‌سازی افکار عمومی برای یک جراحی سیاسی بزرگ هستند. رجانیوز در گزارشی با تیتر «وقتی شجاعت نمایندگان، کشور را از سقوط در دره نجات داد»، صراحتاً به لزوم تکرار آن تجربه اشاره کرده بود. رسایی پیشتر در یادداشتی نوشته بود: «بازی را ادامه دهیم اما با تعویض بازیکنی که دائماً خطا می‌کند و پاس گل می‌دهد. تا دقیقه ۹۰ خیلی مانده است.»

سیدمهدی طباطبایی، معاون ارتباطات دفتر رئیس‌جمهور، سال گذشته این تحرکات را ناشی از «کمترین اعتبار و آبروی سیاسی» مخالفان دانسته است، اما واقعیت این است که طبق اصل ۸۹ قانون اساسی، اگر تندروها موفق به جلب نظر دو‌سوم نمایندگان شوند، سرنوشت پزشکیان در دستان رهبری قرار خواهد گرفت که خود اکنون تحت فشار شدید فرماندهان ارشد نظامی برای اتخاذ رویکردهای رادیکال‌تر است.

بمب ساعتی اقتصاد و فروپاشی پایگاه اجتماعی

در حالی که جنگ قدرت در سطوح بالای حاکمیت جریان دارد، بدنه جامعه ایران با بحرانی دست و پنجه نرم می‌کند که پزشکیان وعده حل آن را داده بود. ناتوانی دولت در کنترل تورم و سقوط ارزش پول ملی، حتی صدای حامیان سابق او را نیز درآورده است. همان سال گذشته محمدجواد آذری جهرمی، وزیر پیشین، با انتقاد از عملکرد جزیره‌ای دولت، هشدار داده است که اگر دولت برنامه اصلاحی خود را ارائه ندهد، عملاً جاده را برای تندروها صاف کرده است. این وضعیت معیشتی آن هم پس از جنگ، مشروعیت مردمی پزشکیان را به شدت فرسوده کرده و او را در برابر حملات پارلمانی بی‌دفاع گذاشته است.

تندروها با هوشمندی از این شکاف استفاده کرده و مدعی‌اند که پزشکیان نه تنها در سیاست خارجی «پاس گل» به دشمن می‌دهد، بلکه در داخل نیز با «بی‌برنامگی»، سفره مردم را کوچک‌تر کرده است. این فشار مضاعف، رئیس‌جمهور را به نقطه‌ای رسانده که به گفته نزدیکانش، دائماً از «گرفته شدن قدرت از دستش» شکایت می‌کند. او اکنون در وضعیتی است که نه راه پیش دارد و نه راه پس؛ ماندنش به معنای پذیرش مسئولیت شکست‌هایی است که در تصمیم‌گیری آن‌ها نقشی نداشته، و رفتنش به معنای پیروزی نهایی جریانی است که به دنبال یکدست‌سازی کامل و خشن قدرت در ایران است.

پایان یک رویا یا آغاز یک سقوط؟

مسعود پزشکیان که با شعار وفاق و تعامل روی کار آمد، اکنون خود را در میان دو لبه قیچی گرفتار می‌بیند: از یک سو جریانی که او را نفوذی و خائن می‌خواند و از سوی دیگر نظامیانی که او را تنها به عنوان یک ویترین برای عبور از بحران‌های مقطعی می‌خواهند. مشاجرات میان گروه رسایی و قالیباف، و گلایه‌های دائمی پزشکیان از سلب قدرت، نشان‌دهنده آن است که پروژه حذف او نه یک احتمال، بلکه یک برنامه زمان‌بندی شده است. جمهوری اسلامی بار دیگر نشان داد که در ساختار صلب و ایدئولوژیک خود، جایی برای هیچ صدایی جز صدای هسته سخت قدرت باقی نگذاشته است و پزشکیان، احتمالاً آخرین قربانی توهم اصلاح‌طلبی در چارچوب این نظام خواهد بود. او که روزی سودای نجات کشور را داشت، اکنون تنها برای بقای سیاسی خود در راهروهای تاریک قدرت تقلا می‌کند، در حالی که رقبایش از همین حالا به فکر «بازی برگشت» و تصاحب کامل کرسی او هستند.

گزارش‌های میدانی حاکی از آن است که حتی اگر طرح عدم کفایت در هفته‌های آتی به صحن نیاید، فشارها به گونه‌ای تنظیم شده است که پزشکیان خود به سمت «استعفای مصلحتی» سوق داده شود. این سناریو، هزینه‌های سیاسی نظام را کاهش داده و همزمان راه را برای روی کار آمدن یک چهره کاملاً نظامی و مطیع باز می‌کند. در این میان، مردم ایران تنها نظاره‌گر بازی خطرناکی هستند که در آن، سرنوشت یک ملت قربانی جنگ قدرت میان جناح‌های مختلف حاکمیتی شده است که هر یک برای بقای خود، حاضر به فدا کردن آخرین بقایای جمهوریت در ایران هستند..

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن