فاضل میبدی
نقل است حضرت علی ع در مسیرخود جوانی را در حال گناهی دید. دستوراجرای تعزیرش را داد. جوان در پاسخ گفت اگر پولی برای ازدواج داشتم، به چنین کاری دست نمی زدم. حضرت دستور داد تا با پول بیت المال امکانازدواجاین جوان فراهم شود.
یعنی هر جرم و گناهی در جامعه زمینه و علتی دارد، باید مانند حضرت علی ریشه های جرم را در جامعه بجوییم وبخشکانیم.
جوانی که به خاطر تخریب یا قتل، درحرکتهای اعتراضی حکم اعدام وزندان می گیرد وپدر و مادر وبستگانش یک عمر داغدار می شوند، قاضی باید از وجدان خود بپرسد چرا این جوان دست به چنین کاری زده؟ تا چه میزان فقر و ناداری و بیکاری بر او فشار آورده است؟ این جوانها غالبا از چه خانواده هایی و در چه شرایطی از زندگی بوده اند؟ تنگنای معیشت چقدر عرصه را بر اینها تنگ کرده؟ چرا حاکمیت به جای این که آمار اعدامها را بالابرد، مشکلات فقر و تورم و بیکاری و بی هویتی جوانها را حل نمی کند؟
پرسش اساسی این است: کسانی که طالب جنگند و بامذاکره مخالفت می کنند، از کدام طبقه جامعه می باشند؟ چقدر طعم فقر را چشیده اند؟ چرا نمی گذارند مشکلات این کشور از اساس حل شود؟ آقای معمم و نماینده کم درصدی مجلس که به مذاکره کننده و خاتمی وظریف و زمین و زمان فحش می دهد، یا جوان کم تجربه ای که با درصد کمی از رأی وارد مجلس شده ودر برابر دولت و مذاکره کنندگان می ایستد، درآمد ماهیانه او چقدر است؟ از تسهیلات حکومت چقدر بهره مند است؟
چه زیبا گفت سعدی:
آن که در راحت و تنعم زیست/
او چه داند که حال گرسنه چیست/
حال درماندگان کسی داند/
که به احوال خویش در ماند/
خواسته حقیر از قوه قضائیه و کل حاکمیت این است، آمار اعدامها را بالا نبرید، احوال این مردم را در یابید. قیمت نان کهبه ۵۰ هزارتومان برسد، هر مصیبتی در پی دارد. ( جایی که سفره خالیست ایمان نخواهد آمد).چرا کسانی که بر مرکب قدرت و ریاست نشسته اند، از حال در ماندگانبی خبرند؟
ای که بر مرکب تازنده سواری هش دار/
که خر خارکش مسکین در آب و گل است/
آتش از خانهٔ همسایهٔ درویش مخواه/
کآنچه بر روزن او میگذرد دود دل است/
از نخست برایمان گفته اند که اسلام دین رحمت ومحبت است و « الیوم یوم المرحمة» شعار اسلام در پیروزیها بوده است. حال، چرا باید آمار قتل و کشتار و اعدام در نظام اسلامی از خیلی کشورهای غیر اسلامی بالاتر باشد؟ مراجع و متولیان اسلام، کمی از مباحث فقهی کم کنند، وراه حلی برای مشکلات و مصائب جامعه بجویند. خدا رحمت کند شهریار را:
ورای مدرسه ای شیخ درس حال آموز/ بر آن نباش که تنها به اجتهاد رسی/