خانه پیشنهاد هم‌وطن سیل آمد اما باز هم مسئولان را خواب برد!

در حالی که هشدارهای جهانی از ماه‌ها پیش صادر شده بود

سیل آمد اما باز هم مسئولان را خواب برد!

بارش‌های سیل‌آسای نیمه شهریورماه در استان‌های گیلان و مازندران، بار دیگر پرده از واقعیت تلخی برداشت که سال‌هاست زیر سایه شعارهای تبلیغاتی پنهان شده است: غافلگیری مطلق دستگاه‌های اجرایی جمهوری اسلامی در برابر پدیده‌های جوی پیش‌بینی شده.

اختصاصی هم‌وطن/ گروه اجتماعی- بیژن پویان
 
 
بارش‌های سیل‌آسای نیمه شهریورماه در استان‌های گیلان و مازندران، بار دیگر پرده از واقعیت تلخی برداشت که سال‌هاست زیر سایه شعارهای تبلیغاتی پنهان شده است: غافلگیری مطلق دستگاه‌های اجرایی جمهوری اسلامی در برابر پدیده‌های جوی پیش‌بینی شده. در حالی که مراکز اقلیم‌شناسی بین‌المللی نظیر «برکلی ارث» و «کالج دارتموث» از ماه‌ها قبل درباره شکل‌گیری یکی از سهمگین‌ترین ال‌نینوهای تاریخ مدرن با افزایش دمای ۳.۶ درجه‌ای اقیانوس آرام هشدار داده بودند، ساختار مدیریت بحران ایران نشان داد که همچنان در مرحله «واکنش پس از فاجعه» درجا می‌زند. ورود نمایشی مسعود پزشکیان به ماجرای مهار سیلاب و صدور دستورات ویژه به استانداران، بیش از آنکه نشانه قاطعیت باشد، گواهی بر فروپاشی هماهنگی میان‌دستگاهی است؛ چرا که علی‌رغم هشدارهای نارنجی سازمان هواشناسی، دسترنج کشاورزان شمال در کمتر از چند ساعت طعمه گل‌ولای شد و زیرساخت‌های حیاتی در شهرهایی چون ساری و گلوگاه به زانو درآمدند.


این غافلگیری در شرایطی رخ می‌دهد که داده‌های تاریخی نشان‌دهنده یک روند خطرناک هستند. به گزارش روزنامه شرق، در حالی که در فاصله سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۳۰ خورشیدی تنها پنج مورد سیل در مازندران ثبت شده بود، در سه دهه اخیر این آمار بیش از شش برابر شده است. این جهش آماری در دوران کاهش بارندگی‌های سراسری، تنها یک معنا دارد: تخریب عمدی و سازمان‌یافته طبیعت. در واقع، سیلاب‌های اخیر نه یک بلای آسمانی، که نتیجه مستقیم دهه‌ها فساد در واگذاری اراضی ملی، جنگل‌زدایی در دامنه‌های البرز و ساخت‌وسازهای افسارگسیخته در بستر رودخانه‌هایی است که اکنون راهی برای عبور ندارند و به ناچار، خانه‌ها و مزارع مردم را در می‌نوردند.
 
 برآورد خسارات و ارقام میلیاردی

ابعاد خسارات در استان مازندران چنان گسترده است که آمارهای رسمی هر روز با جهشی معنادار مواجه می‌شوند. به گزارش ایلنا، سید اسماعیل علوی، مدیر جهاد کشاورزی شهرستان ساریدر ابتدا از خسارات ۱۸ میلیاردی سخن گفته بود، اما در ارزیابی‌های تکمیلی فاش کرد: «مجموع خسارت وارده به بخش کشاورزی شهرستان ساری در پی این بارش‌ها و سیلاب، ۳۷۸ میلیارد و ۶۴۵ میلیون تومان برآورد شده است.» این عدد تنها مربوط به یک شهرستان است و شامل تخریب مزارع زراعی، باغات، واحدهای تولیدی و زیرساخت‌های بنیادین کشاورزی می‌شود. علوی همچنین از تلفات گسترده دام‌های سبک و سنگین و تخریب کامل مرغداری‌های صنعتی خبر داد که ضربه‌ای مهلک به امنیت غذایی منطقه محسوب می‌شود.
در شرق استان، وضعیت در شهرستان گلوگاه دست‌کمی از فاجعه ندارد. به گزارش مهر، کمیل عسکری، مدیر جهاد کشاورزی گلوگاهاعلام کرد که سیلاب نه تنها شالیزارها را نابود کرده، بلکه زیرساخت‌های انتقال آب و راه‌های بین مزارع را نیز از بین برده است. او تأکید کرد: «برآورد اولیه خسارت در این منطقه بیش از ۴۰ میلیارد تومان است و معیشت قریب به ۲ هزار کشاورز و دامدار به طور مستقیم تحت تأثیر قرار گرفته است.» در فریدونکنار، قلب صنعت برنج ایران، شالیکوبی‌ها زیر آب رفتند و در روستای زرین‌آباد ساری، سقوط دکل‌های برق و شکستگی لوله‌های گاز، مردم را در خاموشی و قطع خدمات اولیه فرو برد. این در حالی است که دولت با وعده پرداخت غرامت سعی در آرام کردن فضا دارد؛ وعده‌ای که با توجه به سرنوشت خسارات پرداخت‌نشده جنگ و زلزله‌های پیشین، برای مردم بیشتر به یک شوخی تلخ شباهت دارد.
 
 فساد در ساخت‌وساز و فروپاشی نظارت‌های مهندسی
یکی از رسواترین ابعاد سیلاب اخیر، نفوذ آب به داخل خانه‌های نوساز در شهرهایی نظیر رشت بود. ویدیوهای منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که تنها یک ساعت پس از آغاز بارندگی، آب از سقف ساختمان‌هایی که با مجوزهای رسمی ساخته شده‌اند، به داخل سرازیر شده است. این پدیده، که برخی رسانه‌ها از آن به عنوان تبدیل شدن رشت به «ونیز» یاد کردند، پرده از کاهش شدید کیفیت مصالح و ضعف مفرط نظارت سازمان نظام مهندسی برداشت. علی بیت‌اللهی، رئیس بخش خطرپذیری مرکز تحقیقات راه و شهرسازیدر این باره می‌گوید: «بسیاری از مسیرهای سیلابی دستخوش دست‌اندازی‌های انسانی شده‌اند که یا به دلیل قوانین ناقص و یا به صورت غیرقانونی شکل گرفته‌اند. ویلاسازی‌های بی‌رویه در دامنه‌ها و از بین بردن پوشش گیاهی، خاصیت اسفنجی زمین را نابود کرده و هر بارشی را به سیلی مخرب بدل می‌کند.»

بیت‌اللهی با اشاره به سیل نپال به عنوان یک هشدار جدی، تأکید کرد که مسیر رواناب‌ها کاملاً شناخته شده هستند، اما انسداد این مسیرها توسط مستحدثات دولتی و خصوصی، باعث پخش شدن آب در سطح شهرها شده است. او هشدار داد که اگر بارندگی‌های شدیدتری که پیش‌بینی شده رخ دهد، فاجعه می‌تواند فعالیت‌های شهری را به طور کامل فلج کند. این در حالی است که شهرداری‌ها به جای لایروبی پیشگیرانه و بازگشایی دهانه پل‌ها، تنها پس از وقوع بحران با تانکرهای تخلیه آب در صحنه حاضر می‌شوند که مصداق بارز «نوش‌دارو پس از مرگ سهراب» است.
 
وقتی جنگل‌زدایی به سیل ختم می‌شود
ریشه اصلی سیلاب‌های ویرانگر شمال را باید در آمارهای هولناک تخریب منابع طبیعی جستجو کرد. بر اساس گزارش سازمان ملل، کشورهایی که زیر ۲۵ درصد پوشش جنگلی دارند، فقیر محسوب می‌شوند؛ ایران با تنها ۶.۸ درصد پوشش جنگلی، در وضعیت قرمز قرار دارد. فرزاد علیزاده، کارشناس منابع طبیعی، فاش کرده است که در ۷۰ سال گذشته، ۷ میلیون هکتار از جنگل‌های زاگرس از بین رفته و وسعت جنگل‌های هیرکانی در شمال کشور در ۵۰ سال اخیر به نصف کاهش یافته است. این تخریب گسترده باعث شده تا سرعت‌گیرهای طبیعی جریان آب از بین بروند.
علاوه بر این، برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی باعث فرونشست زمین و از بین رفتن خلل و فرج خاک شده است؛ در نتیجه، زمین دیگر توان جذب بارش‌های ناگهانی را ندارد. طبق گزارش شورای هماهنگی شبکه ملی محیط زیست، در ۶۰ سال اخیر بیش از ۶۰ هزار روستا به دلیل تغییرات اقلیمی و سوءمدیریت منابع آبی خالی از سکنه شده‌اند. سیلاب‌های اخیر نشان داد که دولت نه تنها برنامه‌ای برای احیای پوشش گیاهی ندارد، بلکه با صدور مجوزهای جدید برای معادن و پروژه‌های عمرانی در دل جنگل‌ها، به استقبال فجایع بزرگتر می‌رود.
 
بن‌بست تجهیزاتی و هشدارهای بی‌اثر در ساختار فرسوده
در حالی که جهان از رادارهای پیشرفته برای پیش‌بینی دقیق سیلاب استفاده می‌کند، مقامات جمهوری اسلامی به فقدان امکانات اولیه اعتراف می‌کنند. سحر تاجبخش، رئیس سازمان هواشناسی کشور، در اظهاراتی تکان‌دهنده اعلام کرد: «در جنوب کشور تقریباً راداری نداریم و رادار شیراز نیز به دلیل خرابی قطعات از دسترس خارج شده است.» این خلأ تکنولوژیک در کنار پدیده ال‌نینو که باعث ناهنجاری‌های شدید بارشی در خاورمیانه می‌شود، ایران را به یکی از آسیب‌پذیرترین نقاط جهان تبدیل کرده است.
تاجبخش تأکید کرد که پیش‌بینی سیلاب‌های ناگهانی برای پاییز و زمستان به هیئت دولت اطلاع‌رسانی شده است، اما تجربه شهریورماه نشان داد که این هشدارها در پیچ‌وخم‌های اداری گم می‌شوند. حسین ساجدی‌نیا، رئیس سازمان مدیریت بحران، نیز با تأیید اینکه ال‌نینو می‌تواند ۲۷ استان کشور را تحت تأثیر قرار دهد، اعتراف کرد که مدیریت بحران نباید منتظر وقوع حادثه بماند؛ اعترافی که نوش‌دارویی است برای مردمی که هم‌اکنون دارایی‌های خود را از دست داده‌اند. او در حالی از تدوین «نقشه راه» سخن می‌گوید که زیرساخت‌های فعلی حتی توان مقابله با یک بارش تابستانی را ندارند.
 
وعده‌های غرامت؛ سرابی برای آسیب‌دیدگان
دولت اکنون با وعده پرداخت خسارات از طریق صندوق بیمه حوادث طبیعی و شرکت‌های بیمه، سعی در مهار خشم عمومی دارد. علیرضا بزرگمهر، رئیس سندیکای بیمه مازندران، مدعی است که تعهدات صنعت بیمه در اولویت قرار دارد. اما واقعیت میدانی حکایت دیگری دارد. بسیاری از کشاورزان و دامداران خرد اساساً تحت پوشش بیمه‌های موثر نیستند و فرآیندهای طولانی ارزیابی خسارت، آن‌ها را از بازگشت به چرخه تولید ناامید کرده است.
بی‌اعتمادی عمومی به وعده‌های مالی دولت ریشه در دهه‌ها بدقولی دارد. از خسارات جنگ‌ها اخیر که هنوز به بسیاری از خسارت دیدگان پرداخت نشده، تا زلزله‌زدگان کرمانشاه و سیل‌زدگان سال ۹۸ که تا مدت‌ها در کانکس‌ها زندگی می‌کردند، همگی نشان‌دهنده آن است که «بودجه‌های بحران» اغلب در مسیرهای دیگری هزینه می‌شوند. در چنین شرایطی، اعلام رقم ۱۸ میلیارد تومان خسارت اولیه در ساری و سپس جهش آن به بیش از ۳۷۰ میلیارد تومان، نشان‌دهنده آن است که دولت حتی در تخمین ابعاد فاجعه نیز ناتوان است، چه رسد به جبران واقعی آن.
 
پاییز سیاه در انتظار زیرساخت‌های لرزان
سیلاب شهریورماه تنها یک «سیلی آرام» بود تا زنگ بیداری به صدا درآید. ال‌نینوی پیش‌رو یک رخداد علمی قطعی است که می‌تواند پاییز و زمستان امسال را به یکی از پرهزینه‌ترین فصول تاریخ ایران بدل کند. اگر دستگاه‌های اجرایی از مرحله صدور بیانیه به مرحله فرماندهی میدانی و پیشگیرانه وارد نشوند، تخریب اجتماعی و اقتصادی ناشی از سیلاب‌ها، طبقات ضعیف جامعه را به طور کامل زمین‌گیر خواهد کرد. واقعیت این است که ایران به دلیل شکنندگی‌های انباشته محیط‌زیستی، دیگر تاب تحمل سوءمدیریت را ندارد. بدون لایروبی فوری رودخانه‌ها، خلع ید از متصرفان حریم مسیل‌ها و ایجاد چتر حمایتی واقعی برای تولیدکنندگان، سیلاب‌های بعدی نه تنها خانه‌ها، بلکه بقایای اعتماد عمومی را نیز با خود خواهد برد. ال‌نینو شوخی‌بردار نیست؛ اما به نظر می‌رسد مدیریت بحران در ایران، همچنان در حال شوخی با جان و مال مردم است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن