گروه سیاسی / ماهور ایرانی
در حالی که هیئت دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران برای دور دوم مذاکرات حساس و حیاتی با ایالات متحده و با میانجیگری عمان در ژنو به پایان رسید، سید علی خامنهای در تهران، با ادبیاتی تند و بیسابقه، عملاً ماهیت این گفتوگوها را زیر سوال برد. رهبر جمهوری اسلامی در سالگرد قیام ۲۹ بهمن تبریز، با تشبیه دولت آمریکا به «یزید» و مذاکرات جاری به «بیعت»، پیامی روشن به غرب فرستاد: در قاموس جمهوری اسلامی، مصالحه به معنای تسلیم است.
سخنان امروز علی خامنهای در اوج تنشهای نظامی در خاورمیانه بیان شد. در شرایطی که ناوگانهای دریایی و آرایش نظامی ایالات متحده در منطقه به بالاترین سطح هشدار رسیده است، رهبر نظام حاکم بر ایران به جای تلاش برای تنشزدایی، بار دیگر به ادبیات مذهبی-تاریخی متوسل شد تا راه هرگونه عقبنشینی تاکتیکی را بر دولت خود ببندد.
اظهارات امروز خامنهای، یک تناقض آشکار در ساختار تصمیمگیری جمهوری اسلامی را نمایان میکند. از یک سو، نمایندگان تهران با وساطت مسقط در هتل هایلوکس ژنو رو در روی دیپلماتهای آمریکایی نشستهاند تا شاید راهی برای خروج از بحران اقتصادی و نظامی بیابند؛ و از سوی دیگر، شخص اول مملکت تعیین هرگونه پیششرط برای این مذاکرات را «غلط و ابلهانه» میخواند.
او صراحتاً میگوید: «اگر بنا شد مذاکرهای انجام بگیرد، تعیین نتیجهی مذاکره از قبل یک کار غلط و ابلهانهای است.» این جمله، حمله مستقیم به اساسِ درخواستهای جامعه جهانی برای کنترل برنامه هستهای ایران است. غرب خواهان تضمین برای عدم دستیابی تهران به سلاح هستهای است، اما رهبر جمهوری اسلامی این مطالبهگری را «تعیین نتیجه از قبل» و نشانه «حماقت» طرف مقابل میداند.
این دوگانگی نشان میدهد که یا تیم مذاکرهکننده در ژنو اختیاراتی فراتر از آنچه در تهران گفته میشودندارد و صرفاً برای خرید زمان اعزام شدهاند، و یا اینکه رهبر جمهوری اسلامی برای حفظ وجهه خود در میان پایگاه ایدئولوژیک تندرو (ارزشیها)، ناچار است در داخل کشور بر طبل جنگ بکوبد، حتی اگر در پشت پرده جام زهر دیگری را آماده نوشیدن کرده باشد.
شاید خطرناکترین بخش سخنان امروز، استناد علی خامنهای به جمله معروف امام سوم شیعیان خطاب به حاکم وقت (یزید) بود: «مِثلی لا یُبایِعُ [مثل] یَزید».در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی، این کدگذاریها تصادفی نیست. وقتی رهبر نظام، طرف مقابل (آمریکا) را در جایگاه «یزید» و خود و حکومتش را در جایگاه «امام حسین» قرار میدهد،عملاً هرگونه توافق سیاسی را به یک «گناه نابخشودنی» و «انحراف عقیدتی» تبدیل میکند. او با بیان اینکه «ملت ایران با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند بیعت نخواهد کرد»، مسئلهای کاملاً سیاسی و امنیتی را به سطح یک جنگ مقدس مذهبی ارتقا میدهد.
این رویکرد ایدئولوژیک در شرایطی که سایه جنگ بیش از هر زمان دیگری بر سر مردم ایران سنگینی میکند، نشاندهنده شکاف عمیق میان اولویتهای«نظام» و «منافع ملی» است. در حالی که شهروندان ایرانی زیر بار تورم کمرشکن و انزوای بینالمللی ناشی از تحریمها قرار دارند، رهبر جمهوری اسلامی نگران «بیعت نکردن با یزید» است؛ استعارهای که هزینه آن را نه مسئولان حکومتی، بلکه مردم عادی در صورت بروز درگیری نظامی خواهند پرداخت.
سخنان تند رهبر ایران در حالی بیان میشود که آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه از حالت بازدارندگی به حالت تهاجمی تغییر کرده است. حضور گسترده نیروهای آمریکایی در اطراف ایران، پیامی روشن دارد؛ پنجره دیپلماسی در حال بسته شدن است.با این حال، علی خامنهای تهدیدات و هشدارهای رئیسجمهور آمریکا را صرفاً تلاشی برای «تسلط بر ملت ایران» تفسیر میکند و میگوید: «ملت ایران درسهای اسلامی و شیعی خودش را خوب بلد است.»
به نظر میرسد رهبر جمهوری اسلامی همچنان بر روی استراتژی «مقاومت» و استفاده از نیروهای نیابتی حساب باز کرده است، اما تحولات اخیر منطقه نشان داده که این کارتهای بازی نیز کارایی سابق خود را از دست دادهاند. با این وجود، او ترجیح میدهد به جای پذیرش واقعیتهای موجود و تعامل سازنده در ژنو، با زبانی صحبت کند که یادآور دوران جنگ سرد و ادبیات انقلابی دهه ۵۰ شمسی است.
در حالی که ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا با آرایشی تهاجمی در آبهای خلیج فارس مستقر شده و دونالد ترامپ بار دیگر از گزینه «تغییر رژیم» سخن گفته است، علی خامنهای با ادبیاتی که ترکیبی از تهدید نظامی و انکار واقعیت است، ایالات متحده را به غرق کردن ناوهایش تهدید کرد.
رهبر جمهوری اسلامی امروز در دیدار با مردم آذربایجان شرقی، بدون اشاره به تبعات ویرانگر هرگونه درگیری نظامی برای زیرساختهای حیاتی ایران،تلاش کرد تا با کوچکشمردن توان نظامی ابرقدرت جهان، به بدنه هواداران خود روحیه دهد. او در پاسخ به اظهارات اخیر مقامات واشنگتن مبنی بر قدرت بلامنازع ارتش آمریکا گفت: «قویترین ارتش دنیا ممکن است گاهی آنچنان سیلی بخورد که از جا نتواند بلند شود.»
خطرناکترین بخش از سخنان امروز خامنهای، تهدید مستقیم ناوگان دریایی آمریکا بود. او با بیان اینکه«خطرناکتر از ناو، آن سلاحی است که میتواند آن را به قعر دریا بفرستد»، عملاً به زرادخانه موشکی و پهپادی سپاه پاسداران اشاره کرد.
این اظهارات در شرایطی که تنشها در منطقه به نقطه جوش رسیده است، نه یک بازدارندگی متعارف، بلکه نوعی «دعوت به درگیری» محسوب میشود. در حالیکه دیپلماتهای ایرانی در ژنو تلاش میکنند چهرهای تعاملگرا از تهران به نمایش بگذارند، رهبر نظام با تهدید به غرق کردن کشتیهای آمریکایی، عملاً پیامی جنگطلبانه به اتاقهای فکر پنتاگون مخابره میکند. این سخنان میتواند بهانهای تمامعیار به دست تندروهای دولت ترامپ بدهد تا گزینه برخورد نظامی پیشدستانه را فعال کنند.
خامنهای با نادیده گرفتن شکاف تکنولوژیک عظیم میان ارتش آمریکا و نیروهای مسلح ایران، سعی دارد با تکیه بر «جنگ نامتقارن»، موازنه وحشت ایجاد کند؛ استراتژیای که در صورت بروز خطا، هزینهای جبرانناپذیر برای ایران خواهد داشت. بخش دیگری از سخنان رهبر جمهوری اسلامی، واکنشی مستقیم به اظهارات دونالد ترامپ بود که گفته بود «۴۷ سال است نتوانستهایم جمهوری اسلامی را از بین ببریم».خامنهای این جمله را «اعترافی خوب» خواند و خطاب به رئیسجمهور آمریکا گفت: «تو هم نخواهی توانست این کار را بکنی.»
این نوع استدلال، پرده از اولویت اصلی حاکمان تهران برمیدارد. برای رهبر جمهوری اسلامی، معیار موفقیت،نه توسعه اقتصادی، نه رفاه اجتماعی و نه جایگاه بینالمللی ایران، بلکه صرفاً «بقا» و «سرنگون نشدن» حکومت است. او ۴۷ سال انزوا، تحریم و فشار بر مردم ایران را نادیده میگیرد و تنها به این نکته بسنده میکند که آمریکا نتوانسته نظام را ساقط کند.
این رویکرد نشان میدهد که جمهوری اسلامی «امنیت نظام» را همارز با «امنیت ایران» تعریف کرده است. در حالی که شهروندان ایرانی زیر بار تورم و فساد سیستماتیک له شدهاند، رهبر حکومت با لحنی پیروزمندانه به رئیسجمهور آمریکا فخر میفروشد که هنوز بر سر قدرت است؛ حتی اگر این قدرت به قیمت ویرانی اقتصاد و فقر عمومی تمام شده باشد.
سخنان امروز خامنهای را میتوان نوعی «فرار به جلو» در برابر فشارهای فزاینده خارجی و داخلی دانست. او با علم به اینکه دور دوم مذاکرات ژنو و حضور نظامی آمریکا میتواند حلقه محاصره را تنگتر کند، سعی دارد با بالا بردن سطح تنش کلامی، فضای دوقطبی «ما در برابر آنها» را تشدید کند. جملهی «تو هم نخواهی توانست»، اگرچه مصرف داخلی برای هواداران سنتی نظام دارد، اما در عرصه بینالملل به معنای بسته شدن راههای دیپلماتیک تفسیر میشود. وقتی رهبر ایران رئیسجمهور آمریکا را مستقیماً مخاطب قرار داده و او را به ناتوانی متهم میکند، عملاً راه را بر هرگونه توافق پایدار در مذاکرات عمان میبندد.
به نظر میرسد جمهوری اسلامی با این سخنان، آخرین کارتهای خود را روی میز گذاشته است: تهدید به جنگ برای بقای حکومت. اما سوال اساسی اینجاست که آیا سیستم موشکی که خامنهای به آن مینازد، توانایی محافظت از ایران در برابر خشم «قویترین ارتش دنیا» را خواهد داشت، یا این «سیلی» که او وعدهاش را میدهد، نهایتاً به صورت مردم ایران اصابت خواهد کرد؟
تنها چند ساعت پس از آغاز دور دوم مذاکرات محرمانه و غیرمستقیم میان ایران و ایالات متحده در هتلهای ژنو و محل سفارت عمان، یک توییت کوتاه اما جنجالی از سوی محمدحسین رنجبران، مشاور رسانهای عباس عراقچی، پرده از واقعیت تلخ پشت درهای بسته برداشت. او نوشت: «حال و هوای مذاکرات ژنو ظاهرا جالب نبوده…»؛ جملهای که دقایقی بعد با دستپاچگی حذف شد، اما پیام خود را مخابره کرد: بنبست کامل.
حذف شتابزده این توییت نشاندهنده عمق آشفتگی و سردرگمی در دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی است. در حالی که تیم مذاکرهکننده ایرانی تلاش دارد با حفظ ظواهر، ژست «مدیریت تنش» را به بازار ارز و افکار عمومی داخل ایران بفروشد، اعتراف ناخواسته مشاور نزدیک وزیر خارجه نشان میدهد که شکاف میان تهران و واشنگتن، شاید دیگر پرشدنی نباشد.
توییت محمدحسین رنجبران، بیش از آنکه یک اظهارنظر شخصی باشد، بازتابدهنده فضای یأس حاکم بر هیئت ایرانی است. استفاده از عبارت «حال و هوای جالب نبوده» در ادبیات دیپلماتیک، اسم رمز «شکست» یا «برخورد سخت طرف مقابل» است.
اینکه یک مقام رسمی در وزارت خارجه مجبور میشود بلافاصله پس از انتشار واقعیت، آن را سانسور کند، دو پیام روشن دارد؛ جمهوری اسلامی به شدت نگران است که خبر شکست مذاکرات، فنر فشرده نرخ ارز را در تهران رها کند و بحران اقتصادی را به فروپاشی نزدیکتر سازد. حذف توییت نشان میدهد که روایتسازی در جمهوری اسلامی به شدت امنیتی شده و حتی مشاوران وزیر نیز اجازه ندارند خارج از چارچوب «همه چیز آرامی است»، سخن بگویند.
«حال و هوای ناخوش» در ژنو، نتیجه مستقیم سخنان آتشین خامنهای در تهران است. وقتی رهبر جمهوری اسلامی همزمان با حضور دیپلماتهایش در سوئیس،طرف مقابل را «یزید» میخواند، مذاکره را «ابلهانه» توصیف میکند و نیروی دریایی آمریکا را به فرستادن به «قعر دریا» تهدید میکند، انتظار هرگونه گشایشی در ژنو، خوشخیالی محض است.
به نظر میرسد طرف آمریکایی با کیف پر از پروندههای قطور نظامی و اولتیماتومهای صریح به سفارت عمان آمده است. دیپلماتهای ایالات متحده احتمالاً پیام روشنی را از واشنگتن منتقل کردهاند؛ دوران «مذاکره برای مذاکره» و وقتکشی هستهای به پایان رسیده است. توییت حذفشده رنجبران، در واقع واکنش شوکزدهی تهران به این تغییر فاز طرف مقابل است.
عباس عراقچی و تیمش در ژنو، در حال ایفای نقشی تراژیک هستند. آنها از یک سو با دولتی در آمریکا(تیم ترامپ و جمهوریخواهان) طرف هستند که دیگر به وعدههای تهران اعتمادی ندارد و خواهان «تغییر رفتار بنیادین» یا «تغییر رژیم» است، و از سوی دیگر،نماینده نظامی هستند که رهبرش هرگونه انعطاف را «بیعت با یزید» میداند.
توییت مشاور عراقچی نشان میدهد که دست دیپلماتهای ایرانی در برابر لیست بلند بالای شروط آمریکا کاملاً خالی است. آنها نه اختیاری برای مصالحه دارند و نه قدرتی برای تهدید متقابل در اتاق مذاکره. تنها کاری که میتوانند بکنند، مخابره اخبار ناامیدکننده به تهران و سپس حذف سریع آن برای جلوگیری از وحشت عمومی است. عبارت «باید منتظر نظرات رسمی بود» در توییت رنجبران، تلاشی نافرجام برای خرید زمان بود. اما وقتی «حال و هوا» خراب است، نظرات رسمی چیزی جز مشتهای گرهکرده و بیانیههای تکراری نخواهد بود.
حذف این توییت نتوانست صورت مسئله را پاک کند. واقعیت این است که در سایه آرایش نظامی سنگین آمریکا در منطقه و لفاظیهای جنگطلبانه رهبر جمهوری اسلامی، دیپلماسی در ژنو به پایان خط رسیده است. «حال و هوای ناخوش» مذاکرات، احتمالاً پیشلرزهی طوفانی است که در روزهای آینده، نه در هتلهای لوکس سوئیس، بلکه در آبهای خلیج فارس و آسمان منطقه خود را نشان خواهد داد. جمهوری اسلامی فرصت دیپلماسی را با شعارهای ایدئولوژیک سوزاند و حالا باید خود را برای عواقب آن آماده کند.
عباس عراقچی، رئیس هیئت مذاکرهکننده ایران، پس از دور دوم مذاکرات ژنو از «فضای سازنده» و «مسیرروشن» سخن گفت؛ اظهاراتی که در تضاد کامل با تهدیدهای جنگطلبانه رهبر جمهوری اسلامی و توییت حذفشده مشاورش قرار دارد و به نظر میرسد تلاشی است برای سفیدنمایی یک بنبست تمامعیار.
تنها ساعاتی پس از آنکه خامنهای، آمریکا را «یزید»خواند و مذاکره را «ابلهانه» توصیف کرد، و ساعاتی پس از آنکه مشاور رسانهای آقای عراقچی از «حال و هوای ناجالب» مذاکرات خبر داد و سپس پیامش را پاک کرد، مذاکرهکننده ارشد ایران مقابل دوربینها ظاهر شد تا روایتی کاملاً معکوس را به افکار عمومی قالب کند. این دوگانگی آشکار، بیش از هر چیز،نشاندهنده استیصال نظام در مدیریت بحران است.اظهارات عباس عراقچی مملو از کلیدواژههای دیپلماتیک توخالی است که معمولاً زمانی به کار میروند که هیچ پیشرفت ملموسی حاصل نشده باشد:
«بحثهای کاملاً جدی»: این عبارت یعنی دو طرف مواضع خود را با قاطعیت تکرار کردهاند و هیچکدام کوتاه نیامدهاند. «جدی» در اینجا به معنای «پرتنش» و «بدون انعطاف» است.
«فضای سازندهتر»؛ پسوند «تر» در اینجا حیاتی است. این یعنی فضای دور اول به قدری فاجعهبار بوده که هر چیزی کمتر از ترک میز مذاکره، «سازندهتر» تلقی میشود. این اعتراف غیرمستقیم به شکست دور اول است، نه نشانه موفقیت در دور دوم.
«توافق بر سر اصول راهنما»؛ این کلاسیکترین عبارت برای پوشاندن عدم توافق بر سر جزئیات است. «اصول راهنما» معمولاً کلیاتی مبهم و غیرالزامآورهستند که دو طرف بر سر آن توافق میکنند تا دست خالی از جلسه بیرون نروند. وقتی از جزئیات فنی و اقدامات عملی خبری نیست، «اصول راهنما» بهترین سرپوش است.
«مسیر روشن پیش رو داریم»؛ این جمله در حالی گفته میشود که بلافاصله بعد از آن میگوید «زمان دور بعدی مشخص نیست» و قرار است تازه «روی متنها کار شود». این «مسیر روشن» در واقع یک جاده مهآلود و بدون تاریخ است که هدف اصلی آن، خریدزمان برای تهران و جلوگیری از سقوط بیشتر ارزش ریال است.
جمهوری اسلامی در حال اجرای یک بازی دوگانه خطرناک است.
در تهران، رهبر نظام با ادبیات عاشورایی و تهدید به غرق کردن ناوهای آمریکایی،خوراک ایدئولوژیک به پایگاه اجتماعی تندرو خود میدهد و خطوط قرمز را ترسیم میکند. در ژنو، تیم دیپلماتیک با کتوشلوارهای اتوکشیده و لبخندهای دیپلماتیک، از «فضای سازنده» میگوید تا جامعه جهانی و بازارهای داخلی را آرام کند.
این استراتژی دوچهره، اعتبار ایران را به عنوان یک طرف مذاکرهکننده قابل اعتماد به کلی از بین برده است. طرف آمریکایی چگونه میتواند به تعهدات تیمی اعتماد کند که رهبرش تنها چند ساعت قبل، کل ماهیت مذاکره با آنها را زیر سوال برده است؟ اظهارات عراقچی نه برای متقاعد کردن واشنگتن، بلکه برای مصرف داخلی و کنترل وحشت اقتصادی در ایران طراحی شده است.
تناقض میان توییت حذفشده محمدحسین رنجبران و مصاحبه عباس عراقچی، هسته اصلی واقعیت را افشا میکند. آن توییت کوتاه و صادقانه، واکنش اولیه و بدون سانسور به فشارهای آمریکا در اتاق مذاکره بود. اما اظهارات عراقچی، بیانیهای تنظیمشده و مهندسیشده پس از ساعتها رایزنی در تهران است که هدفش کنترل خسارت است.
مردم ایران و ناظران بینالمللی باید از خود بپرسند کدام روایت به حقیقت نزدیکتر است؟ اعتراف ناخواسته و حذفشده یک مشاور نزدیک به تیم، یا بیانیه خوشبینانه و حسابشدهای که هدفش جلوگیری از فروپاشی بازار است؟
همچنین مسعود پزشکیان در سفری پیش بینی نشده و غیر عادی عازم مشهد شد تا محور مذاکرات وزیر خود با آمریکاییها را تحویل دهد. سفری که در ادامه سفر علی لاریجانی به مشهد بعد از گفتگو با مقامات عمانی و قطری انجام شد. به گفته برخیها رهبر جمهوری اسلامی در مشهد حاضر است و حالا مسعود پزشکیان برای خبر دادن به مقام بالاتر خود درباره آنچه که امروز گذشت مشورت نهایی را انجام دهد.
در این میان اما رسانههای خارجی حاضر در ژنو سوئیس از جمله لارنس نورمان خبرنگار وال استریت ژورنال در توییتی در واکنش به صحبتهای عراقچی نوشت: به نظر من، بیشتر شبیه این است که آنها بر سر دامنه موضوعاتی که باید در یک توافق مورد رسیدگی قرار گیرد به توافق رسیدهاند. یا در ادامه خبرنگار الحدث گفت: ایرانیها از مذاکره درباره موشکی و اصل غنیسازی خودداری کردند.
گمانهزنیها حاکی از آن است که ایران در این دور پیشنهادات غیر هستهای برای توافق با آمریکا از جمله سرمایه گذاری در فروش نفت، دسترسی آمریکا به معادن کمیاب و تجارت کالاهای اساسی مطرح کرده که از طرف آمریکا مثبت ارزیابی نشده و آمریکا فقط بر 4 شرط اصلی خود یعنی پایان غنی سازی، محدود کردن برد موشکی، دست برداشتن از حمایت از گروه های نیابتی در منطقه و تغییر رفتار با شهروندان خود پافشاری کرده است.
پایان دور دوم مذاکرات در ژنو، بیش از آنکه نویدبخش صلح باشد، بوی باروت میدهد. در حالی که عباس عراقچی تلاش کرد با واژگانی چون «فضای سازنده» بر ناکامی دیپلماتیک سرپوش بگذارد، سایه سنگین سخنان آیتالله خامنهای بر میز مذاکرات افتاده است. رهبر جمهوری اسلامی با تشبیه آمریکا به «یزید» و تهدید مستقیم به غرق کردن ناوهای آمریکایی، عملاً دیپلماسی را به گروگان ایدئولوژی گرفته و کشور را در مسیر یک رویارویی نظامی اجتنابناپذیر قرار داده است.
جمهوری اسلامی در خطرناکترین قمار تاریخ خود گرفتار شده است؛ قماری که در یک سوی آن میزمذاکرهای بیحاصل در ویلای سفارت عمان و در سوی دیگر، ماشههایی است که با یک خطای محاسباتی کشیده خواهند شد. خامنهای با استفاده از استعاره «یزید» برای دونالد ترامپ و آمریکا، نه تنها راه را بر هرگونه توافق پایدار بست، بلکه مشروعیت تیم مذاکرهکننده خود را نیز زیر سوال برد. در ادبیات شیعی، بیعت با یزید به معنای کفر و ذلت ابدی است.
وقتی رهبر نظام چنین خط قرمزی را ترسیم میکند،دیپلماتهایی که در ژنو «اصول راهنما» را بررسی میکنند، عملاً در حال انجام کاری عبث هستند. آمریکابرای جمهوری اسلامی دیگر یک «رقیب سیاسی»نیست، بلکه یک «دشمن وجودی» است که تنها راه تعامل با آن، یا نابودی است یا شهادت. این منطق، فضای تنفس دیپلماسی را خفه کرده است.
خطرناکترین بخش از سخنان اخیر رهبر جمهوری اسلامی، عبور از شعارهای کلی و ورود به تهدیدات عملیاتی مشخص بود. جمله «سلاحی خطرناکتر از ناو هست که آن را به قعر دریا بفرستد»، یک سیگنال نظامی مستقیم به پنتاگون است. در شرایطی که ناوگانهای آمریکا در منطقه آرایش تهاجمی گرفتهاند، این سخنان دیگر مصرف داخلی ندارد، بلکه میتواند به عنوان یک اعلام جنگ پیشدستانه تفسیر شود. خامنهای با این تهدید، دستاویزی به تندروهای واشنگتن داد تا استدلال کنند که جمهوری اسلامی یک تهدید غیرقابل کنترل است که باید پیش از شلیک آن «سلاح خطرناک»، هدف قرار گیرد.
تناقض آشکار میان توییت حذفشده مشاور عراقچی(که از حال و هوای بد مذاکرات خبر داد) و ادعاهای بعدی وزیر خارجه مبنی بر «مسیر روشن»، نشان میدهد که در اتاقهای دربسته ژنو خبری از توافق نیست. حقیقت ماجرا در همان توییت پاکشده نهفته بود؛ بنبست. تیم ایرانی تنها برای یک هدف به ژنو رفت؛ خرید زمان و جلوگیری از انفجار بازارهای مالی در تهران. اما با سخنان رهبر در تهران، دست عراقچی در ژنو کاملاً خالی بود. دیپلماتها نمیتوانند چیزی را بفروشند که رهبرشان پیشاپیش آن را آتش زده است.
جمهوری اسلامی اکنون در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» نیست، بلکه در وضعیت «حرکت به سوی جنگ» قرار دارد. استراتژی تهران مشخص است؛ تهدید نظامی حداکثری برای گرفتن امتیاز دیپلماتیک. اما ایناستراتژی در برابر دولت ترامپ که خود ادبیات تهاجمی دارد، یک اشتباه مهلک است.
تهدید به غرق کردن ناوهای آمریکایی همزمان با شکست عملی مذاکرات ژنو، احتمال برخورد نظامی را به بالاترین سطح در دهههای اخیر رسانده است. نظام حاکم با بستن درهای دیپلماسی واقعی (از طریق یزید خواندن طرف مقابل) و باز کردن دروازههای جنگ (با تهدیدناوها)، کشور را به سمت سناریویی میبرد که در آن، بقای نظام و امنیت ملی ایران، هر دو قربانی یکایدئولوژی ناسازگار با واقعیت خواهند شد.