خانه پیشنهاد هم‌وطن جمهوری اسلامی؛ از وعده پیروزی تا ویرانه‌ای برای ایران

هموطن روابط ایران با کشورهای حاشیه خلیج فارس پس از جنگ را بررسی می‌کند:

جمهوری اسلامی؛ از وعده پیروزی تا ویرانه‌ای برای ایران

اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی

یک ماه پس از آنکه موشک‌های اسرائیل و آمریکا آسمان ایران را شکافتند، جمهوری اسلامی به جای پاسخ تاثیرگذار به مهاجمان اصلی، شمشیر خود را بر سر همسایگان عربی کشید. 

این انتخاب نه تنها گره تاریخی خصومت با واشنگتن و تل‌آویو را باز نکرد، بلکه ایران را در موقعیتی قرار داد که حتی دوست‌ترین کشورهای منطقه به ویژه عمان نیز امروز آن را تهدیدی مستقیم می‌دانند. 

رژیم که همیشه خود را رهبر «مقاومت» در جهان اسلام می‌نامید، حالا تبدیل به منشا بی‌ثباتی برای تمام خاورمیانه شده است.

این واقعیت تلخ را نمی‌توان با شعارهای تلویزیونی پوشاند. جمهوری اسلامی نه تنها نتوانست «مشکل تاریخی» خود با آمریکا و اسرائیل را حل کند، بلکه با یک رشته حمله به خاک عربستان، امارات، بحرین، کویت، اردن و حتی عمان، دایره دشمنان ایران را به وسعتی بی‌سابقه گسترش داد. 

این تحلیل، از دو منظر قابل بررسی است؛ اگر این رژیم بماند و یا اگر جمهوری اسلامی سقوط کند.

سناریوی اول: اگر جمهوری اسلامی بماند

در این حالت، روابط با کشورهای حاشیه خلیج فارس به نقطه‌ای غیرقابل بازگشت خواهد رسید. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس که در سال‌های اخیر با احتیاط به سمت کاهش تنش با تهران حرکت کرده بودند، حالا شاهد حمله مستقیم به تأسیسات نفتی و فرودگاه‌های خود بوده‌اند. عربستان سعودی که میلیاردها دلار برای امنیت خود هزینه کرده، دیگر نمی‌تواند ریسک «همسایگی با رژیم تهاجمی» را بپذیرد. 

ریاض به سرعت به سمت تقویت ائتلاف‌های نظامی با اسرائیل و آمریکا خواهد رفت و حتی ممکن است رسما درخواست حضور پایگاه‌های دائمی غربی را مطرح کند.

امارات و بحرین نیز که اقتصادشان بر تجارت و گردشگری استوار است، هرگونه ارتباط اقتصادی با ایران را به حداقل خواهند رساند. تحریم‌های جدید شورای همکاری خلیج فارس، قطع خطوط هوایی، بسته شدن مرزها و حتی فشار بر شرکت‌های بین‌المللی برای خروج از پروژه‌های مشترک با ایران، بخشی از واقعیت آینده خواهد بود. 

ایران به عنوان تأمین‌کننده انرژی، دیگر قابل اعتماد نخواهد بود؛ خریداران نفت خلیج فارس ترجیح خواهند داد از طریق دیگر کشورها نیاز خود را برآورده کنند تا ریسک حمله احتمالی بعدی را نپذیرند.

در این سناریو، جمهوری اسلامی برای بقا مجبور به افزایش سرکوب داخلی می‌شود. هر صدای منتقدی که بگوید «این حملات به ضرر ایران بود» به عنوان «همسو با دشمن» سرکوب خواهد شد. 

اقتصاد که پیش از این هم در حال فروپاشی بود، با از دست دادن بازارهای عربی و سرمایه‌گذاری‌های خارجی، به سرعت به سمت قحطی و تورم افسار گسیخته‌تر حرکت می‌کند. 

رژیم شاید بتواند با پول نفت قاچاق و کمک‌های محدود روسیه و چین چند ماه دیگر دوام بیاورد، اما هزینه این دوام را مردم ایران خواهند پرداخت: مهاجرت گسترده نخبگان، فروپاشی کامل زیرساخت‌ها و تبدیل شدن ایران به یک «کره شمالی خلیج فارس».

سناریوی دوم: اگر جمهوری اسلامی سقوط کند

این سناریو، هرچند برای بسیاری از ایرانیان آرزو است، اما برای نظام آینده ایران یک میراث سنگین به جا خواهد گذاشت. هر دولتی که پس از جمهوری اسلامی بر سر کار بیاید – چه جمهوری، چه سکولار دموکراتیک، چه فدرال یا حتی سلطنتی مشروطه – باید با خشم و بی‌اعتمادی عمیق همسایگان عربی روبه‌رو شود. 

آسیب‌هایی که رژیم در یک ماه اخیر وارد کرده، ساده نیست: بمباران تأسیسات نفتی عربستان، حمله به بنادر امارات، و حتی تهدید مستقیم کویت و اردن و قطر، زخم‌هایی عمیق بر جای گذاشته که التیام آن سال‌ها طول خواهد کشید.

نظام آینده برای بازسازی روابط ناچار خواهد بود اقدامات مشخص و دردناکی انجام دهد: پرداخت غرامت رسمی به کشورهای آسیب‌دیده، عذرخواهی عمومی از ملت‌های عرب، خروج کامل از سیاست «محور مقاومت» و حتی پذیرش نظارت بین‌المللی بر برنامه موشکی و هسته‌ای. این کارها، هرچند برای حفظ تمامیت ارضی ایران ضروری است، اما در داخل کشور می‌تواند به عنوان «تسلیم» تفسیر شود و مخالفان داخلی را به چالش بکشد.

علاوه بر این، کشورهای عربی ممکن است در نخستین ماه‌های پس از سقوط، از هرگونه کمک اقتصادی یا سیاسی به ایران خودداری کنند. عربستان و امارات که میلیاردها دلار در بازسازی عراق و سوریه سرمایه‌گذاری کرده‌اند، ابتدا منتظر خواهند ماند تا اطمینان حاصل کنند که «ایران جدید» واقعاً تغییر کرده است. 

این فاصله‌گذاری می‌تواند به معنای تأخیر در ورود سرمایه خارجی، بلاتکلیفی در بازار انرژی و حتی خطر تجزیه‌طلبی در مناطق مرزی باشد.

با این حال، فرصت نیز وجود دارد. اگر نظام آینده با صداقت و سرعت عمل کند، می‌تواند از این بحران به عنوان نقطه آغاز «ایران عادی» استفاده کند. پیشنهاد تشکیل یک کنفرانس منطقه‌ای برای امنیت خلیج فارس، امضای پیمان‌های غیرتهاجمی و حتی پیوستن به ابتکارات اقتصادی مشترک با شورای همکاری خلیج فارس، می‌تواند اعتماد از دست رفته را بازگرداند.

اما این مسیر نیازمند رهبرانی است که اول از همه منافع ملی ایران را بر ایدئولوژی قرار دهند – چیزی که جمهوری اسلامی هرگز نتوانست یا نخواست انجام دهد.

نتیجه‌گیری تلخ اما روشن

جمهوری اسلامی در طول چهار دهه، با سیاست خارجی ماجراجویانه خود ثابت کرد که «مقاومت» آن در حقیقت «تخریب» است. حمله اخیر به کشورهای عربی نه تنها مشکل با آمریکا و اسرائیل را حل نکرد، بلکه ایران را در نقشه راهبردی منطقه به یک «جزیره منزوی» تبدیل کرد. رژیم با این کارها، نه فقط دشمنان خارجی، بلکه آینده‌ای پر از بدهی و بی‌اعتمادی برای ملت ایران به ارث گذاشت.

حالا نوبت مردم ایران است که تصمیم بگیرند: آیا حاضرند چهار دهه دیگر هم هزینه این ماجراجویی‌های ایدئولوژیک را بپردازند، یا بالاخره به دنبال نظامی خواهند بود که ایران را از دشمن‌سازی به سمت همسایگی مسالمت‌آمیز هدایت کند؟ تاریخ، قضاوت نهایی را خواهد کرد؛ اما امروز، ساعت شمارش معکوس آغاز شده است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن