خانه صدای هم وطن روزگار عجیبی‌ست…

روزگار عجیبی‌ست…

امروز توی بازار داشتم می‌رفتم که چشمم افتاد به یک تکه کاغذ چسبیده به دیوار. روی آن نوشته بود: «روزگار عجیبی‌ست؛

امروز توی بازار داشتم می‌رفتم که چشمم افتاد به یک تکه کاغذ چسبیده به دیوار.

روی آن نوشته بود:

«روزگار عجیبی‌ست؛

یکی با حقوقش برج می‌سازه،

یکی هم با حقوقش تا وسط برج می‌سازه!»

یک جمله کوتاه، اما پر از حرف.

شاید یک تکه کاغذ روی دیوار باشد، اما حرفی است که خیلی‌ها هر روز با زندگی‌شان لمس می‌کنند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن