خانه سیاست صلحی برای مردم یا فرصتی برای بقای حاکمیت؟

توافق ایران و آمریکا؛

صلحی برای مردم یا فرصتی برای بقای حاکمیت؟

بعدا از ماه‌ها کشمکش و جنگ بالاخره کار به توافق میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده رسید.

آوا مهرگانی

بعدا از ماه‌ها کشمکش و جنگ بالاخره کار به توافق میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده رسید. این توافق اما بیش از آنکه یک دستاورد دیپلماتیک یا موازنه استراتژیک باشد، پرده‌برداری علنی از یک معامله سیاسی برای بقای حاکمیت است. این رویداد برای ناظرانی که تحولات چهار دهه گذشته را رصد کرده‌اند، نه یک غافلگیری، بلکه پرده‌ای دیگر از نمایش دیرینه «بحران‌سازی و باج‌خواهی» برای فرار از سقوط است. اما برای جامعه جان‌به‌لب‌آمده ایران و نیروهای تحول‌خواه، این توافق فراتر از یک خبر دیپلماتیک است و این پرسش مهم را پیش می‌کشد که آیا این سازش ناگزیر، چه تأثیری بر موازنه قدرت میان مردم و حاکمیت خواهد داشت؟ برای پاسخ به این پرسش، باید نقاب از چهره بیانیه‌های تبریک دیپلماتیک برداشت و مغز استخوان این توافق را کاوید.


ایدئولوژی پیش پای بقا ذبح شد؟
سال‌هاست که دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی، هویت خود را بر مدار ستیز با «استکبار جهانی» تعریف کرده است. با این حال، تاریخ معاصر نشان داده که هسته سخت قدرت در ایران، هرگاه خود را در محاصره خشم عمومی و خفگی اقتصادی دیده، به نرمشی قهرمانانه تن داده است. این توافق، پیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، اعترافی عریان به ناکارآمدی ساختاری است. حکومتی که مدعی ساخت نظم نوین جهانی بود، اکنون برای تنفس در اتمسفر اقتصاد بین‌الملل، دست به دامن همان قدرتی شده که آن را «شیطان بزرگ» می‌نامید. این تناقض آشکار، ریزش بدنه عقیدتی نظام را سرعت می‌بخشد چرا که به حامیان ایدئولوژیک خود ثابت می‌کند شعارهای ضدامریکایی، کالایی مصرفی برای توده‌هاست و در اتاق‌های تاریک تصمیم‌گیری، آنچه حکم می‌راند، غریزه بقای سیاسی است.


تزریق خون به رگ‌های سرکوب
یکی از کلیدی‌ترین پرسش‌ها در هر توافق مالی با تهران، سرنوشت منابع ارزی آزاد شده است. بوق‌های تبلیغاتی حکومت ارکستر فتح می‌نوازند و وعده گشایش اقتصادی به توده‌ها می‌دهند. اما تجربه تاریخی برجام و توافقات مقطعی گذشته، ابهام بزرگ‌تری را پیش چشم می‌گذارد. آیا این سرمایه‌ها صرف مهار تورم افسارگسیخته، احیای زیرساخت‌های رو به نابودی کشور و سفره خالی کارگران خواهد شد؟ پاسخ پیشاپیش منفی است. در ساختار الیگارشیک و رانتی کنونی، این دارایی‌ها پیش از رسیدن به دست مردم، در شبکه پیچیده نهادهای موازی، تسلیح گروه‌های نیابتی در منطقه و مهم‌تر از همه، تقویت ماشین سرکوب داخلی بلعیده می‌شوند. غرب با فرستادن این سیگنال‌های مالی، عملاً خط اعتباری جدیدی برای تثبیت قدرت نظامی-امنیتی حاکمیت صادر می‌کند و این، بزرگ‌ترین ضربه به جنبش‌های مدنی داخل کشور است.


حقوق بشر در مسلخ ثبات منطقه‌ای
توافق اخیر بار دیگر این واقعیت تلخ را آشکار ساخت که در دنیای واقعی و عالم سیاست، منافع کوتاه‌مدت دولت‌ها همواره بر ارزش‌های دموکراتیک ارجحیت دارد. واشنگتن با پذیرش این توافق، نشان داد که اولویت اصلی‌اش مهار هسته‌ای، امنیت انرژی و جلوگیری از تنش‌های مهارناپذیر در خاورمیانه است؛ حتی اگر قیمت آن، نادیده گرفتن سرکوب خشن معترضان و نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران باشد. این رویکرد، دوش آب سردی بود بر پیکر کسانی که مصلحت‌جویی‌های بین‌المللی را باور نداشتند و به معجزه تغییر از بیرون دل بسته بودند. غرب ثابت کرد که برای امضای یک سند، حاضر است چشم خود را بر دادخواهی میلیون‌ها ایرانی ببندد و با حکومتی که فاقد مشروعیت ملی است، پای یک میز بنشیند.

مسئولیت تاریخی اپوزیسیون
این جابجایی در مختصات سیاسی، پیش و بیش از هر چیز، زنگ خطری جدی برای جریان‌های اپوزیسیون و نیروهای آزادی‌خواه است. سال‌ها دل خوش کردن به تحریم‌های حداکثری و انتظار برای فروپاشی اقتصادی از طریق فشار خارجی، مانع از شکل‌گیری یک استراتژی منسجم و درون‌زا شد. اکنون که حاکمیت توانسته با این توافق، زمان بخرد و افق‌های تنفسی جدیدی برای خود دست‌وپا کند، زمان بازنگری بنیادین فرا رسیده است.
نیروهای تحول‌خواه باید از پیوند زدن سرنوشت آزادی ایران به انتخابات کاخ سفید یا مواضع پایتخت‌های اروپایی دست بردارند. این توافق نشان داد که کلید تغییر، نه در راهروهای سازمان ملل، بلکه در همبستگی شبکه‌های مدنی داخل، سازماندهی اعتراضات کارگری، صنف‌های مستقل و تعمیق آگاهی ملی است. اپوزیسیون آزاد باید بتواند روایت حکومت از این «پیروزی دیپلماتیک» را با افشای غارت منابع ملی خنثی کند و خشم فروخورده جامعه را به سمت مطالبه‌گری ساختاری هدایت نماید.


فصل جدید مبارزه
توافق میان ایران و آمریکا شاید بتواند به عنوان یک مسکن موقت، بحران‌های فوری حاکمیت را تسکین دهد، اما قادر به درمان سرطان ناامیدی و بی‌اعتمادی عمومی نیست. گسست میان ملت و حکومت در ایران به مرحله‌ای برگشت‌ناپذیر رسیده و هیچ دلاری نمی‌تواند مشروعیت از دست رفته را بازگرداند. این توافق یک تمدید قرارداد موقت برای سیستمی است که از درون تهی شده است. برای ملت ایران و رهروان راه آزادی، این رویداد نه پایان راه، بلکه آغازی است بر یک فصل سخت‌تر و هوشمندانه‌تر از مبارزه؛ فصلی که در آن تکیه بر توان داخلی، سازماندهی دقیق و آگاهی ملی، تنها سلاح‌های کارآمد در برابر استبداد و بندوبست‌های بین‌المللی خواهند بود. سحرگاه آزادی ایران، نه در وین و ژنو، که در پهنه خیابان‌های ایران رقم خواهد خورد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن