خانه پیشنهاد هم‌وطن چه کسی واقعاً دولت را می‌گرداند؟

روایت تکان‌دهنده پزشکیان از پشت پرده قدرت؛

چه کسی واقعاً دولت را می‌گرداند؟

بخش سوم و پایانی گفت‌وگوی تلویزیونی مسعود پزشکیان، منتشر شد.

آوا مهرگانی

بخش سوم و پایانی گفت‌وگوی تلویزیونی مسعود پزشکیان، منتشر شد و همچون بخش‌های قبلی به جای آنکه حاوی پاسخ‌های گره‌گشا به بحران‌های نفس‌گیر کشور باشد، مرثیه‌ای برای نهاد ریاست‌جمهوری بود که تمام استقلال و کارآمدی ادعایی خود را در پای حاکمیت سایر ارکان نظامی و امنیتی قربانی کرده است.

آقای پزشکیان در برابر دوربین‌ها ظاهراً از «مشارکت مردمی» و «دیپلماسی موفق» سخن گفت اما در عمل رفتاری شبیه به یک کارگزار اجرایی دارد که صرفاً مامور شده تا مصوبات و امضاهای تصمیم‌گیرندگان اصلی پشت پرده را توجیه کند. این مصاحبه تصویری نمایی از بن‌بست ساختاری حکومتی را به نمایش گذاشت که حتی برای ابتدایی‌ترین وظایف اداره مملکت، محتاج ساخت‌وسازهای خیالی در حوزه مدیریت شهری است و در سیاست خارجی نیز تمام مسئولیت‌ها را میان ارکان مختلف تقسیم می‌کند تا از پاسخگویی بگریزد.
مسجد جای جامعه مدنی می‌نشیند؟

در بخش نخست مصاحبه، رئیس‌جمهور با طول‌وتفسیر فراوان از طرحی به نام «محله‌محوری» دفاع کرد و آن را نسخه‌ای نجات‌بخش برای حل مسائل اجتماعی و معیشتی جامعه جلوه داد. اما بررسی دقیق سخنان او روشن می‌سازد که این الگوی به‌ظاهر اجتماعی، چیزی جز دور زدن نهادهای مدنی مستقل، احزاب سیاسی و سازمان‌های مردم‌نهاد واقعی نیست. پزشکیان با ردیف کردن آمار مساجد، مدارس و مراکز بهداشتی و اصرار بر اینکه «مسجد باید پایگاه عملیات باشد»، عملاً ساختار سرکوب و کنترل اجتماعی را در سطوح خرد شهری بازسازی می‌کند.

کاستن از مسئولیت مستقیم دولت در قبال جبران فقر، بی‌کاری و درمان و احاله آن به «خود مردم در محلات» و تمرکز بر محوریت مساجد، خط بطلانی است بر حق تشکل‌های آزاد در جوامع شهری. نهادهای مدنی در دنیا ابزار نظارت بر قدرت و مطالبه‌گری هستند، اما در نگاه دستگاه اجرایی موجود، تنها زمانی رسمیت می‌یابند که در قالب «پایگاه‌های عملیاتی» تحت کنترل نهادهای عقیدتی و شبه‌نظامی درآیند. این سخنان نشان می‌دهد که دولت «وفاق ملی» حتی برای حل بحران‌های عمیق معیشتی، الگویی غیر از ایدئولوژی‌زده کردن خدمات عمومی و توزیع صدقه‌ای امکانات ندارد.

دیپلماسی تحت امر؛ سپردن کلید مذاکرات به هسته سخت قدرت
تکان‌دهنده‌ترین و در عین حال افشاگرانه‌ترین بخش این مصاحبه، شرح حوادث پشت پرده سیاست خارجی و مذاکرات اخیر است. پزشکیان صراحتاً اعتراف کرد که فرمان هدایت دیپلماسی و حتی انتخاب رئیس هیئت مذاکره‌کننده (محمدباقر قالیباف) خارج از پاستور و بر اساس تدابیر شورای عالی امنیت ملی و نهادهای بالادستی صورت گرفته شده است. اینکه ریاست هیئت مذاکره‌کننده به رئیس مجلس سپرد ‌شود و سپس در نوسانی ۲۴ ساعته، سطح امضاها به رئیس‌جمهور تغییر یابد، نشان‌دهنده انفعال مطلق وزارت امور خارجه و بی‌اثری شخص رئیس‌جمهور در ساختار تصمیم‌گیری‌های حیاتی کشور است.

