آقایان! این روغن ترمز را …. هزار تومان میخریدیم؛ امروز یک کارتن ۳۵ عددی آن شده ۱۸ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان. یعنی هر قوطی بیشتر از ۵۱۷ هزار تومان برای کاسب تمام میشود. حالا ما با چه قیمتی بفروشیم؟ ۵۵۰ هزار تومان؟ ۶۰۰ هزار تومان؟ مردم از کجا بیاورند؟ این فقط درد کاسب نیست؛ درد رانندهای است که صبح تا شب در جاده و بیابان جان میکند تا یک لقمه نان برای خانوادهاش ببرد. رانندهای که برای تعویض دو قوطی روغن ترمز باید بیش از یک میلیون تومان هزینه کند، در حالی که کرایه یک سرویسش شاید ۵ میلیون تومان باشد. آخر تا کجا؟ هر روز قیمت یک قلم کالا بالا میرود و فشارش مستقیم روی دوش مردم و کسبه میافتد. نه کاسب جواب مشتری را دارد، نه مشتری توان خرید دارد. ادامه این وضعیت یعنی زمینگیر شدن بازار و خالیتر شدن جیب مردمی که دیگر توان تحمل گرانیهای پیدرپی را ندارند. صبر مردم و بازار هم حدی دارد.