خانه پیشنهاد هم‌وطن چگونه جمهوری اسلامی سفره مردم را قربانی محاسبات انتخاباتی واشنگتن می‌کند

خرید زمان به بهای آینده ایران:

چگونه جمهوری اسلامی سفره مردم را قربانی محاسبات انتخاباتی واشنگتن می‌کند

در شرایطی که سایه سنگین و خانمان‌سوز جنگ همچنان بر پهنه ایران ادامه داشته و تمامی بنیان‌های معیشتی و اجتماعی جامعه را تا آستانه فروپاشی پیش برده است، رفتار دیپلماتیک و منطق تصمیم‌گیری در کانون‌های اصلی قدرت در تهران از الگویی تکان‌دهنده پرده برمی‌دارد.


مصداق هدایت

در شرایطی که سایه سنگین و خانمان‌سوز جنگ همچنان بر پهنه ایران ادامه داشته و تمامی بنیان‌های معیشتی و اجتماعی جامعه را تا آستانه فروپاشی پیش برده است، رفتار دیپلماتیک و منطق تصمیم‌گیری در کانون‌های اصلی قدرت در تهران از الگویی تکان‌دهنده پرده برمی‌دارد. در حالی که انتظار می‌رفت حاکمیت با درک شرایط فوق‌بحرانی کشور، تمام توان و ظرفیت‌های خود را صرف پایان دادن به این منازعه مخرب، بازگرداندن ثبات نسبی به بازارها و مهار ابر-تورمی کند که زندگی روزمره ده‌ها میلیون ایرانی را به ورطه نابودی کشانده است، شواهد و گزارش‌های موجود نشان می‌دهند که دستگاه سیاسی ایران سیری معکوس و پرمخاطره را در پیش گرفته است.
از قرار معلوم، تهران به جای بهره‌گیری از روزنه‌های دیپلماتیک برای دستیابی به توافقی پایدار و مهار خطرات فوری نظامی، با اتخاذ سیاست‌های فرسایشی، طرح شرط‌های سخت‌گیرانه و طولانی کردن پروسه گفت‌وگوها، در حال خریدن زمان است. هدف بنیادین از این استراتژی فرسایشی، تعویق انداختن هرگونه تصمیم‌گیری کلیدی تا زمان برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در ایالات متحده است. ساختار قدرت در ایران بر این باور است که با گره زدن بن‌بست دیپلماتیک به پویایی‌های داخلی سیاست در آمریکا، می‌تواند مانع از پیروزی سیاسی دونالد ترامپ شود؛ اما بهای این قمار پیچیده سیاسی، به قیمت سقوط آزاد اقتصاد ایران و آماده‌سازی کشور برای دور تازه‌ای از ویرانی‌های ناشی از جنگ تمام‌عیار تمام می‌شود.

آمارهای تکان‌دهنده: اقتصاد ایران در اتاق مراقبت‌های ویژه
برای درک عمق فاجعه‌ای که تصمیم‌گیرندگان در تهران چشم بر آن بسته‌اند، باید ابعاد دقیق بن‌بست اقتصادی کشور را از خلال دادها و آمارهای رسمی نهادهای معتبر بین‌المللی و منطقه‌ای تحلیل کرد. بر اساس تازه‌ترین گزارش‌های صندوق بین‌المللی پول (IMF) و داده‌های اختصاصی پایش اقتصادی بانک جهانی، رشد تولید ناخالص داخلی ایران تحت تأثیر پیامدهای جنگ، تحریم‌های همه‌جانبه مالی و فلج شدن شریان‌های اصلی صادرات، به رقم فاجعه‌بار منفی ۶.۱ درصد سقوط کرده است. این سقوط بی‌سابقه در شرایطی رخ می‌دهد که بخش‌های غیرنفتی و صنایع مولد کشور رشد منفی فراتر از ۱۰ درصد را ثبت کرده‌اند و بخش کشاورزی و خدمات نیز زیر بار هزینه‌های سرسام‌آور انرژی و قطع ارتباطات بین‌المللی دچار انقباضی شدید شده‌اند.
در همین حال، بحران بی‌ارزش شدن پول ملی به نقاط عطف مرگباری رسیده است. آمارهای به‌روز بانک مرکزی و مرکز آمار ایران حاکی از آن است که نرخ تورم سالانه در ماه‌های منتهی به پاییز به بالای ۶۱ درصد رسیده و شاخص تورم نقطه به نقطه در بخش خوراکی‌ها و کالاهای اساسی مرز ۸۵ درصد را رد کرده است. این ارقام به زبان ساده بدان معناست که سفره خانوار ایرانی ظرف کمتر از یک سال به نصف کاهش یافته و طبقات متوسط و ضعیف جامعه با سرعت به زیر خط فقر مطلق رانده می‌شوند. در حالی که نرخ بیکاری آشکار و پنهان، به‌ویژه در میان فارغ‌التحصیلان و جوانان، به بالای ۲۸ درصد رسیده است، نقدینگی سرسام‌آور و عجز دولت در تأمین کسری بودجه، موتور چاپ پول بدون پشتوانه را با حداکثر توان به حرکت درآورده است. در چنین شرایط مرگباری، رها کردن اقتصاد به حال خود و دل بستن به بازی‌های زمان‌بر سیاسی، تنها به معنای تسریع روند فروپاشی ساختاری است.
استراتژی بن‌بست آگاهانه: تعویق توافق با چشم‌انداز انتخابات آمریکا
اطلاعات افشا شده توسط منابع معتبر خبری نشان می‌دهد که طولانی شدن مذاکرات نه یک اتفاق تصادفی یا حاصل ناآمادگی تکنیکی، بلکه یک تاکتیک کاملاً محاسبه‌شده از سوی تهران است. خبرگزاری رویترز در گزارش اختصاصی خود به نقل از سه مقام ارشد جمهوری اسلامی و یک منبع مطلع در تهران افشا کرد که ارزیابی حاکمیت بر این اصل استوار است که دونالد ترامپ آماده است برای شکستن بن‌بست هشت‌ماهه جنگ، حملات نظامی و فشارهای همه‌جانبه را از سر بگیرد. اما ساختار روحانیت و فرماندهی عالی نظامی در تهران تصمیم گرفته‌اند به جای دادوستد دیپلماتیک برای دفع این خطر فوری، رویه ایستادگی فرسایشی را برگزینند.
یکی از این مقام‌های ایرانی صراحتاً به رویترز گفت: «ایران خود را برای ازسرگیری حملات اسرائیل و آمریکا آماده می‌کند، نه برای توافق با آمریکا با هدف پایان دادن به جنگ. ساختار حاکم مصمم است اجازه ندهد ترامپ به یک پیروزی سیاسی بزرگ دست یابد.» این منابع تأکید کردند با توجه به خودداری تهران از دادن امتیازهایی که به باور این کشور می‌تواند از نظر سیاسی در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا به سود کمپین ترامپ و جمهوری‌خواهان تمام شود، احتمال دستیابی به هرگونه پیشرفت ملموس یا توافق آتش‌بس تا پیش از برگزاری این انتخابات بسیار اندک است.

انزوای دیپلماتیک و بی‌اثری میانجی‌های منطقه‌ای
یکی از پیامدهای مخرب استراتژی وقت‌کشی تهران، فرسوده شدن و ناامیدی میانجی‌های منطقه‌ای است. کشورهایی مانند پاکستان، قطر و عمان که در ماه‌های گذشته تمام تلاش خود را برای ایجاد کانال‌های ارتباطی و کاهش سطح تنش میان تهران و واشنگتن به کار بسته بودند، اکنون با مشاهده شروط دست‌نیافتنی و عدم انعطاف‌پذیری طرفین، در حال عقب‌نشینی از نقش فعال خود هستند.
دیدارهای اخیر مقام‌های ارشد ایرانی با عاصم منیر و تاکید مکرر آن‌ها بر عدم دادن امتیاز هسته‌ای و الزام آمریکا به پذیرش تمام شروط هفت‌گانه، نشان داد که میانجی‌گری‌ها به درِ بست خورده است. ناامیدی کشورهای منطقه از به نتیجه رسیدن دیپلماسی، ایران را بیش از پیش در انزوای سیاسی قرار داده و خطر اجماع بین‌المللی علیه تهران را در صورت از سرگیری کامل درگیری‌های نظامی به‌شدت افزایش داده است. این انزوا نه تنها ریسک‌های امنیتی کشور را بالا برده، بلکه شریان‌های باقی‌مانده تجارت منطقه‌ای را نیز تحت فشار مضاعف قرار داده است.
نتیجه منطقی و دردناک این قمار سیاسی، تحمیل هزینه‌ای کمرشکن و غیرقابل بازگشت بر دوش جامعه ایران است. وقتی دیپلماسی به ابزاری برای بازی با زمان در انتخابات یک کشور خارجی بدل شود و اقتصاد کشور در وضعیت انجماد و فروپاشی رها گردد، نخستین قربانیان، لایه‌های محروم و آحاد شهروندانی هستند که هیچ نقشی در تصمیم‌گیری‌های کلان امنیتی ندارند.


آمار رشد منفی ۶ درصدی و تورم بالای ۶۰ درصد، تنها ارقام روی کاغذ نیستند؛ بلکه به معنای گسترش حاشیه‌نشینی، کوچک‌تر شدن ناگهانی سفره‌های غذایی، ناتوانی بیماران در تأمین داروهای اولیه و متلاشی شدن بنیان خانواده‌ها است. جامعه‌ای که تحت فشار جنگ هشت‌ماهه و تحریم‌های خفه‌کننده رمقی برایش باقی نمانده، اکنون باید بار تصمیم حکومت برای مواجهه نظامی جدید و خریدن زمان تا انتخابات آمریکا را نیز به دوش بکشد. این سیاست که بقای سیاسی و بازی‌های ژئوپلیتیک را بر نجات ملی و رفاه عمومی ارجح می‌داند، فاصله میان مردم و حاکمیت را به عمیق‌ترین سطح تاریخی خود رسانده است. چنانچه این قمار به نتیجه دلخواه تهران نرسد و جنگ با شدتی بیشتر از سر گرفته شود، ساختاری که اقتصاد و رفاه جامعه را فدای تاکتیک‌های فرسایشی کرده، با کشوری مواجه خواهد شد که نه تنها ظرفیت اقتصادی برای پشتیبانی از یک نبرد طولانی را ندارد، بلکه سرمایه اجتماعی و تاب‌آوری ملی آن نیز به کلی نابود شده است.

تهران محاسبات خود را بر این فرض بنا کرده که هرگونه موفقیت دیپلماتیک واشنگتن در خاورمیانه، می‌تواند دست بالا را به دولت فعلی آمریکا بدهد و از این رو، ترجیح می‌دهد با وقت‌کشی و حفظ بن‌بست، این کارت بازی را از دست ترامپ خارج کند.
اظهارات علنی مقام‌های ارشد سیاسی و نظامی ایران نیز مؤید همین روند سخت‌گیرانه و شرط‌گذاری‌های سنگین است که عملاً هرگونه توافق سریع را از دسترس خارج می‌کند. محسن رضایی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی و از چهره‌های برجسته امنیتی جمهوری اسلامی، در جریان سفر خود به اسلام‌آباد و دیدار با عاصم منیر، فرمانده ارشد ارتش پاکستان، مواضع بسیار تندی را مطرح کرد. رضایی با صراحت اعلام کرد که «تحت هیچ شرایطی هیچ‌یک از مواد غنی‌شده هسته‌ای ایران از کشور خارج نخواهد شد.» این موضع‌گیری تند که خط قرمزی پررنگ در برابر مطالبات اصلی واشنگتن و متحدان غربی‌اش محسوب می‌شود، با این شرط مکمل همراه بود که مذاکرات واقعی با آمریکا هرگز آغاز نخواهد شد مگر آنکه واشنگتن تمام اقدامات اعتمادساز و شروط جدید تعیین‌شده از سوی تهران را پیشاپیش برآورده سازد.


هم‌زمان، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز در دیداری مشابه با مقامات پاکستانی در تهران، با یادآوری شروط هفت‌گانه‌ای که ایران پیش‌تر در سازمان ملل مطرح کرده بود، تأکید کرد که دیوار بی‌اعتمادی میان تهران و واشنگتن به بلندترین حد تاریخی خود رسیده است. قالیباف با اشاره به ناکامی‌های دیپلماتیک قبلی و آنچه «نقض تفاهم‌نامه اسلام‌آباد» توسط دولت ترامپ نامید، صراحتاً گفت که آمریکا بدون اجرای کامل شروط ایران نمی‌تواند اعتماد تهران را جلب کند. این زنجیره از موضع‌گیری‌های یکدست در میان نخبگان حاکمیت نشان می‌دهد که تهران با مطرح کردن شروطی که پیش‌پیش از عدم پذیرش آن‌ها توسط واشنگتن آگاه است، مسیر دیپلماتیک را مسدود نگاه داشته تا وقت بیشتری برای برنامه‌های پشت پرده خود بخرد.


آرایش جنگی در واشنگتن و تل‌آویو: افزایش تهدیدهای موجودیتی
در آن سوی این معادله، ایالات متحده و متحد اصلی‌اش اسرائیل نیز بدون معطلی در حال بازسازی آرایش نظامی و تشدید فشارهای سنگین بر تهران هستند. گزارش‌های منتشرشده از رایزنی‌های سطح بالا میان واشنگتن و تل‌آویو، از سناریوهای بسیار خطرناکی حکایت دارد. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، صراحتاً اعلام کرده است که در گفتگوهای مستقیم خود با دونالد ترامپ، اهمیت و لزوم «حذف و براندازی رژیم ایران» را به عنوان تنها راهکار نهایی برای ایجاد امنیت مستمر در منطقه مطرح کرده و به توافقات کلی در این زمینه دست یافته است.


در پاسخ به افشاگری‌ها پیرامون این رایزنی‌ها، آنا کلی، معاون سخنگوی کاخ سفید، در مصاحبه‌ای با شبکه الجزیره اگرچه مستقیم از واژه «سرنگونی» استفاده نکرد، اما واقعیت‌های سخت فشار بر ایران را تأیید نمود. کلی با اشاره به ارزیابی‌های ترامپ تأکید کرد: «ایران اکنون در وضعیت بسیار وخیمی هم از نظر اقتصادی و هم از نظر نظامی قرار دارد. تحریم‌ها و محاصره اقتصادی با تمام قدرت باقی خواهد ماند و نظارت بر جریان نفت از تنگه هرمز با جدیتی بی‌سابقه اعمال می‌شود.» این موضع‌گیری‌ها نشان می‌دهد که کاخ سفید نیز وضعیت بحرانی داخل ایران را کاملاً رصد کرده و با آگاهی از ضعف‌های زیرساختی و معیشتی تهران، مایل به دادن هیچ‌گونه امتیاز رایگان در مذاکرات فرسایشی نیست.
در عین حال، تحلیل رفتارهای میدانی و لجستیکی ایران نشان می‌دهد که تعویق مذاکرات صرفاً یک بازی سیاسی مجرد نیست، بلکه فرآیندی برای بازسازی توان نظامی و آماده‌سازی کشور برای مواجهه با صدمات دور جدید جنگ است. به گفته مقامات مطلع، تهران به جای آنکه منابع محدود خود را صرف واردات کالاهای اساسی، دارو و تثبیت بازار ارز کند، بخش اعظم بودجه ارزی و امکانات باقی‌مانده را به سمت بازسازی تسلیحاتی، تقویت پدافندها و ذخیره‌سازی‌های استراتژیک برای نبردهای آتی سوق داده است. این رویکرد نشان‌دهنده یک گسست کامل میان اولویت‌های حاکمیت و نیازهای حیاتی جامعه است. در حالی که مردم ایران با قطعی‌های گسترده برق و گاز، کمبود شدید داروهای حیاتی و گرانی فاجعه‌بار مواد غذایی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، نظام سیاسی حاکم، وضعیت کشور را در حالت «نه جنگ و نه صلح فرسایشی» نگه داشته است. آن‌ها بر این باورند که تحمل چند ماه فشار بیشتر بر سفره مردم، ارزش معطل نگه‌داشتن روند دیپلماسی تا مشخص شدن نتایج انتخابات آمریکا را دارد؛ محاسباتی که بر روی کاغذ ممکن است منطق ایدئولوژیک خود را داشته باشد، اما در واقعیت میدانی، پتانسیل فروپاشی کامل ساختارهای اجتماعی و زیستی کشور را در خود جای داده است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن