خانه بین الملل آیا ایران بعد از سقوط مادورو قربانی بعدی تقسیم جهان خواهد بود؟

هم وطن پایان یک اتحاد استراتژیک و معمای خیانت پکن و مسکو به ونزوئلا را بررسی می‌کند

آیا ایران بعد از سقوط مادورو قربانی بعدی تقسیم جهان خواهد بود؟

تاریخ ۴ ژانویه ۲۰۲۶، نه تنها برای ونزوئلا، بلکه برای کل نظم ژئوپلیتیک جهانی، به مثابه نقطه‌ای عطف و تلخ در حافظه استراتژیک ایران ثبت خواهد شد. در پی یک عملیات نظامی برق‌آسا و بی‌سابقه، «نیکولاس مادورو»، رئیس‌جمهور ونزوئلا و متحد دیرین تهران، دستگیر و به ایالات متحده منتقل شد تا در نیویورک به اتهامات واهی مرتبط با مواد مخدر محاکمه شود.

اختصاصی هم وطن/ گروه سیاسی-پژواک کیا

تاریخ ۴ ژانویه ۲۰۲۶، نه تنها برای ونزوئلا، بلکه برای کل نظم ژئوپلیتیک جهانی، به مثابه نقطه‌ای عطف و تلخ در حافظه استراتژیک ایران ثبت خواهد شد. در پی یک عملیات نظامی برق‌آسا و بی‌سابقه، «نیکولاس مادورو»، رئیس‌جمهور ونزوئلا و متحد دیرین تهران، دستگیر و به ایالات متحده منتقل شد تا در نیویورک به اتهامات واهی مرتبط با مواد مخدر محاکمه شود. این رخداد، که با عقب نشینی معنادار و هماهنگ قدرت‌های شرقی همراه بود، نه تنها یک شوک سیاسی، بلکه زنگ خطر جدی را برای جمهوری اسلامی به صدا درآورد؛ آیا ونزوئلا قربانی یک معامله بزرگ جهانی شده است و آیا ایران، با توجه به منافع حیاتی ترامپ و ضعف‌های ساختاری داخلی، هدف بعدی این تقسیم کار ژئوپلیتیک خواهد بود؟

هژمونی با بوی نفت و کوکائین؛ روایت سقوط کاراکاس

سقوط کاراکاس، که با حمله نیروهای آمریکایی و بازداشت مادورو و همسرش رقم خورد، به سرعت پرده از اهداف واقعی واشنگتن برداشت. «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا، بدون هیچ پرده‌پوشی اعلام کرد که ایالات متحده تا زمان «انتقال قدرت امن، مناسب و سنجیده»، اداره ونزوئلا را بر عهده خواهد گرفت. او در ادامه، برنامه اقتصادی خود را تشریح کرد:« اجازه دادن به شرکت‌های نفتی آمریکایی برای در دست گرفتن کنترل زیرساخت‌های انرژی این کشور، با وعده سرمایه‌گذاری «میلیاردها دلار» برای بازسازی صنعت نفت فرسوده ونزوئلا که بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌شده نفت خام جهان را در اختیار دارد.»

این عملیات، تحت لوای مبارزه با مواد مخدر و تروریسم، توجیه شد. ترامپ، مادورو را متهم کرد که زندان‌ها و تیمارستان‌ها را خالی کرده و مجرمان را مجبور به مهاجرت به آمریکا کرده است. او دو باند تبهکار ونزوئلایی، از جمله «کارتل دِ لوس سولس» که مستقیماً تحت رهبری مادورو بود، را سازمان‌های تروریستی خارجی معرفی کرد. این کارزار فشار، با اعمال «محاصره کامل دریایی» و استقرار یک نیروی نظامی عظیم شامل ۱۵ هزار سرباز و ناو هواپیمابر یو‌اس‌اس جرالد آر فورد در دریای کارائیب، به اوج رسید.

در واکنش، چین که شاهد از دست رفتن یک متحد استراتژیک و یک منبع انرژی بود، این اقدام را شدیداً محکوم کرد. سخنگوی وزارت امور خارجه چین تصریح کرد پکن از بابت «استفاده فاحش ایالات متحده از زور» شوکه شده و «اقدامات هژمونیک» آمریکا علیه ونزوئلا را ناقض قوانین بین‌المللی و تهدیدکننده صلح و امنیت آمریکای لاتین دانست. با این حال، این محکومیت‌های لفظی نتوانستند مانع از تحقق سناریویی شوند که به نظر می‌رسید مدت‌ها پیش در پشت پرده‌های قدرت، طراحی شده بود.

زخم عمیق بر پیکر اقتصاد و ژئوپلیتیک ایران

سقوط مادورو برای ایران، نه صرفاً از دست دادن یک رفیق سیاسی، بلکه یک فاجعه استراتژیک و اقتصادی است. ونزوئلا در طول دو دهه گذشته، به واسطه مخالفت مشترک با هژمونی آمریکا، به یکی از مهم‌ترین متحدان راهبردی ایران در نیم‌کره غربی تبدیل شده بود. همکاری‌های گسترده‌ای در حوزه‌های انرژی، پتروشیمی، صنعت و فناوری صورت گرفته بود که برآوردهای غیررسمی، حجم سرمایه‌گذاری و وام‌های ایران در این کشور را بین ۱۵ تا ۲۰میلیارد دلار تخمین می‌زنند.

این سرمایه‌گذاری‌ها شامل پروژه‌های کلیدی مانند تعمیر و راه‌اندازی پالایشگاه «ال پالیتو»، ساخت نفتکش‌هایAframax، و پروژه‌های عمرانی بزرگی مانند ساخت مترو توسط قرارگاه خاتم‌الانبیا بود که بسیاری از آن‌ها به دلیل تحریم‌ها و مشکلات مالی ناتمام رها شده یا وضعیت بازپرداخت آن‌ها مبهم بود. اکنون، با سقوط دولت مادورو و روی کار آمدن دولتی تحت‌الحمایه آمریکا، سرنوشت این حجم عظیم از سرمایه‌های ملی که در شرایط بحران ارزی ایران حیاتی است، کاملاً نامشخص است.

اما ضربه مهلک‌تر، مربوط به بدهی‌های نفتی است. بر اساس گزارش‌ها، بدهی شرکت نفت ونزوئلا به ایران، که ناشی از تأمین خوراک پالایشگاه‌های ونزوئلا در ازای فرآورده‌های نفتی بود، به رقم دو میلیارد دلار رسیده بود. با دستگیری مادورو و تسلط آمریکا بر دارایی‌های ونزوئلا، این بدهی‌ها که تراستی‌ها به نام ونزوئلا پرداخت نمی‌کردند، عملاً برای همیشه از حساب‌های ایران حذف و از بین رفت. این یعنی در کنار از دست رفتن یک پایگاه استراتژیک، ایران با یک زیان مالی هنگفت مواجه شده است.

معمای خیانت بزرگ؛ عقب نشینی چین و روسیه در ازای چه امتیازی؟

شاید تکان‌دهنده‌ترین بخش این ماجرا، نه قدرت‌نمایی آمریکا، بلکه سکوت و انفعال قدرت‌های شرقی، یعنی چین و روسیه، باشد. این دو کشور، که سال‌ها حامی سیاسی، مالی و نظامی ونزوئلا بودند، در لحظه حساس، از حمایت مؤثر از متحد خود ناتوان ماندند یا ترجیح دادند که ناتوان باشند. گمانه‌زنی‌ها درباره «معامله بزرگ» میان قدرت‌های جهانی، پس از این رخداد به شدت تقویت شد. تحلیلگران معتقدند که انتقال نیکولاس مادورو به آمریکا، نه یک ماجراجویی یک‌جانبه، بلکه نمونه‌ای از تفاهم بزرگ و سیال میان قدرت‌های جهانی بر سر تقسیم کار ژئوپلیتیک است. شاید بتوان ونزوئلا را به عنوان یک بازیچه دست قدرت‌ها تلقی کرد.

شواهد این معامله، در جزئیات نهفته است: تنها ده ساعت قبل از حمله آمریکا به کاراکاس، «کیو شیائوکی»، فرستاده ویژه رئیس‌جمهور چین، برای مذاکرات سطح بالا با مادورو در کاخ میرافلورس حضور داشت. این حضور نمادین، نه برای جلوگیری از سقوط، بلکه احتمالاً برای حفظ پرستیژ و اجرای آخرین پروتکل‌های یک توافق پنهان بود. عملکرد چین و روسیه، نه نشانه‌ی شکست، بلکه بخشی از یک معامله‌ی بزرگ‌تر است:« تثبیت دست بالاتر روسیه در اوکراین، کسب آزادی عمل تدریجی و کنترل‌شده برای چین در قبال تایوان، و در ازای آن، بازپس‌گیری سریع و کم‌هزینه‌ی «نیم‌کره غربی» توسط آمریکا به عنوان قلمرو حیاتی.»

همانطور که سفیر چین در مسکو، هم‌زمان با تحولات پرتنش ونزوئلا، نسبت به هرگونه اقدام تحریک‌آمیز درباره جزیره تایوان هشدار داد، این گمانه تقویت شد که ونزوئلا به عنوان مهره‌ای در شطرنج بزرگ‌تر، قربانی شده تا منافع حیاتی‌تر پکن و مسکو در مناطق دیگر تأمین شود. این وضعیت، پیامی روشن برای ایران دارد: اتکای صرف به حمایت‌های سیاسی و نظامی این دو قدرت، در لحظه حساس، می‌تواند با منافع حیاتی آن‌ها معاوضه شود.

ونزوئلا هدف نهایی نیست؛ ایران در تیررس ترامپ

تحلیلگران ژئوپلیتیک تأکید می‌کنند که ونزوئلا هدف نهایی آمریکا نبود، بلکه مهره‌ای در راهبرد گسترده‌تر مهار چین و بازسازی هژمونی آمریکا در نیم‌کره غربی (بر اساس دکترین موجود در سند امنیت ملی آمریکا) محسوب می‌شد. ونزوئلا به دلیل پیوندهای راهبردی بلندمدت خود با چین و روسیه در حوزه‌های انرژی و مالی، به یک گلوگاه ژئوپلیتیکی و تهدیدی ساختاری برای نظم هژمونیک آمریکا تبدیل شده بود.

با این حال، سقوط مادورو، ایران را به اولویت دوم ترامپ تبدیل می‌کند. ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره حضور ایران، روسیه و چین در ونزوئلا، با بی‌تفاوتی گفت: «در مورد کشورهایی که دنبال نفت هستند، باید بگویم ما به آن‌ها خواهیم فروخت.» این اظهارات و تمرکز ترامپ بر منابع نفتی و امنیت نیم‌کره غربی، نشان داد که دستیابی به منابع انرژی و تثبیت امنیت در حوزه نفوذ سنتی آمریکا، برای او اهمیت بیشتری دارد تا درگیری‌های دوردست مانند اوکراین.

اما مسئله ایران با اسرائیل پیوند خورده است؛ اسرائیل در همان سند امنیت ملی آمریکا، بازوی اجرایی منویات آمریکایی‌ها در خاورمیانه است و به نوعی برنامه‌ریزی‌ها در اسرائیل شکل می گیرد و تصمیم نهایی در واشنگتن رقم می‌خورد. بنابراین، پس از بازپس‌گیری ونزوئلا و تثبیت موقعیت در غرب، ایران به دلیل پیوند با مسئله اسرائیل و همچنین دارا بودن ذخایر انرژی، به عنوان هدف بعدی در دستور کار قرار می‌گیرد.

این فشار خارجی، هم‌زمان با تشدید ناآرامی‌های داخلی و اعتراضات خیابانی در ایران، وضعیت را پیچیده‌تر کرده است. اعتراضات اخیر، که ریشه در بحران عمیق اقتصادی، تورم مزمن و فساد ساختاری دارد، ظرفیت تحمل اجتماعی را کاهش داده و شباهت‌هایی با فرسایش تدریجی اعتماد عمومی در ونزوئلا پیش از سقوط مادورو دارد. ترامپ نیز مخالفت خود را با حکومت حاضر در ایران اعلام کرده و قصد دارد در حالاتی از معترضان ایران دفاع کند. برخی منتقدان بر این باورند اظهارات اخیر ترامپ برای مداخله در مسائل داخلی ایران بخشی از پازل فشار بر ایران است و عملیاتی نخواهد شد اما باید درصدی این احتمال را داد که ترامپ واقعا به وعده‌ي حمایت از معارضان جمهوری اسلامی عمل کند. 

ضرورت بازنگری در راهبردهای ایران

سقوط متحدانی چون مادورو، در کنار فشارهای خارجی و ناآرامی‌های داخلی، جمهوری اسلامی را در یکی از پیچیده‌ترین مقاطع خود قرار داده است. اتکای تهران به «شرق» (چین و روسیه)، همانطور که تجربه ونزوئلا نشان داد، بیش از آنکه بر اعتماد عمیق استوار باشد، ناشی از ضرورت و اجبار ژئوپلیتیک در شرایط تحریم و انزوای بین‌المللی است. این توافق‌ها لزوماً ارزش راهبردی پایداری برای مسکو و پکن ندارند و ایران را به یک کارت ژئوپلیتیک و منبع انرژی ارزان تقلیل می‌دهند. در مقابل ترامپ نیز با نادیده گرفتن سازمان ملل و شورای امنیت، تلاش می‌کند تا مسائل جهانی را به صورت یک‌جانبه حل کند و از ابزارهای گوناگونی مانند مبارزه با قاچاق مواد مخدر، حقوق بشر و منافع انرژی برای توجیه استفاده از زور استفاده می‌کند. در چنین شرایطی، هیچ کشوری نمی‌تواند مانند گذشته عمل کند. هچنین ایران در حال حاضر درگیر جنگی ناتمام با آمریکا و اسرائیل است و پرونده هسته‌ای آن نیز همچنان باز مانده است. در نتیجه هر برنامه ریزی آمریکا برای ایران ممکن است با یک معامله با چین و روسیه به سهولت انجام شود و تجربه نشان داده است تصمیمات غرب برای منطقه غرب آسیا دستاوری برای کشور هدف نخواهد داشت. 

در حقیقت آنچه در کاراکاس رخ داد، پیامی روشن دارد. جهان دوباره نقشه‌ای دارد که خطوط آن تابع موازنه و محاسبه است. اگر سناریوی معامله روسیه و چین درست باشد، احتمال معامله بر سر ایران نیز افزایش پیدا می‌کند. تأخیر در تصمیم‌گیری و پافشاری بر تجربه‌های شکست‌خورده، می‌تواند یک پرونده را از وضعیت قابل حل به دامن تصمیمگری قدرت های بزرگ بیاندازد و ایران را در معرض فشارهای فزاینده‌ای قرار دهد که مشابه آن در ونزوئلا به سقوط یک دولت انجامید. بازنده اساسی این تحولات در چنین شرایطی ایران خواهد بود.

ایران مهره بعدی این شطرنج جهانی است؟

سقوط مادورو و تسلط آمریکا بر ونزوئلا، به معنای بازگشت کنترل بر ۳۰۳ میلیارد بشکه ذخیره نفتی جهان به حوزه نفوذ آمریکا است. این اقدام، نه تنها یک پیروزی ژئوپلیتیک، بلکه یک پیروزی اقتصادی بزرگ برای ترامپ است. شرکت‌های بزرگ نفتی آمریکا، هرچند در ظاهر محتاط هستند، اما تحلیلگران معتقدند که رقابت گسترده‌ای برای کسب بهترین فرصت‌ها میان آن‌ها شکل خواهد گرفت. این تحولات، نشان‌دهنده تغییر ماهیت رقابت قدرت‌های بزرگ است؛ رقابتی که در آن انرژی و لجستیک، محور اصلی بازی ژئوپلیتیکی آمریکا و چین هستند.

فشار بر ونزوئلا، که منجر به افزایش بی‌ثباتی اقتصادی و تشدید شکاف‌های سیاسی شد، تصویری روشن از این رقابت ارائه می‌دهد. برای ایران، این رخداد یک هشدار حیاتی است که نشان می‌دهد در نظم نوین جهانی، متحدان کوچک، به راحتی قربانی معاملات بزرگ می‌شوند. ایران اگربا توجه به فرسایش داخلی و فشارهای خارجی، استراتژی خود را از اتکای مطلق به شرق، به سمت ایجاد موازنه‌ای انعطاف‌پذیر و اتخاذ رویکردهای غیرتکراری تغییر ندهد به مهره بعدی در شطرنج قدرت‌های بزرگ تبدیل خواهد شد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن