اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی- بیژن پویان
نظام بهداشت و درمان در ایران، که زمانی مدعی پیشرو بودن در منطقه بود، اکنون با سرعتی نگرانکننده به سمت یک فروپاشی کامل حرکت میکند. این بحران که ریشه در دههها سوءمدیریت، فساد سیستماتیک در تخصیص منابع و اولویتبندیهای نادرست کلان دارد، اکنون به مرحلهای رسیده است که حتی ابتداییترین عملکردهای یک بیمارستان دولتی را مختل کرده است. گزارشهای واصله از درون نهادهای تصمیمگیر و اعترافات تلخ مقامات مسئول، تصویری هولناک از وضعیتی ترسیم میکنند که در آن جان انسانها به گروگان بودجههای ناپدید شده و زیرساختهای در حال ریزش درآمده است. از کمبود ملحفه و پتو گرفته تا فرسودگی ۵۰ درصدی بیمارستانها و بحران حاد نقدینگی در صنعت دارو، همگی نشاندهنده بنبستی است که ایران در مدیریت یکی از حیاتیترین بخشهای حاکمیتی خود با آن روبروست.
بیمارانی که باید پتو به همراه بیاورند
در حالی که رسانههای دولتی همواره بر دستاوردهای پزشکی تأکید میکنند، واقعیت در کف بیمارستانهای دولتی حکایت دیگری دارد. حسینعلی شهریاری، رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، در اظهاراتی که شوک بزرگی به افکار عمومی وارد کرد، پرده از فاجعهای برداشت که نشاندهنده سقوط استانداردهای بهداشتی به زیر خط فقر مطلق است. شهریاری اعلام کرد: «در زمینه تجهیزات پزشکی و اقلام مصرفی پزشکی بدترین و جدیترین مشکلات را داریم. حتی در برخی بیمارستانها که از ذکر نام آنها خودداری میکنم، هنگامی که بیمار برای بستری مراجعه میکند، به او میگویند ملحفه، پتو و لباس مورد نیاز خود را تهیه کند و همراه بیاورد؛ آن هم در بیمارستان دولتی.»
این اظهارات نه تنها نشاندهنده ناتوانی در تأمین بودجههای جاری است، بلکه توهینی آشکار به کرامت انسانی بیمارانی است که به دلیل فقر، توان مراجعه به بخش خصوصی را ندارند. وقتی یک نظام درمانی از تأمین پارچه و لباس بیمار عاجز است، چگونه میتواند مدعی مدیریت بحرانهای پیچیدهتر درمانی باشد؟ این وضعیت نتیجه مستقیم زنجیرهای از بدهیهای انباشته است که دولت به سیستم بانکی و بیمهها، و بیمهها به بیمارستانها تحمیل کردهاند. در این میان، بیمار تنها حلقهای است که تمام فشار این ناکارآمدی را با گوشت و پوست خود حس میکند.
میراث بیمارستانهای کلنگی
بحران فیزیکی بیمارستانهای ایران، لایه دیگری از این فاجعه ملی است. طبق آمارهای ارائه شده توسط مقامات وزارت بهداشت، بخش بزرگی از مراکز درمانی کشور عملاً به ساختمانهایی پرخطر تبدیل شدهاند که در صورت بروز کوچکترین حادثه طبیعی، خود به کانون فاجعه بدل خواهند شد. سلیمی، مدیرکل دفتر فنی وزارت بهداشت، در نشست گروه علوم بهداشتی فرهنگستان علوم پزشکی، آماری تکاندهنده ارائه داد و گفت: «در حال حاضر بیش از نیمی از بیمارستانهای کشور بیشتر از ۳۰ سال قدمت دارند و ۴۱ درصد بیمارستانها از نظر ایمنی سازهای باید در اولویت رسیدگی و مقاومسازی قرار گیرند.»
این فرسودگی تنها یک عدد در گزارشهای سالانه نیست؛ بلکه به معنای نبود پلههای فرار استاندارد، سیستمهای اطفای حریق ناکارآمد و آسانسورهایی است که هر لحظه ممکن است از کار بیفتند. سلیمی تأکید کرد که برای ارتقای ایمنی اطفای حریق و اجزای غیرسازهای بیمارستانها حدود ۲۵۰ هزار میلیارد تومان (همت) مورد نیاز است. در شرایطی که دولت با کسری بودجه مزمن دست و پنجه نرم میکند، تأمین چنین مبلغی غیرممکن به نظر میرسد. رضا شروینبدو، معاون درمان دانشگاه علومپزشکی تهران، نیز با تأیید این وضعیت به خبرگزاری ایسنا گفت: «اغلب بیمارستانهای تحت پوشش این دانشگاه قدمتی چندین دهه دارند. قدمت یکی از بیمارستانها به نحوی است که حدود ۷۰ تا ۸۰ سال از آن میگذرد.» او تأکید کرد که برای ایمنسازی این مراکز به منابع مستقیم و وامهای بلندمدت نیاز است، اما تاکنون هیچ اقدام موثری برای نجات این «بیمارستانهای در حال مرگ» صورت نگرفته است.
خفگی مالی در صنعت تجهیزات و دارو
شریانهای حیاتی نظام سلامت، یعنی دارو و تجهیزات پزشکی، تحت فشار شدید ارزی و نقدینگی در حال خشک شدن هستند. به گزارش خبرگزاری مهر، مهدی پیرصالحی، رئیس سازمان غذا و دارو، در آیین افتتاح نمایشگاه ایرانمد ۲۰۲۶، از بحران بدهیها سخن گفت. او اظهار کرد: «بیمارستانها به دلیل مطالبات سنگین از سازمانهای بیمهگر، با بدهیهای قابل توجهی به فعالان این صنعت مواجه هستند. اداره صنعت تجهیزات پزشکی بدون نقدینگی دشوار است.»
این بحران نقدینگی باعث شده است که شرکتهای تولیدکننده و واردکننده دیگر توان تأمین قطعات یدکی و دستگاههای جدید را نداشته باشند. پیرصالحی همچنین به کارشکنیها در تأمین ارز اشاره کرد و گفت: «با وجود دستور رئیسجمهور برای تأمین ارز دستگاههای دارویی و تجهیزات پزشکی، تاکنون اقدام مؤثری در این زمینه انجام نشده است. تأخیر در تأمین این اقلام میتواند فرایند تولید را با اختلال و کندی مواجه کند.» این اعتراف یعنی حتی در بالاترین سطوح اجرایی نیز هماهنگی برای نجات جان بیماران وجود ندارد و بوروکراسی دولتی و کمبود منابع ارزی، سدی محکم در برابر سلامت عمومی ساخته است.
سلامت روان قربانی فراموششده است
در حالی که تختهای عمومی با بحران ملحفه روبرو هستند، بخش روانپزشکی با فاجعهای عمیقتر دست و پنجه نرم میکند. جامعه ایران که تحت فشارهای شدید اقتصادی و اجتماعی قرار دارد، با نرخ بالای اختلالات روانی روبروست، اما سیستم درمانی عملاً این بیماران را به حال خود رها کرده است. محمدرضا شالبافان، مدیرکل دفتر سلامت روانی وزارت بهداشت، با اشاره به نتایج آخرین پیمایش ملی سلامت روان گفت: «شیوع این اختلالات در کشور ۲۵.۱ درصد است که رقم بالایی محسوب میشود. مراجعه به اورژانسهای روانپزشکی و مشاهده موارد حاد، از جمله افکار و اقدام به خودکشی در گروههای سنی مختلف، بر ضرورت افزایش تختهای روانپزشکی تأکید دارد.»
شالبافان با انتقاد از کمبود شدید تختهای تخصصی، بهویژه برای کودکان و سالمندان، تأکید کرد که توزیع جغرافیایی تختها بسیار ناعادلانه است. او خاطرنشان کرد که بخش خصوصی نیز به دلیل عدم سودآوری اقتصادی، انگیزهای برای ورود به این حوزه ندارد. این یعنی بیماران اعصاب و روان در مناطق محروم و حتی در حاشیه کلانشهرها، هیچ دسترسی موثری به خدمات بستری ندارند و این موضوع میتواند منجر به فجایع انسانی و اجتماعی غیرقابل جبرانی شود.
سقوط آزاد در تأمین تجهیزات حیاتی
یکی از تکاندهندهترین بخشهای این بحران، کاهش شدید قدرت خرید دولت در تأمین تجهیزات پزشکی است. سید سجاد رضوی، معاون درمان وزارت بهداشت، در اظهاراتی که عمق ورشکستگی مالی این وزارتخانه را فاش کرد، گفت: «در سال ۱۴۰۲ ما ۴۷۵ دستگاه خریداری کردیم که به هر استان ۱۲ دستگاه دادیم، اما در امسال با توجه به مشکلات موجود در حوزه منابع تنها ۱۲ دستگاه خریدیم که به هر سه استان یک دستگاه اختصاص دادیم.»
این آمار به معنای سقوط آزاد در تجهیز بیمارستانهاست. وقتی سهم یک استان پهناور با میلیونها جمعیت از تجهیزات جدید در طول یک سال، تنها «یکسوم» یک دستگاه است، دیگر نمیتوان از ارائه خدمات درمانی سخن گفت. این وضعیت باعث شده است که دستگاههای موجود نیز به دلیل فشار کاری بیش از حد و عدم تعمیر و نگهداری اصولی، به سرعت مستهلک شوند. علی علیزاده، مدیرکل امور تجهیزات پزشکی، هشدار داد که «خرابی تجهیزات پزشکی و تأخیر در تأمین قطعات یدکی میتواند ارائه خدمات درمانی را با اختلال مواجه کند.» او افزود که حتی دستگاههای مشمول گارانتی نیز به دلیل نبود قطعات از چرخه خدمت خارج میشوند.
نظام سلامتی که خود به مراقبتهای ویژه نیاز دارد
آنچه از مجموع گزارشها و اظهارات مقامات رسمی برمیآید، تصویری از یک «فروپاشی سیستماتیک» است. نظام سلامت ایران نه تنها در تأمین تکنولوژیهای نوین شکست خورده، بلکه در تأمین نیازهای اولیه قرن نوزدهمی مانند پتو و ملحفه نیز درمانده است. فرسودگی ۵۰ درصدی ساختمانها، بدهیهای میلیاردی به صنعت دارو، کمبود حاد تختهای روانپزشکی و سقوط ۹۷ درصدی در خرید تجهیزات، همگی گواه آن است که دولت اولویتهای خود را فرسنگها دورتر از سلامت و جان شهروندانش تعریف کرده است.
بیمارستانهای دولتی که قرار بود پناهگاه محرومان باشند، اکنون به ساختمانهای لرزانی تبدیل شدهاند که در آنها بیمار باید علاوه بر رنج بیماری، بار تأمین لوازم اولیه و ترس از خرابی دستگاهها را نیز به دوش بکشد. بدون یک تحول بنیادین در ساختار سیاسی و اقتصادی و تغییر جهت منابع از اهداف ایدئولوژیک به سمت نیازهای حیاتی مردم، نظام سلامت ایران به زودی به نقطهای بازگشتناپذیر خواهد رسید که در آن مرگ و میرهای ناشی از «نبود امکانات اولیه» به یک امر عادی و روزمره تبدیل میشود. حق بر سلامت، که یکی از بنیادیترین حقوق انسانی است، در ایران امروز به کالایی نایاب و لوکس تبدیل شده که دولت از تضمین آن برای اکثریت جامعه ناتوان است.