توجیهات مداوم رئیس‌جمهور درباره هماهنگی کامل با فرماندهان نظامی و تاکید بر اینکه «هیچ اختلافی وجود ندارد»، بیش از آنکه نشان‌دهنده یکدستی باشد، از مهار کامل دولت توسط نظامیان خبر داد. مسعود پزشکیان با پذیرش نقش جاده‌صاف‌کن منویات نظامیان، نه تنها تسلیم دیپلماسی موشکی و منطقه‌ای سپاه شده، بلکه تلاش می‌کند تحمیل هزینه‌های سنگین درگیری‌های منطقه‌ای بر گرده مردم را به عنوان «دستاورد» و «ایستادگی» قالب کند. اگر کلیت تصمیمات سیاسی و دفاعی در شورای امنیت گرفته می‌شود و فرماندهان نظامی مجری و تعیین‌کننده خط‌مشی‌ها هستند، اساساً تشکیل دولت و مانورهای انتخاباتی چه کارکردی جز اغوای افکار عمومی دارد؟

ادعای فتح‌الفوت با تفاهم‌نامه‌ای شکننده و پرتناقض
پزشکیان در حالی تفاهم‌نامه اخیر و گشایش‌های ادعایی در تنگه هرمز را یک پیروزی بزرگ می‌خواند که پاسخ‌های او پر از تناقض‌های آشکار است. او از یک‌سو ادعا کرد که توانسته آمریکا و طرف‌های غربی را به عقب‌نشینی و رفع محاصره وادار کند، اما از سوی دیگر اعتراف کرد که هنوز طرف مقابل به تعهدات خود عمل نکرده و ایران مجدداً مجبور به برخورد نظامی با کشتی‌ها در تنگه هرمز شده است. این تناقض نشان می‌دهد که آنچه دولت آن را «توافق» می‌نامد، آتش‌بسی شکننده، تعلیق‌گونه و سرشار از ابهام است که هیچ تضمین پایداری برای لغو تحریم‌ها یا بازگشت آرامش به اقتصاد فروپاشیده ایران ندارد.

حملات لفظی رئیس‌جمهور به منتقدان داخلی و «بی‌انصاف» خواندن آنان، سرپوشی است بر این واقعیت که عقب‌نشینی‌های تاکتیکی در مذاکرات، نه حاصل یک دیپلماسی هوشمندانه و متکی بر منافع ملی، بلکه ناشی از استیصال ساختاری و هراس از فروپاشی اقتصادی در پی رفتارهای ماجراجویانه بوده است. وقتی رئیس‌جمهور بازکردن یا بستن تنگه هرمز را به عنوان تنها کارت بازی خود مطرح می‌کند، عملاً اعتراف کرده که اقتصاد و آینده ده‌ها میلیون ایرانی به عنوان گروگان در یک بازی خطرناک ژئوپلیتیکی معامله می‌شود.
موعظه به جای برنامه؛ پزشکیان چگونه از پاسخ‌های سخت فرار می‌کند؟

ویژگی برجسته دیگری که در سراسر گفت‌وگوی پزشکیان موج می‌زد، توسل مکرر و بی‌حدوحصر به آیات قرآن، احادیث نهج‌البلاغه و ادبیات اخلاقی بود. استفاده از مفاهیمی چون «خدمت بی‌منت»، «برادری اسلامی» و «نهی از امر و نهی متکبرانه» توسط عالی‌ترین مقام اجرایی کشور، کارکردی فرار از پاسخگویی کارشناسی دارد. هنگامی که از رئیس‌جمهور درباره ابعاد تخصصی تورم، چالش‌های تحریمی و آینده روابط بین‌الملل سوال می‌شود، پاسخ‌ها به پندهای موعظه‌گونه و خطبه‌خوانی متوسل می‌شود؛ رفتاری که نشان‌دهنده فقدان برنامه جامع عملیاتی برای حل بحران‌هاست.

تکرار ادعای «ذوب بودن در ولایت» و ایستادگی «با تمام قدرت پشت رهبری»، آخرین تکه از پازل استحاله مسعود پزشکیان است. او که با شعار تغییر و اصلاح وارد عرصه شد، اینک در مقام تئوریسین اطاعت بی‌چون‌وچرا ظاهر شده و حتی منتقدان تندروتر داخلی را به ناآگاهی از داده‌های رهبری متهم می‌کند. این رویکرد ثابت می‌کند که دولت موجود نه توان ایجاد تغییر در ساختارهای صلب قدرت را دارد و نه اراده‌ای برای نمایندگی مطالبات ساختارشکونانه جامعه.

سقف کوتاه دولت وفاق در برابر ابربحران‌های پیش‌رو
بخش سوم گفت‌وگوی تلویزیونی پزشکیان، نشان داد که «دولت وفاق ملی» نامی مستعار برای تسلیم کامل آئین‌نامه‌های اجرایی در برابر اراده هسته اصلی قدرت است. نه طرح‌های آرمان‌گرایانه‌ای همچون «محله‌محوری» توان ترمیم گسست عمیق میان مردم و حکومت را دارند و نه دیپلماسی تحت کنترل نیروهای نظامی می‌تواند کشور را از گرداب تحریم، انزوا و سایه سنگین جنگ نجات دهد. مسعود پزشکیان با پذیرش نقش جاده‌صاف‌کن برای تصمیماتی که در نهادهای فرادولتی اتخاذ می‌شود، عملاً مسئولیت تمام ناکامی‌های آتی را بر عهده گرفته است؛ ناکامی‌هایی که با خطبه‌خوانی، توسل به مقدسات و متهم کردن جامعه به «عدم درک شرایط» لاپوشانی نخواهند شد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن