اختصاصی گروه اجتماعی/ رها صدیق
با آغاز فصل بهار، زمستان سخت معیشتی در کشور همچنان ادامه دارد؛ زمستانی که سرمای آن بیش از همه بر دوش بازنشستگان و مستمریبگیرانی سنگینی میکند که سالهای جوانی خود را صرف کار و خدمت کردهاند اما امروز در دوران سالمندی، بهجای آرامش و آسودگی، با نگرانی از هزینههای زندگی، درمان و آینده فرزندانشان دستوپنجه نرم میکنند.
در شرایطی که تورم هر روز سفره خانوارها را کوچکتر میکند، بسیاری از بازنشستگان میگویند حقوق دریافتیشان دیگر پاسخگوی ابتداییترین نیازهای زندگی نیست. تاخیر در پرداخت مستمریها، نامشخص بودن زمان اجرای افزایش حقوقها و بلاتکلیفی در تعیین میزان واقعی افزایش حقوق بازنشستگان در سال ۱۴۰۵، نگرانی این قشر را دوچندان کرده است. بسیاری از بازنشستگان هنوز نمیدانند دریافتی سال آیندهشان تا چه اندازه افزایش خواهد یافت و آیا این افزایش میتواند فاصله عمیق میان درآمد و هزینههای زندگی را جبران کند یا خیر.
امروز بخش قابلتوجهی از بازنشستگان با حقوقی حدود ۱۶ میلیون تومان روزگار میگذرانند؛ حقوقی که در برابر هزینههای سنگین اجارهخانه، خوراک، قبوض، درمان و دارو عملا ناچیز بهنظر میرسد. بسیاری از سالمندان مبتلا به بیماریهای مزمن هستند و ناچارند ماهانه میلیونها تومان صرف دارو و درمان کنند. در چنین شرایطی، بازنشستهای که تنها ۱۶ میلیون تومان حقوق میگیرد، چگونه میتواند هزینه داروهای چندمیلیونی، آزمایشها، ویزیت پزشک و درمانهای تخصصی را تامین کند؟ بسیاری از آنان مجبورند بین خرید دارو، پرداخت اجاره یا تامین مایحتاج روزانه یکی را انتخاب کنند.
برخی تصور میکنند بازنشستگان به دلیل برخورداری از برخی خدمات رفاهی، شرایط مناسبی دارند اما واقعیت چیز دیگری است. تفاوت میان صندوقهای بازنشستگی، تبعیض در پرداختها و فاصله عمیق میان مستمری و هزینه واقعی زندگی، فشار سنگینی بر دوش مستمریبگیران گذاشته است. بازنشستگان تامین اجتماعی بارها نسبت به تاخیر در اجرای افزایش حقوقها و عقبماندگی مستمریها از نرخ واقعی تورم اعتراض کردهاند.
بسیاری از بازنشستگان پس از بیش از سه دهه کار، ناچار شدهاند دوباره وارد بازار کار شوند. رانندگی در تاکسیهای اینترنتی، نگهبانی، کارهای خدماتی و مشاغل پارهوقت، این روزها به بخشی از واقعیت زندگی سالمندانی تبدیل شده که باید دوران استراحت و آرامش را سپری میکردند. گروهی دیگر که توان جسمی کار کردن ندارند، برای تامین هزینههای زندگی وابسته به کمک فرزندان خود شدهاند.
آرامش و آسایش نداریم
یکی از بازنشستگان در هموطن میگوید: «چهار سال است بازنشسته شدهام اما نهتنها آرامش ندارم بلکه هر روز نگرانتر میشوم. دختر و پسرم در آستانه ازدواج هستند و من حتی توان تامین هزینههای اولیه را ندارم. مدتهاست منتظر وام هستم اما خبری نشده. مجبورم بعد از سالها کار اداری، پشت فرمان تاکسی اینترنتی بنشینم تا شاید بتوانم از پس مخارج زندگی بربیایم.»
او ادامه میدهد: «بعضیها فکر میکنند بازنشستهها امکانات زیادی دارند اما واقعیت این است که بیشتر خریدهای اعتباری با سود بالا از حقوقمان کم میشود. اگر بیماری پیش بیاید، تازه میفهمیم بیمهها چقدر ناکارآمدند. داروها میلیونی شده اما حقوق ما همان ۱۶ میلیون تومان است؛ با این پول نه میشود زندگی کرد، نه میشود درمان شد.»
کارشناسان اجتماعی نیز معتقدند فشار اقتصادی بر سالمندان، تنها یک مشکل فردی نیست بلکه به بحرانی اجتماعی تبدیل شده است. مصطفی آبروشن، جامعهشناس، میگوید: «تورم مزمن، افزایش هزینه مسکن، رشد قیمت دارو و درمان و همزمان نبود تناسب میان مستمری و هزینههای واقعی زندگی، باعث شده بسیاری از بازنشستگان به سمت فقر حرکت کنند. کاهش کیفیت تغذیه، حذف برخی درمانها و افزایش اضطراب و افسردگی، از پیامدهای مستقیم این وضعیت است.»
به گفته او، بلاتکلیفی درباره افزایش حقوق بازنشستگان در سال ۱۴۰۵ نیز به نگرانیهای این قشر افزوده است؛ زیرا در شرایطی که قیمت کالاها و خدمات هر روز افزایش پیدا میکند، تاخیر در تعیین تکلیف حقوقها، عملا قدرت برنامهریزی را از خانوادههای بازنشسته گرفته است.
کارشناسان هشدار میدهند ادامه این روند میتواند به گسترش فقر سالمندی، کاهش کرامت اجتماعی بازنشستگان و افزایش آسیبهای روحی و جسمی منجر شود. نسلی که سالها برای توسعه کشور تلاش کرده، امروز بیش از هر زمان دیگری چشمانتظار حمایت موثر، حقوق عادلانه و تامین حداقلهای یک زندگی آبرومند است؛ مطالبهای که همچنان در میان وعدهها و تصمیمهای نیمهتمام، بلاتکلیف باقی مانده است.