اختصاصی هموطن/ گروه اجتماعی- بیژن پویان
فضای دانشگاههای ایران بار دیگر به عرصه رویاپردازیهای ایدئولوژیک و مقاومت پرهزینه دانشجویان در برابر سرکوب ساختاری تبدیل شده است. گزارشهای دریافتی از صحن دانشگاههای مختلف سراسر کشور حاکی از آن است که ماشین تحمیل سبک زندگی و نادیده گرفتن حقوق اولیه انسانی، با وجود حضور دولتی اصلاحطلب و سر دادن شعارهای رفورمیستی، نه تنها متوقف نشده بلکه ابعاد پیچیدهتر و زنندهتری به خود گرفته است. بر اساس گزارش نهادهای مستقل دانشجویی، ریاست دانشگاه ها تلاش میکنند با بهرهگیری از سناریوهای جدید نظارتی، مقاومت دانشجویان در برابر حجاب اجباری را در هم بشکنند؛ مقاومتی که به روایت فعالان دانشجویی پس از جنبش« زن زندگی آزادی» همچنان در تمام عرصههای دانشگاهی زنده و فعال است.
گفتوگو در دانشگاه تهران؟!
بر اساس مصاحبهای که محمدحسین امید، رئیس دانشگاه تهران، با خبرگزاری ایسنا انجام داده است، ساختار جدیدی تحت عنوان «کارگروه حجاب» از حدود پنج تا شش ماه پیش در این دانشگاه تشکیل شده است. طبق توضیحات مطرحشده در این گفتوگو، این کارگروه با اتکا به گزارشهای محرمانه، رفتارهای موسوم به «ناهنجار» دانشجویان را رصد میکند و از طریق جلسات مشاوره با حضور مشاور امور زنان دانشگاه، خواستههای نهادهای امنیتی و انتظامی را تحت عنوان «تفاهم» و «گفتوگو» به دانشجویان دیکته میکند. افشای این مکانیزم یعنی دولت مسعود پزشکیان، که با شعارهای «وفاق ملی» روی کار آمد، در عمل همان سیاستهای سرکوبگرانه گذشته را در قالبی نرمتر اما به مراتب مخوفتر بازتولید میکند. رئیس دانشگاه تهران اعلام کرده است که در صورت عدم تمکین دانشجو در این جلسات تفتش عقاید، پرونده او مستقیماً به شورای انضباطی ارجاع داده خواهد شد؛ رویکردی که مفهوم گفتوگو را به ابزاری برای ارعاب، اجبار و تسلیم ساختاری بدل کرده است.
ارجاع به آییننامههای مبهم و تعاریف کیفی از «تخلف» در پوشش، دست مأموران حراست و کارگروههای نظارتی را برای اعمال سلایق شخصی و برخوردهای خودسرانه کاملاً باز گذاشته است. اگرچه رئیس دانشگاه تهران ادعا کرده که کنترلهای فیزیکی در ورودیها کاهش یافته و هدف، عدم برخورد خطکشیشده است، اما شواهد موجود و گزارشهای تکمیلی نشان میدهند که محرمانهماندن پروندهها که با ادعای «حفظ آبروی دانشجویان» توجیه میشود، پوششی برای پنهانسازی حجم گسترده نقض حقوق بشر و سلب حق دفاع از دانشجویان است. این ساختارهای موازی در واقع امتداد همان ابزارهای امنیتی هستند که هدفشان مجازات ایستادگی دانشجویان زن و سرکوب هرگونه تمرد از دستورات ایدئولوژیک است.
گسترش دامنه مداخلات امنیتی به دانشگاههای سراسر کشور
دامنه این برخوردهای قهری به دانشگاه تهران محدود نمانده و اخبار رسیده از سایر دانشگاههای کشور، ابعاد گستردهتر این سرکوب برنامهریزیشده را روشن میکند. به گزارش منابع خبری دانشجویی، دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه زنجان و دانشگاه صنعتی شریف در هفتههای اخیر شاهد تشدید مداخلات حراست در تمام ابعاد زندگی روزمره دانشجویان بودهاند. در دانشگاه صنعتی اصفهان، بازجوییهای خیابانی و دخالت مأموران حراست حتی به اتوبوسها و سرویسهای رفتوآمد دانشجویان کشیده شده و روابط عادی علمی و اجتماعی میان دانشجویان دختر و پسر با تهدید به پروندهسازی انضباطی روبرو شده است. گزارش منتشرشده از این مرکز علمی تاکید میکنند که نهاد رهبری در دانشگاه، هدایت و حمایت مستقیم از این برخوردهای امنیتی را بر عهده دارد تا محیط علمی را به پادگانی ایدئولوژیک تبدیل کند.
