اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
با وجود گذشت چند روز از بازگشت اینترنت، هنوز دود خسارتهای ناشی از قطع گسترده و سراسری اینترنت از نهم اسفند ۱۴۰۴ تا پنجم خرداد ۱۴۰۵ بر آسمان کسبوکارهای کشور سایه انداخته است.
مازیار نوربخش، رئیس کمیسیون تحول، نوآوری و بهرهوری اتاق بازرگانی تهران، در پاسخ به پرسش خبرنگار خبرگزاری ایلنادرباره امکان جبران این خسارتها، صراحتاً اعلام کرد که «این خسارات قابل برگشت نیست، زیرا فرصتی است که از دست رفته است.» این سخن، بیش از یک ارزیابی اقتصادی، اعترافی تلخ به سیاستهای ویرانگر حاکمیت است که بار دیگر با ابزار سرکوب دیجیتال، جان اقتصاد را هدف قرار داد.
این قطع ۸۸ روزه، طولانیترین و گستردهترین خاموشی اینترنت درتاریخ اخیر جهان بود. حکومتی که همواره ادعای حمایت از تولید واقتصاد دانشبنیان دارد، با یک تصمیم امنیتی، عملاً صدها هزارکسبوکار را به تعطیلی کشاند.
فعالان حوزه اقتصاد دیجیتال که سالها با خون دل و در شرایط تحریمهای خارجی و داخلی، زیرساختهای خود را ساخته بودند،در یک چشم به هم زدن همه چیز را از دست دادند. سفارشهای آنلاین لغو شد، پرداختهای دیجیتال متوقف گردید،ارتباط با مشتریان خارجی قطع و بازارهای صادراتی که با زحمت به دست آمده بود، یک شبه از دست رفت. بسیاری از این کسبوکارها دیگر هرگز برنخاستند. تعطیلی دائمی هزاران شرکت کوچک و متوسط، نه تنها درآمد صاحبانشان رانابود کرد، بلکه صدها هزار شغل مستقیم و غیرمستقیم را نیز به بادداد.
اما ابعاد این فاجعه فراتر از اقتصاد دیجیتال است. همانطور که نوربخش اشاره کرده، سایر بخشهای اقتصاد نیز به شدت آسیب دیدند. کشاورزی مدرن که امروز برای فروش محصولات و هماهنگی با بازار به اینترنت وابسته است، با اختلال مواجه شد. صنایع تولیدی که زنجیره تأمین خود را از طریق پلتفرمهای دیجیتال مدیریت میکردند، با توقف مواجه شدند. حتی بخش سنتیتر اقتصاد، مانند تجارت خردهفروشی و خدمات،از کاهش شدید گردش مالی رنج برد.
وقتی اینترنت قطع میشود، تنها فیبر نوری و سرورها خاموشن میشوند؛ جریان خون اقتصاد دیجیتال که امروز رگ حیاتی تمام فعالیتهای اقتصادی است، قطع میشود.
خسارتهای پنهان و غیرقابل محاسبه
یکی از مهمترین جنبههای این بحران، ابعاد پنهان خسارات است که در آمارهای رسمی هرگز منعکس نخواهد شد. بسیاری از استارتآپها و شرکتهای نوپا، سرمایهگذاران خارجی یا داخلی خود را از دست دادند. اعتماد به محیط کسبوکار ایران که پیش از این نیز شکننده بود، به سطحی بیسابقه رسید. کارآفرینان جوان که با امید به آینده،سرمایه و زمان خود را صرف کرده بودند، اکنون با حسرت به ماهها تلاش بینتیجه مینگرند. مهاجرت مغزها که سالهاست یکی از دردهای بزرگ کشور است،در این ۸۸ روز شتاب بیشتری گرفت. متخصصان فناوری که قادربه کار از راه دور نبودند، چارهای جز ترک کشور ندیدند. این مهاجرت اجباری، نه تنها سرمایه انسانی را از کشور خارج کرد،بلکه دانش و تجربهای را که با هزینههای سنگین تربیت شده بود، به رقبای منطقهای هدیه داد.
از منظر اجتماعی نیز، این قطع اینترنت ضربهای مهلک وارد کرد. میلیونها نفر از دسترسی به اطلاعات، آموزش آنلاین، خدماتبانکی و حتی ارتباط خانوادگی محروم شدند. دانشآموزان و دانشجویان که در سالهای اخیر به یادگیری مجازی عادت کرده بودند، ماهها عقب افتادند. این عقبماندگی آموزشی، در بلندمدت بر کیفیت نیروی کار کشور سایه خواهدافکند.
زنان سرپرست خانوار که بسیاری از آنها از طریق کسبوکارهای آنلاین امرار معاش میکردند، بیش از دیگران آسیب دیدند. کودکان و نوجوانان نیز از فضای مجازی به عنوان ابزاری برای یادگیری و سرگرمی محروم ماندند و این خلأ میتواند پیامدهای روانی عمیقی داشته باشد.
به طور قطع این سیاست نه یک اشتباه موقتی، بلکه بخشی ازالگوی ساختاری سرکوب است. حاکمیتی که از شفافیت و آزادی بیان وحشت دارد، اینترنت را به عنوان تهدیدی وجودی میبیند.
هر بار که اعتراضات مردمی بالا میگیرد، نخستین اقدام، قطع یا محدود کردن دسترسی به شبکه جهانی است. این رویکرد،نشاندهنده بیاعتمادی عمیق رژیم به مردم و هراس آن از آگاهی عمومی است. در حالی که کشورهای همسایه با سرمایهگذاری درزیرساخت دیجیتال، در حال جهش اقتصادی هستند، ایران باتصمیمات امنیتی، خود را هر روز عقبتر میاندازد.
هزینه فرصتهای از دست رفته
اقتصاددانان برآورد کردهاند که خسارت مستقیم این ۸۸ روز به هزاران میلیارد تومان میرسد، اما هزینه فرصت از دست رفته بسیار بیشتر است.
روزهایی که میتوانست صرف نوآوری، صادرات و رشد شود، به تعطیلی و ناامیدی سپری شد.
سرمایههایی که میتوانست به سمت فناوری هدایت شود، اکنون یااز کشور خارج شده یا در حسابهای بانکی راکد مانده است.این خسارت، تنها مالی نیست؛ اعتماد ملی، امید به آینده و انسجام اجتماعی را نیز هدف قرار داده است.
جمهوری اسلامی بار دیگر ثابت کرد که حفظ قدرت برایش مهمتر ازرفاه مردم است. قطع اینترنت نه تنها مشکلی را حل نکرد، بلکه برآتش نارضایتی عمومی دمید.
کسبوکارهایی که تعطیل شدند، صاحبانشان را به صف معترضان افزودند. فعالان اقتصادی که روزی امید به تعامل با دولت داشتند،اکنون به این نتیجه رسیدهاند که ادامه فعالیت در این شرایط، جزضرر و زیان حاصلی ندارد.
این ۸۸ روز، بیش از یک خاموشی فنی، نمادی از بنبست حاکمیت بود. حکومتی که با ابزارهای قدیمی سرکوب، کنترل جامعهای مدرن و متصل را دارد، تنها به نابودی بیشتر اقتصاد و فرار سرمایه انسانی کمک میکند.
تا زمانی که این رویکرد تغییر نکند، هر بحرانی، چه امنیتی و چه اقتصادی، با هزینهای سنگین بر دوش مردم تحمیل خواهد شد. خسارتهای این قطع اینترنت، نه تنها قابل جبران نیست، بلکه زخمی عمیق بر تن اقتصاد ایران خواهد ماند که نسلها برای التیام آن باید تلاش کنند.