میگویند بازار با فروش زنده است، اما وقتی فروش نباشد، مغازه فقط چند دیوار و یک کرکره است.
«این فروشی است که من زمان دلار ۵۰ هزار تومانی داشتم؛ روزی حداقل ۵۰ بسته میفروختم. حالا با دلار ۲۵۵ هزار تومانی، فروش به جایی رسیده که واقعاً دارم به جمع کردن مغازه فکر میکنم.» بسیاری از کسبه میگویند مشکل فقط گرانی نیست؛ کاهش شدید قدرت خرید مردم، بازار را به نقطهای رسانده که فروش بعضی مغازهها به کمترین میزان سالهای اخیر رسیده است. حق ما این نبود که سالها کار کنیم و آخرش به جایی برسیم که برای باز ماندن یا بستن مغازه مردد باشیم.