خانه پیشنهاد هم‌وطن فرار از ریال

هموطن واکنش شهروندان و کسبه به سقوط ارزش پول ملی را بررسی می‌کند:

فرار از ریال

کاهش ارزش پول ملی فقط یک عدد روی تابلوی صرافی‌ها نیست؛ نشانه‌ای از تغییری عمیق‌تر در رفتار اقتصادی جامعه است.

اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی
 
کاهش ارزش پول ملی فقط یک عدد روی تابلوی صرافی‌ها نیست؛ نشانه‌ای از تغییری عمیق‌تر در رفتار اقتصادی جامعه است. وقتی مردم احساس کنند پولی که امروز در اختیار دارند، فردا قدرت خرید کمتری خواهد داشت، طبیعی است که به دنبال پناهگاهی برای حفظ ارزش دارایی خود بگردند. در ایران، این پناهگاه‌ها سال‌هاست که دلار و طلا هستند؛ اما دامنه این رفتار اکنون گسترده‌تر شده و سکه، نقره، رمزارز، خودرو، ملک و حتی کالاهای مصرفی نیز در فهرست گزینه‌های جایگزین قرار گرفته‌اند.
گزارش‌های اخیر از اقتصاد ایران تصویری نگران‌کننده ارائه می‌کنند. رویترز گزارش داد که ارزش ریال به‌شدت سقوط کرده و نرخ تورم به نزدیکی ۷۰ درصد رسیده است؛ شرایطی که فشار سنگینی بر قدرت خرید خانوارها وارد می‌کند.
در چنین اقتصادی، نگه داشتن ریال دیگر برای بسیاری صرفاً به معنای «پس‌انداز» نیست؛ بلکه می‌تواند به معنای پذیرفتن ریسک کاهش مستمر ارزش دارایی باشد.
 
وقتی ریال دیگر محل امن پس‌انداز نیست
 اعتماد به پول ملی زمانی معنا دارد که شهروند بتواند انتظار داشته باشد درآمد و پس‌اندازش در آینده ارزش نسبی خود را حفظ می‌کند. اما تورم بالا این رابطه را مختل می‌کند. اگر قیمت کالاها و خدمات با سرعتی بسیار بیشتر از رشد درآمد افزایش یابد، حتی فردی که هیچ ریالی از حسابش برداشت نکرده، عملاً بخشی از ثروتش را از دست داده است.
اینجاست که رفتار پس‌اندازکننده تغییر می‌کند. فرد به جای آنکه تمام درآمد مازاد خود را در حساب بانکی یا به شکل نقد نگه دارد، ممکن است به محض دریافت درآمد، بخشی از آن را به دارایی دیگری تبدیل کند.
دلار یکی از نخستین انتخاب‌هاست؛ زیرا برای بسیاری از ایرانیان به معیار ذهنی سنجش ارزش تبدیل شده است. اما تنها گزینه نیست. طلا و سکه نیز به دلیل نقدشوندگی نسبی و سابقه طولانی به‌عنوان ابزار حفظ ارزش مورد توجه قرار گرفته‌اند. نقره برای سرمایه‌های کوچک‌تر می‌تواند جذاب باشد و رمزارزها نیز، با وجود ریسک بسیار بالای خود، برای بخشی از جامعه به گزینه‌ای برای انتقال یا نگهداری ارزش تبدیل شده‌اند.
حتی خرید کالا نیز می‌تواند بخشی از همین رفتار باشد. خانواده‌ای که احتمال می‌دهد قیمت یک کالای بادوام در چند ماه آینده افزایش یابد، ممکن است خرید خود را جلو بیندازد؛ نه به این دلیل که فوراً به آن کالا نیاز دارد، بلکه چون ترجیح می‌دهد ریال خود را به چیزی تبدیل کند که احتمالاً گران‌تر خواهد شد.
این همان نقطه‌ای است که «انتظار تورمی» به نیروی اقتصادی تبدیل می‌شود.
 
دلار، طلا، رمزارز؛ پناهگاه‌هایی با ریسک‌های متفاوت
 فرار از ریال الزاماً به معنای هجوم همگانی به دلار نیست. واقعیت پیچیده‌تر است. افراد با توجه به اندازه سرمایه، دسترسی به بازارها و میزان ریسک‌پذیری خود، سبد متفاوتی از دارایی‌ها می‌سازند.
برای یک خانوار، خرید چند سکه ممکن است جایگزین سپرده بانکی شود. برای دیگری، خرید ارز راهی برای حفظ بخشی از قدرت خرید است. فردی دیگر ممکن است به سراغ طلا، نقره، ملک یا خودرو برود. رمزارز نیز برای برخی جذابیت ویژه‌ای دارد، زیرا امکان انتقال دارایی خارج از شبکه سنتی بانکی را فراهم می‌کند؛ هرچند نوسان شدید قیمت و ریسک‌های حقوقی و امنیتی آن را نمی‌توان نادیده گرفت.
این رفتار فقط مختص ایران نیست. در اقتصادهایی که مردم اعتماد خود را به پول ملی از دست می‌دهند، معمولاً تقاضا برای ارز خارجی و طلا افزایش می‌یابد. رویترز پیش‌تر نیز در نمونه ایران گزارش کرده بود که در دوره‌های سقوط ارزش ریال، پس‌اندازکنندگان برای خرید دلار هجوم آورده‌اند.
حتی در اقتصادهای دیگر نیز تجربه نشان داده است که کاهش اعتماد به پول ملی می‌تواند به تغییر ترکیب پس‌اندازها منجر شود. برای مثال، رویترز در سال‌های گذشته درباره ترکیه گزارش کرده بود که بیش از نیمی از پس‌اندازهای مردم در ارزهای خارجی و طلا نگهداری می‌شد؛ پدیده‌ای که با کاهش اعتماد به لیر ارتباط داشت.
اما هیچ‌یک از این دارایی‌ها بدون ریسک نیستند. دلار می‌تواند تحت تأثیر تحولات سیاسی و سیاست‌های ارزی قرار گیرد؛ طلا و نقره نوسان دارند؛ بازار ملک نقدشوندگی پایینی دارد؛ خودرو هزینه نگهداری و استهلاک دارد و رمزارزها می‌توانند در مدت کوتاهی بخش بزرگی از ارزش خود را از دست بدهند.
مسئله اصلی بنابراین انتخاب «بهترین سرمایه‌گذاری» نیست؛ مسئله این است که چرا شهروند احساس می‌کند باید برای حفظ ارزش دارایی خود از پول ملی خارج شود.
 
خطر بزرگ‌تر؛ چرخه‌ای که خودش ریال را ضعیف‌تر می‌کند
 مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که فرار از ریال به یک رفتار جمعی تبدیل شود.
اگر میلیون‌ها نفر به این نتیجه برسند که نگهداری ریال پرریسک است، سرعت تبدیل ریال به دارایی‌های دیگر افزایش می‌یابد.

تقاضا برای ارز و طلا بالا می‌رود، فروشندگان قیمت‌های خود را با انتظار افزایش هزینه‌های آینده تنظیم می‌کنند و کسب‌وکارها نیز برای محافظت از سرمایه در گردش خود تلاش می‌کنند زودتر خرید کنند.
در چنین شرایطی، یک چرخه خطرناک شکل می‌گیرد: کاهش اعتماد به ریال، تقاضا برای دارایی‌های جایگزین را افزایش می‌دهد؛ این افزایش تقاضا فشار بیشتری بر ارزش ریال وارد می‌کند و سقوط ارزش پول ملی، اعتماد را بیش از پیش کاهش می‌دهد.
این چرخه از آن جهت خطرناک است که حتی اگر دولت بتواند برای مدتی نرخ ارز را کنترل کند، بدون مهار تورم و بازسازی اعتماد، رفتار مردم به‌سادگی تغییر نمی‌کند.
اقتصاد فقط با دستور نمی‌تواند اعتماد تولید کند. اعتماد به پول ملی محصول مجموعه‌ای از عوامل است: ثبات اقتصادی، کنترل تورم، انضباط مالی، سیاست پولی قابل پیش‌بینی، دسترسی به بازارهای جهانی و مهم‌تر از همه، اطمینان مردم از اینکه قواعد اقتصادی فردا ناگهان تغییر نخواهد کرد.
اگر شهروند ایرانی برای حفظ ارزش درآمد خود ناچار باشد هر ماه به دنبال راهی تازه برای خارج کردن پولش از ریال باشد، مسئله دیگر صرفاً «قیمت دلار» نیست. اینجا با بحران عمیق‌تری مواجهیم: « بحران اعتماد به پول ملی.»
ریال زمانی دوباره می‌تواند جایگاه خود را در ذهن مردم پس بگیرد که نگهداری آن، به جای یک تصمیم پرریسک، دوباره به یک انتخاب منطقی اقتصادی تبدیل شود. تا آن زمان، هر جهش قیمت ارز و طلا فقط یک اتفاق در بازار نیست؛ می‌تواند پیامد مستقیمِ بی‌اعتمادی فزاینده به آینده پول ملی باشد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن