اختصاصی هموطن/ عماد امین
افزایش قیمت مواد غذایی، سفره خانوارها را کوچکتر از همیشه کرده است؛ مرغ و گوشت به کالاهایی پرهزینه تبدیل شدهاند و حتی خرید تخممرغ نیز برای بسیاری از خانوادهها با حسابوکتاب انجام میشود. در شرایطی که درآمدها از هزینههای زندگی عقب ماندهاند، تأمین ابتداییترین نیاز غذایی به یکی از مهمترین دغدغههای معیشتی مردم تبدیل شده است.
سفرههایی که آب میروند
سالها پیش، با مبلغی که امروز شاید تنها برای خرید چند عدد تخممرغ کافی باشد، میشد بخشی از نیاز غذایی یک خانواده را تأمین کرد. امروز اما همان کالاهایی که زمانی جزو ابتداییترین اقلام مصرفی خانوار بودند، به تدریج از سفره مردم عقبنشینی کردهاند.
گوشت، مرغ، لبنیات و حتی تخممرغ دیگر برای بسیاری از خانوادهها خریدهایی معمولی نیستند؛ بلکه به کالاهایی پرهزینه تبدیل شدهاند که تهیه آنها نیازمند حسابوکتاب دقیق و گاه حذف سایر اقلام ضروری است.
گرانی در اعداد؛ فشار در زندگی مردم
آمارهای تورمی نیز از شدت فشار بر سبد غذایی خانوار حکایت دارند. در شهریور ۱۴۰۵، تورم سالانه گروه گوشت و مرغ به ۱۱۵.۲ درصد و گروه شیر، پنیر و تخممرغ به ۱۱۸.۷ درصد رسید. تورم سالانه روغنها و چربیها نیز ۱۹۶.۶ درصد گزارش شد.
این ارقام تنها آمارهای اقتصادی نیستند؛ معنای واقعی آنها در زندگی روزمره مردم نمایان میشود. خانوادهای که سال گذشته با درآمد مشخصی خرید میکرد، امروز برای تهیه همان اقلام باید هزینهای به مراتب بیشتر بپردازد؛ آن هم در شرایطی که افزایش دستمزدها لزوماً با رشد قیمتها همخوانی ندارد.
از خرید کیلویی تا حسابوکتاب دانهای
تغییر در شیوه خرید خانوارها، یکی از ملموسترین نشانههای کاهش قدرت خرید است. خرید مرغ به چند تکه محدود میشود، تخممرغ به تعداد مورد نیاز روزانه تهیه میشود و گوشت قرمز از سبد مصرف بسیاری از خانوادهها کنار میرود.
این تغییرات تنها به کاهش حجم خرید محدود نیست؛ مسئله به کیفیت تغذیه و امنیت غذایی خانوارها نیز مربوط میشود. وقتی اقلام پروتئینی به دلیل قیمت بالا از برنامه غذایی خانواده حذف میشوند، پیامدهای این وضعیت میتواند فراتر از اقتصاد و مستقیماً سلامت جامعه را تحت تأثیر قرار دهد.
دخل کوچک، خرج بزرگ
فاصله میان درآمد و هزینههای زندگی به اندازهای افزایش یافته که بسیاری از خانوارها دیگر فرصتی برای پسانداز، رفاه یا برنامهریزی برای آینده ندارند. اولویت زندگی به تأمین اجاره، پرداخت قبوض و خرید حداقل مواد غذایی محدود شده است.
در چنین شرایطی، خانوارهای کمدرآمد بیش از دیگران تحت فشار قرار دارند؛ چراکه بخش قابل توجهی از درآمدشان صرف خوراک میشود و هر افزایش قیمت، مستقیماً به معنای کاهش توان خرید و کوچکتر شدن سفره است.
مردم تاوان گرانی را از سفره میدهند
وقتی خرید گوشت به مناسبتها محدود میشود، مرغ با حسابوکتاب تهیه میشود و تخممرغ نیز به تعداد خریداری میشود، دیگر نمیتوان از یک گرانی معمولی سخن گفت. این وضعیت نشانه فرسایش قدرت خرید و عقبنشینی تدریجی معیشت خانوارهاست.
سؤال اصلی اینجاست که در شرایط افزایش مداوم هزینههای زندگی، چه برنامهای برای مهار فشار بر خانوارها وجود دارد؟ حمایتهای معیشتی تا چه اندازه توانستهاند از کاهش قدرت خرید جلوگیری کنند؟ و مهمتر از همه، مردم تا کجا باید هزینه این وضعیت را از سفرههای کوچکشده خود بپردازند؟