در همین حال، کانال دانشجویی «ZNUVIP» متعلق به دانشجویان دانشگاه زنجان با انتشار گزارشهایی از اعمال محدودیتهای متناقض و تبعیضآمیز در خوابگاههای دخترانه خبر داده است. طبق روایات منتشرشده، مأموران گیتهای ورودی با تغییر سلیقهای ساعتهای منع رفتوآمد، اقدام به ثبت اسامی دانشجویان دختر و معطل کردن آنان میکنند. این گزارشها تصریح میکنند در حالی که دانشجویان معترض به حجاب اجباری پشت درهای خوابگاه متوقف و تهدید میشوند، دانشجویان نزدیک به نهادهای حکومتی و اعضای هیئتهای مذهبی بدون هیچگونه محدودیتی امکان تردد دارند؛ امری که نشاندهنده استفاده ابزاری حکومت از قوانین انضباطی برای ایجاد تبعیض سیستماتیک و اعمال فشار روانی بر دانشجویان مستقل است.
گزارشهای دریافتی از دانشگاه صنعتی شریف نیز حاکی از توهین، خشونت کلامی و ممانعت از ورود دانشجویانی است که پوشش مورد نظر حکومت را رعایت نکردهاند. مأموران حراست در ورودیهای این دانشگاه با توقیف کارتهای دانشجویی و تفتیش رفتارهای شخصی، عرصه را بر محیط آکادمیک تنگ کردهاند. همزمان، در دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی، گزارشها از استقرار نیروهای جدید حراست و تشدید آزارهای اذیتکننده به بهانه اجرای قوانین جدید حجاب حکایت دارد. بر پایهی اخبار رسیده از دانشگاه الزهرا نیز، شمار زیادی از دانشجویان بدون اطلاع قبلی و تنها در زمان ورود به دانشگاه، متوجه ممنوعالورودی خود شدهاند؛ رویهای سرکوبگرانه که با ارسال پیامکهای تهدیدآمیز در ساعات پایانی شب یا گشتهای خشن در گیتها همراه بوده است.
روایتهای مستقیم؛ تفتیش لباس و فشار بر خانوادهها
نرگس، دانشجوی دانشگاه الزهرا، در گفتوگو با «هموطن» درباره فشارهای خفهکننده حراست میگوید:« هر روز چند دقیقهای را در گیت ورودی دانشگاه صرف بحث و جدل با مأموران حراست داریم. از لاک ناخن تا رنگ و مدل لباس پوشیدن ما را ارزیابی میکنند و وقیحانه درباره هر بخش از لباس ما نظر میدهند و حتی من وقتی لباسم تا زانو بود به خاطر مشخص بودن مچ پایم کارتم را ضبط کردند. وقتی از مأمور حراست پرسیدم بعدش چه میشود، با لحنی تحقیرآمیز پاسخ داد که خدا به دادت برسد، ما که با شما کاری نداریم. اما دوستانی که پیشتر کارتشان ضبط شده میگویند با خانوادههایمان تماس میگیرند و تهدید به اخراج و تعلیق از درس میکنند. یکی از دوستان من که از شهرستان آمده و خانواده مذهبی دارد، پس از تماس دانشگاه با خانوادهاش، از سوی آنها نیز تحت فشار بسیار شدیدی قرار گرفته است.»
به منظور رصد دقیقتر وضعیت سایر دانشگاهها، با چند تن از دانشجویان دیگر دانشگاههای بزرگ تهران گفتوگو کردیم تا زوایای پنهان این سرکوب سیستماتیک شفافتر شود. سارا، دانشجوی مهندسی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، در گفتوگو با «هموطن» درباره فضای امنیتی حاکم بر صحن این دانشگاه میگوید:« صحن دانشگاه امیرکبیر رسماً به پادگان نظامی بدل شده است و مأموران حراست چهرههای جدیدی دارند که رفتارهایشان فوقالعاده تهاجمی است. آنها تمام مسیرهای پررفتوآمد و حتی صحن مقابل دانشکدهها را با دوربینها و مأموران پیاده تحت کنترل گرفتهاند. چند روز پیش یکی از دوستان من را صرفاً به دلیل پوشیدن مانتوی جلوباز و نپوشیدن مقنعه، جلوی چشم بقیه دانشجویان به اتاق حراست احضار شد و وقتی با اعتراض ما روبرو شدند، تهدید کردند که همه ما را به اتهام اغتشاش به شورای انضباطی معرفی میکنند. آنها عملاً تحقیر علنی را به عنوان ابزاری برای زهرچشم گرفتن انتخاب کردهاند تا هیچ دانشجویی جرأت نکند حق انتخاب پوشش داشته باشد، اما این رفتارها فقط خشم دانشجویان را عمیقتر میکند.»
تهدیدهای تحصیلی و مجرمسازی سیستماتیک
در ادامه این پیگیریها، کیارش، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی، در گفتوگو با ما روایتی از تهدیدهای مستقیم امنیتی و پروندهسازیهای بدون مدرک ارائه میدهد. او میگوید:« در دانشگاه خواجه نصیر، سرکوب حجاب را مستقیماً به موضوعات آموزشی و ادامه تحصیل گره زدهاند و روند تهدید و ارعاب را پیش گرفتهاند.» او روایتی از یک دانشجوی دختر تعریف میکند که هفته گذشته از او خواستن که متعهد شود در تمامی فضاهای دانشگاه و حتی حسابهای شخصیاش در شبکههای اجتماعی ضوابط پوشش اسلامی را رعایت کند. کیارش در تشریح وضعیت دانشگاه و برخورد با دانشجویان عنوان کرد:« آنها حتی تهدید میکنند که اسامی ما را به ارگانهای استخدامی میفرستند تا آینده شغلیمان نابود شود؛ این تمام ادعای دروغین دولت در مورد وفاق و سعهصدر است.»
همچنین مبینا، دانشجوی مهندسی دانشگاه بهشتی، در گفتوگو با هموطن از تاکتیکهای جدید حراست برای ایجاد فشار روانی بر دانشجویان میگوید. او در تشریح اقدامات صورت گرفته در دانشگاه بهشتی توضیح داد:« در دانشگاه ملی( بهشتی)، حراست گاهی به جای برخورد مستقیم در همان گیت ورودی، از روشهای پنهانی و تفکیک جبههها استفاده میکند تا موج اعتراضات جمعی شکل نگیرد. آنها از ورود دانشجویانی که حجاب اجباری ندارند جلوگیری نمیکنند، اما در طول روز با فیلمبرداری پنهانی از چهرهها، دانشجویان را تهدید میکنند. آنها به سایر دانشجویان که محجبه هستند گفته اند دوستانتان را که حجاب ندارند معرفی کنید یا در تعقیب آنها همکاری کنید اما از این موضوع بی خبر هستند که حتی برخی دخترانی که حجاب را رعایت میکنند با ما هم نظر هستند و از حجاب اجباری دفاع نمیکنند. البته دانشجویان بسیجی با آن ها همکاری میکنند و این یعنی حراست در سر کلاسها درس ما نیز مخبر دارد، گاهی اساتید هم در این برنامه ریزی حراست شریک هستند و اطلاعات دانشجویانی که مخالف حجاب اجباری هستند را به حراست معرفی میکنند. این سیاست مجرمسازی سیستماتیک و تلاش برای ایجاد سوءظن میان خود دانشجویان است، اما ما با وجود همه این ناامنی ها، آگاهیم و اجازه نمیدهیم پیوندهای همبستگی دانشجویی با این کثیفکاریها گسسته شود.»
این شهادتها و گزارشهای متراکم از دانشگاههای سراسر کشور بهوضوح ابعاد محدودیتهای تحصیلی برای زنان در ایران را نشان میدهد. دستگاههای امنیتی با تغییر صورتمسئله و تبدیل دانشگاه به میدان جنگ ایدئولوژیک، پایهایترین حقوق شهروندی و انسانی را زیر پا میگذارند. ابزارهایی نظیر «کارگروه حجاب»، احضارهای محرمانه، تهدید خانوادهها، بازگرداندن دانشجویان از ورودیها و پرونده سازی های انضباطی، همگی بیانگر هراس عمیق ساختار سیاسی از بیداری و مقاومت نسلی است که رهایی و آزادی را در عرصه دانشگاه فریاد میزند. دانشگاه که زمانی سنگر آزادیخواهی و اندیشه بود، اکنون به سیطره ساختارهای امنیتی درآمده است؛ با این حال، ایستادگی مداوم دانشجویان دختر و پسر در برابر مقررات حجاب اجباری، اثبات میکند که سیاستهای ارعاب و تهدید در تحمیل تسلیم به جامعه آکادمیک با شکستی بنیادین روبرو شده است.