خانه پیشنهاد هم‌وطن تحریم رویاها؛ جوانان ایرانی پشت درهای بسته آموزش جهانی

هموطن بررسی می‌کند؛

تحریم رویاها؛ جوانان ایرانی پشت درهای بسته آموزش جهانی

در سال‌هایی که تحریم‌ها در روایت رسمی اغلب «بی‌اثر» یا حتی «فرصت‌ساز» معرفی شده‌اند، آثار واقعی آنها آرام‌آرام از اعداد و نمودارهای اقتصادی عبور کرده و به خصوصی‌ترین برنامه‌های زندگی مردم رسیده است.

اختصاصی گروه اجتماعی/ رها صدیق

در سال‌هایی که تحریم‌ها در روایت رسمی اغلب «بی‌اثر» یا حتی «فرصت‌ساز» معرفی شده‌اند، آثار واقعی آنها آرام‌آرام از اعداد و نمودارهای اقتصادی عبور کرده و به خصوصی‌ترین برنامه‌های زندگی مردم رسیده است. برنامه یک دانشجو برای ادامه تحصیل، امید یک زبان‌آموز برای گرفتن مدرک معتبر و تلاش جوانی برای تبدیل سال‌ها درس خواندن به یک فرصت واقعی. اعلام توقف برگزاری آزمون دولینگو برای کاربران داخل ایران از اول سپتامبر، تنها خبر حذف یک سرویس آنلاین نیست. این تصمیم برای هزاران زبان‌آموزی که آزمون دولینگو را به‌دلیل هزینه کمتر، دسترسی آنلاین و پذیرش آن در برخی دانشگاه‌ها انتخاب کرده بودند، به‌معنای بسته‌شدن یکی از معدود مسیرهای در دسترس است. نگرانی درباره احتمال گسترش چنین محدودیت‌هایی به آزمون‌هایی مانند تافل نیز، وضعیت را برای متقاضیان تحصیل و بورسیه پیچیده‌تر کرده است.

مساله فقط مدرک زبان نیست. مدرک، در عمل، کلید ورود به یک سازوکار رسمی است؛ سازوکاری که دانشگاه‌ها، نهادهای بورسیه‌دهنده و بازارهای بین‌المللی کار آن را به‌رسمیت می‌شناسند. ممکن است یک جوان ایرانی دانش زبانی بالا، رزومه علمی قابل قبول و توانایی لازم برای تحصیل در دانشگاهی معتبر داشته باشد، اما بدون امکان شرکت در آزمون و دریافت مدرک مورد تأیید، این توانایی به فرصت تبدیل نمی‌شود. در چنین وضعیتی، مشکل کمبود استعداد یا فقدان انگیزه نیست؛ مسیر اثبات و بهره‌برداری از توانایی بسته می‌شود.

این همان تفاوت مهم میان فقر آموزشی و محرومیت آموزشی است. فقر آموزشی معمولا به نبود مدرسه، معلم، کتاب، اینترنت یا توان پرداخت هزینه تحصیل مربوط می‌شود. اما محرومیت آموزشی می‌تواند گریبان فردی را بگیرد که درس خوانده، زبان آموخته و آماده رقابت است، ولی به‌دلیل موانعی بیرون از اراده‌اش امکان حضور در یک آزمون یا استفاده از یک فرصت را ندارد. جوانی که باید برای یک آزمون چندساعته به کشوری دیگر سفر کند، تنها هزینه ثبت‌نام نمی‌پردازد؛ او باید هزینه ویزا، بلیت، اقامت، رفت‌وآمد، نوسان ارز و اضطراب یک سفر ناگزیر را هم تحمل کند.

این هزینه‌ها به‌طور برابر میان همه توزیع نمی‌شود. کسی که از توان مالی و ارتباطات خانوادگی بیشتری برخوردار است، شاید بتواند از مسیر سفر به کشورهای همسایه آزمون بدهد. اما برای بسیاری دیگر، همین مانع به‌معنای حذف کامل از رقابت است. بنابراین محدودشدن خدمات آموزشی و آزمون‌های بین‌المللی، در عمل نابرابری را تشدید می‌کند: نه بر پایه توانایی و تلاش، بلکه بر اساس امکان پرداخت هزینه عبور از محدودیت‌ها.

پیامد مهم‌تر، فرسایش امید اجتماعی است. امید زمانی زنده می‌ماند که فرد باور داشته باشد میان تلاش او و نتیجه‌ای که می‌گیرد رابطه‌ای وجود دارد. جوانی که سال‌ها زبان می‌خواند، برای آزمون آماده می‌شود، دانشگاه‌های هدفش را بررسی می‌کند و آینده‌اش را بر مبنای تحصیل و تخصص برنامه‌ریزی می‌کند، انتظار دارد قواعد بازی دست‌کم تا اندازه‌ای روشن و قابل پیش‌بینی باشد. اما وقتی هر روز احتمال بسته‌شدن یک مسیر تازه وجود دارد، برنامه‌ریزی جای خود را به اضطراب می‌دهد و تلاش فردی در برابر تصمیم‌هایی که او هیچ نقشی در شکل‌گیری‌شان نداشته، بی‌پناه می‌شود.

در چنین فضایی، مهاجرت نیز دیگر فقط انتخابی برای پیشرفت یا تجربه جهانی نیست؛ به راهی برای عبور از موانع بدل می‌شود. بسیاری از جوانان ممکن است ابتدا برای تحصیل یا کار در خارج برنامه‌ریزی کرده باشند، اما وقتی حتی دسترسی به آزمون، پذیرش، تبادل دانشگاهی، دوره‌های آنلاین یا همکاری پژوهشی دشوار می‌شود، احساس می‌کنند برای داشتن یک مسیر عادی باید از جغرافیای خود خارج شوند. این، یکی از تلخ‌ترین نتایج انسداد فرصت‌هاست: کشوری که باید برای حفظ سرمایه انسانی خود رقابت کند، ناخواسته به جوانانش می‌آموزد که آینده قابل ساختن، جایی بیرون از مرزهاست.

خطر اصلی در ادامه این روند، شکل‌گیری تدریجی «انزوای آموزشی» است. انزوای آموزشی صرفا قطع ارتباط با چند آزمون یا پلتفرم نیست؛ کاهش ارتباط دانشجویان و پژوهشگران با دانشگاه‌ها، استانداردهای علمی، شبکه‌های تخصصی و فرصت‌های حرفه‌ای جهان است. در بلندمدت، چنین وضعیتی رقابت‌پذیری نیروی انسانی را کاهش می‌دهد، تبادل دانش را دشوار می‌کند و فاصله میان دانشگاه و بازار علمی جهانی را عمیق‌تر می‌سازد.

تحریم‌ها شاید در سطح سیاست خارجی با واژه‌های کلی و محاسبات قدرت توضیح داده شوند، اما در زندگی روزمره مردم شکل دیگری دارند که اضطراب یک دانشجو پیش از ثبت‌نام آزمون، خانواده‌ای که باید برای هزینه سفر فرزندش پول فراهم کند و جوانی که نمی‌داند آیا مدرکی که برایش سال‌ها تلاش کرده، فردا هنوز قابل دریافت خواهد بود یا نه.

وقتی آموزش و امکان اثبات توانایی نیز به میدان تحریم کشیده می‌شود، آنچه آسیب می‌بیند فقط یک پرونده اپلای یا یک آزمون زبان نیست؛ اعتماد یک نسل به امکان برنامه‌ریزی برای آینده است. هزینه این بی‌اعتمادی، دیر یا زود، از زندگی فردی جوانان فراتر می‌رود و به هزینه‌ای برای توسعه، سرمایه انسانی و آینده خود کشور تبدیل می‌شود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن