خانه اینترنت هموطن از پشت‌پرده ادعای ثبت‌نام 30 میلیون نفر در یک سامانه گزارش می‌دهد؛یک رفرش، صد «جان‌فدا!

هموطن از پشت‌پرده ادعای ثبت‌نام 30 میلیون نفر در یک سامانه گزارش می‌دهد؛یک رفرش، صد «جان‌فدا!

اختصاصی گروه اقتصادی/محمدرضا گلسار:   ۳۰ میلیون نفر در ایران وجود دارند که می‌گویند «جان‌فدا» هستند؛ عددی بزرگ، سنگین و در نگاه اول خیره‌کننده. اما همین عدد، وقتی کمی به آن نزدیک می‌شویم، بیشتر از آن‌که نشانه‌ واقعیت باشد، بوی آمارسازی می‌دهد. انگار با عددی طرف هستیم که قبل از آن‌ که در ذهن مردم شکل بگیرد، در یک الگوریتم نوشته شده است. عددی که نه از دل جامعه، بلکه از دل یک شمارنده بیرون آمده؛ شمارنده‌ای که هر بار با یک رفرش، وفاداری تازه‌ای تولید می‌کند. این ماجرا از لحظه‌ای عجیب می‌شود که این عدد متوقف نمی‌شود. اگر واقعاً ۳۰ میلیون نفر ثبت‌نام کرده‌اند، چرا هنوز هم با هر بار تازه‌سازی صفحه، صدها نفر به آن اضافه می‌شوند؟ این رفتار، دقیقاً شبیه یک «counter» از پیش‌تنظیم‌شده است؛ همان‌هایی که در وب‌سایت‌ها برای ایجاد حس شلوغی و استقبال مصنوعی استفاده می‌شوند.

در اینجا اما مسئله فقط یک ترفند ساده نیست، بلکه ادعایی است که قرار است نماینده‌ بخشی از جامعه باشد. بر اساس داده‌های رسمی جمعیتی، کل جمعیت ایران حدود ۹۳ میلیون نفر است. از این تعداد، طبق گزارش‌های مرکز آمار، حدود ۶۵ میلیون نفر در سن استفاده فعال از اینترنت قرار دارند. حالا اگر ادعا شود ۳۰ میلیون نفر در یک بازه‌ زمانی کوتاه در یک سایت خاص ثبت‌نام کرده‌اند، یعنی تقریباً نیمی از کل کاربران بالقوه کشور در یک اقدام هماهنگ شرکت کرده‌اند. چنین پدیده‌ای حتی در آزادترین و پرانگیزه‌ترین جوامع دیجیتال هم به‌ندرت اتفاق می‌افتد. برای مقایسه، کمپین‌های جهانی با حمایت گسترده رسانه‌ای، معمولاً به چند میلیون مشارکت‌کننده می‌رسند، نه ده‌ها میلیون. بنابراین این رشد بی‌وقفه، بیشتر شبیه یک الگوریتم زمان‌محور است تا یک رفتار واقعی اجتماعی. انگار یک موتور پشت صحنه نشسته و بر اساس ثانیه‌ها، «انسان» تولید می‌کند. مهم‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین فکت در این بررسی، به ساختار داخلی این سامانه بازمی‌گردد: «شناسه کاربران در بخش نظرات». در هر سامانه‌ ثبت‌نامی، تخصیص آی‌دی به کاربران معمولاً به‌صورت ترتیبی و افزایشی انجام می‌شود.

این شناسه‌ها، برخلاف اعداد کلی، به‌سادگی قابل دستکاری نیستند، زیرا هرکدام نماینده‌ یک ثبت‌نام واقعی در پایگاه داده هستند. بررسی این بخش نشان می‌دهد که شناسه کاربران به‌زحمت از محدوده چند میلیون عبور می‌کند. این در حالی است که عدد اعلامی، ۳۰ میلیون نفر است. چنین فاصله‌ای، از منظر فنی، قابل توجیه نیست. حتی با در نظر گرفتن این‌که همه کاربران در بخش نظرات فعال نیستند، باز هم اختلاف میان چند میلیون آی‌دی و ده‌ها میلیون ثبت‌نام، یک شکاف جدی و غیرقابل چشم‌پوشی محسوب می‌شود. در تحلیل سیستم‌های دیجیتال، این نوع ناهماهنگی، به‌عنوان یکی از شاخص‌های اصلی داده‌های غیرواقعی شناخته می‌شود. به بیان دقیق‌تر، اگر ۳۰ میلیون ثبت‌نام واقعی انجام شده بود، ساختار شناسه‌ها نیز باید به همان نسبت رشد می‌کرد.

عدم تطابق میان این دو، نشان می‌دهد که عدد اعلامی، لزوماً بازتاب‌دهنده‌ تعداد واقعی کاربران نیست، بلکه می‌تواند نتیجه‌ یک لایه‌ نمایشی در سطح رابط کاربری باشد. در کنار این شواهد فنی، شرایط اجتماعی و اقتصادی نیز این ادعا را با تردید جدی مواجه می‌کند. بر اساس گزارش‌های رسمی، نرخ تورم سالانه در ایران از ۶۰ درصد عبور کرده و فشار معیشتی بر خانوارها به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافته است. در چنین شرایطی، اولویت بخش بزرگی از جامعه، تأمین نیازهای اولیه است، نه مشارکت گسترده در یک پلتفرم خاص! از سوی دیگر، وضعیت بازار کار نیز مؤید همین تصویر است. اگرچه نرخ بیکاری رسمی حدود ۱۰ درصد اعلام می‌شود، اما شاخص‌هایی مانند اشتغال ناقص، بیکاری پنهان و تأخیر در پرداخت حقوق، نشان‌دهنده‌ عمق بیشتر بحران هستند. میلیون‌ها نفر با درآمدهای ناپایدار یا ناکافی مواجه‌اند و این واقعیت، با ادعای مشارکت میلیونی در تضاد قرار دارد.

اینجاست که شکاف بین روایت رسمی و تجربه‌ی زیسته مردم آشکار می‌شود. مردمی که سال‌ها با فیلترینگ، سرعت پایین اینترنت و محدودیت‌های پی‌درپی مواجه بوده‌اند، حالا باید باور کنند که در یک اقدام هماهنگ، به یک سامانه خاص پیوسته‌اند. این تناقض، نه‌تنها اعتماد را تقویت نمی‌کند، بلکه آن را بیشتر فرسایش می‌دهد. فناوری، برخلاف بسیاری از حوزه‌ها، حافظه دارد. داده‌ها ذخیره می‌شوند، الگوها قابل تحلیل‌اند و تناقض‌ها دیر یا زود آشکار می‌شوند. در دنیای دیجیتال، دروغ‌ها عمر کوتاهی دارند، چون هر عدد، هر کلیک و هر رفتار، قابل ردیابی است. اگر آماری واقعی نباشد، رد پای آن در رفتار کاربران، در لاگ‌ها و در الگوهای استفاده دیده نمی‌شود. این همان جایی است که فناوری، برخلاف انتظار، به دشمن دروغ تبدیل می‌شود. چون داده‌ها دروغ نمی‌گویند.

رفتار کاربران، الگوهای رشد و حتی همین آی‌دی‌های ساده، همه چیز را لو می‌دهند. بنابراین شاید بتوان یک عدد بزرگ ساخت، اما نمی‌توان تمام نشانه‌های اطراف آن را هماهنگ کرد. در اینجا مسئله فقط این ۳۰ میلیون نفر نیست. مسئله، الگویی است که بارها در جمهوری اسلامی تکرار شده: فاصله‌ی میان آنچه اعلام می‌شود و آنچه مردم زندگی می‌کنند. این فاصله، هر بار عمیق‌تر شده و هر بار اعتماد را بیشتر فرسوده است. شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا این باشد که در میان این بازی اعداد، مردم واقعی نادیده گرفته می‌شوند. کسانی که زیر فشار اقتصادی هستند، کسب‌وکارشان را از دست داده‌اند و صدایشان به جایی نمی‌رسد. آن‌ها در آمار بیکاری شاید دیده نشوند، اما در این ۳۰ میلیون «جان‌فدا» حساب شده‌اند. اما این بازی، پایانی دارد. چون واقعیت، برخلاف عدد، قابل رفرش نیست. نمی‌شود آن را هر بار بزرگ‌تر کرد. دیر یا زود، تصویر واقعی خودش را نشان می‌دهد. آن‌وقت دیگر نه شمارنده‌ها اهمیت دارند، نه اعداد بزرگ. در آن لحظه، چیزی که باقی می‌ماند، نه عدد ۳۰ میلیون، بلکه تعداد واقعی «جان‌فدایان» است؛ عددی که دیگر نمی‌توان آن را با رفرش کردن صفحه بزرگ‌تر کرد. عددی که از دل واقعیت بیرون می‌آید، نه از دل یک الگوریتم!

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن