خانه بین الملل هموطن بررسی می‌کند؛ شکست در اسلام‌آباد، رجزخوانی در تهران

هموطن بررسی می‌کند؛ شکست در اسلام‌آباد، رجزخوانی در تهران

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی: نخستین دور مذاکرات مستقیم جمهوری اسلامی و ایالات متحده آمریکا در اسلام‌آباد پاکستان، پس از برقراری آتش‌بس دو هفته‌ای، با ناکامی کامل به پایان رسید. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس جمهوری اسلامی که سرپرست هیئت ایرانی بود، و جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، بدون دستیابی به هیچ توافق ملموسی، پایتخت پاکستان را ترک کردند.

این دور از گفت‌وگوها که با میانجی‌گری پاکستان و پس از بیش از ۲۱ ساعت مذاکره فشرده برگزار شد، نه تنها نتوانست آتش‌بس شکننده را تثبیت کند، بلکه بر عمق شکاف‌ها میان دو طرف افزود و نگرانی‌ها از بازگشت جنگ را به اوج رساند.

این مذاکرات، نخستین تماس رو در رو در سطح بالا میان تهران و واشنگتن پس از آغاز درگیری‌های گسترده شش هفته‌ای بود که هزاران کشته برجای گذاشت و بازارهای جهانی نفت و انرژی را به لرزه درآورد.

آتش‌بس دو هفته‌ای که با اعلام نخست‌وزیر پاکستان آغاز شده بود، بیشتر یک توقف موقت برای تنفس به شمار می‌رفت تا یک صلح پایدار. اما از همان ابتدا نشانه‌های تردید وجود داشت؛ زیرا درگیری‌های پراکنده در لبنان ادامه داشت و تردد در تنگه هرمز با کندی مواجه است.

حالا با شکست این دور، سؤال اصلی این است که آیا آتش‌بس تمدید خواهد شد یا منطقه بار دیگر به سوی درگیری مستقیم کشیده می‌شود؟

برای درک بهتر این شکست، باید به زمینه تاریخی و سیاسی بازگشت. درگیری‌های اخیر ریشه در سال‌ها تنش انباشته داشت؛ برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی، حمایت تهران از گروه‌های نیابتی در منطقه، و تحریم‌های سنگین آمریکا که اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده بود.

ایالات متحده با تأکید بر جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای وارد میدان شد، در حالی که تهران خواستار لغو کامل تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده به ارزش حدود 37 میلیارد دلار بود.

آتش‌بس اولیه هم با شرط‌هایی همراه بود؛ از جمله توقف حملات اسرائیل به مواضع تروریست‌های حزب‌الله در لبنان و تسهیل تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز. اما این شروط از ابتدا مورد تفسیرهای متفاوتی قرار گرفت.

در اسلام‌آباد، هیئت آمریکایی به رهبری جی‌دی ونس با انعطاف نسبی وارد مذاکره شد. ونس که تجربه دیپلماتیک محدودی دارد، اما از حامیان سرسخت سیاست فشار حداکثری است، پیشنهادهایی برای تثبیت آتش‌بس ارائه داد.

منابع نزدیک به مذاکرات می‌گویند آمریکایی‌ها بر دو محور اصلی پافشاری داشتند: نخست، تعهد صریح جمهوری اسلامی به عدم پیگیری سلاح هسته‌ای و پذیرش نظارت‌های بین‌المللی؛ دوم، تضمین امنیت تردد در تنگه هرمز بدون تهدید کشتی‌های تجاری.

در مقابل، هیئت ایرانی به سرپرستی قالیباف – که با همراهی وزیر امور خارجه و چند مقام نظامی و اقتصادی آمده بود – بر دو پیش‌شرط اصرار ورزید: توقف فوری حملات اسرائیل در لبنان و آزادسازی فوری دارایی‌های مسدودشده.

دلیل اصلی اختلاف، همان‌طور که ونس در کنفرانس خبری کوتاه پس از مذاکرات اعلام کرد، عدم تمایل ایران به پذیرش تعهد هسته‌ای بود. معاون رئیس‌جمهور آمریکا گفت: «ما انعطاف نشان دادیم، اما آنها حاضر به پذیرش شرط اصلی ما نشدند.»

از سوی دیگر، منابع ایرانی از «اختلافات جدی بر سر دو یا سه مسئله کلیدی» سخن گفتند که احتمالا شامل تحریم‌ها و نقش اسرائیل در ادامه درگیری‌های لبنان می‌شود. پاکستان به عنوان میزبان تلاش کرد فضایی دوستانه ایجاد کند و حتی پیشنهادهایی برای حل مسئله تنگه هرمز ارائه داد، اما این میانجی‌گری کافی نبود. دست‌دادن قالیباف و ونس در ابتدای جلسه، هرچند نمادین بود، نتوانست بر عمق شکاف‌ها غلبه کند.

تحلیل دقیق‌تر دلایل ناکامی نشان می‌دهد که این مذاکرات بیش از آنکه فرصتی برای توافق باشد، صحنه‌ای برای نمایش موضع‌گیری‌های اصولی بود. از منظر ایالات متحده، هرگونه توافق بدون تضمین هسته‌ای بی‌معنی است؛ زیرا برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی نه تنها تهدیدی امنیتی برای اسرائیل و کشورهای خلیج فارس به شمار می‌رود، بلکه اهرمی برای نفوذ منطقه‌ای تهران ایجاد کرده است. در مقابل، جمهوری اسلامی آتش‌بس را فرصتی برای تنفس اقتصادی می‌بیند و معتقد است بدون لغو تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌ها، هیچ امتیازی نخواهد داد. مسئله لبنان هم پیچیده‌تر است؛ ادامه حملات اسرائیل به حزب‌الله ، برای ایران به مثابه ادامه جنگ نیابتی تلقی می‌شود، در حالی که واشنگتن آن را بخشی از امنیت اسرائیل می‌داند.

علاوه بر این، عوامل داخلی هر دو طرف نقش داشتند. در آمریکا، دولت فعلی که بر پایه وعده‌های انتخاباتی برای پایان جنگ‌های بی‌پایان بنا شده، نمی‌تواند امتیازی بدهد که به نظر ضعف بیاید.

در ایران نیز، قالیباف به عنوان چهره‌ای محافظه‌کار و نزدیک به نهادهای نظامی، نمی‌توانست بدون هماهنگی کامل با مراکز تصمیم‌گیری اصلی، به توافقی نرم تن دهد. نتیجه این شد که مذاکرات، هرچند طولانی و فشرده، به بن‌بست رسید.

حالا چه اتفاقی خواهد افتاد؟

آتش‌بس دو هفته‌ای بدون تمدید رسمی، در آستانه پایان است و احتمال تمدید آن بدون توافق جدید بسیار ضعیف به نظر می‌رسد. ونس در پایان جلسه گفت که آمریکا «بهترین و نهایی‌ترین پیشنهاد» خود را روی میز گذاشته و منتظر پاسخ تهران است. اما نشانه‌های اولیه حاکی از آن است که تهران این پیشنهاد را ناکافی می‌داند.

اگر آتش‌بس فروبپاشد، خطر بازگشت درگیری مستقیم بسیار بالاست. تنگه هرمز – که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور می‌کند – می‌تواند به سرعت به صحنه تنش تبدیل شود و قیمت جهانی انرژی را به سطوح بی‌سابقه برساند.

در لبنان هم، تشدید درگیری‌ها میان اسرائیل و حزب‌الله می‌تواند به سرعت به مرزهای ایران کشیده شود. با این حال، احتمال جنگ تمام‌عیار هنوز قطعی نیست. هر دو طرف هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند و افکار عمومی جهانی نیز خواستار پایان درگیری است. پاکستان به عنوان میانجی ممکن است دور جدیدی از مذاکرات غیرمستقیم را پیشنهاد دهد و حتی کشورهای اروپایی یا چین بتوانند نقش تسهیل‌گر ایفا کنند. اما اگر اختلاف هسته‌ای و مسائل مربوط به تنگه هرمز حل نشود، سایه جنگ بر فراز منطقه باقی خواهد ماند.

تحلیلگران معتقدند که این شکست، بیش از آنکه پایان راه باشد، آغاز فصلی جدید از دیپلماسی پرتنش است؛ فصلی که در آن، هر اشتباه کوچک می‌تواند به شعله‌ور شدن دوباره آتش جنگ بیانجامد. در نهایت، آینده خاورمیانه بیش از هر زمان دیگری به تصمیم‌گیری‌های قاطع دو طرف وابسته است. آیا تهران حاضر به انعطاف در مسئله هسته‌ای خواهد شد؟ آیا واشنگتن در برابر خواسته‌های اقتصادی ایران نرمش نشان می‌دهد؟ تا پیش از پایان مهلت آتش‌بس، پاسخ این سؤال‌ها روشن نخواهد شد. اما یک چیز روشن است: اسلام‌آباد نقطه آغاز بود، نه پایان؛ و اگر دیپلماسی شکست بخورد، میدان جنگ دوباره باز خواهد شد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن