اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
در حالی که مقامهای جمهوری اسلامی بارها از «تابآوری اقتصادی» سخن گفتهاند، واقعیت زندگی بسیاری از ایرانیان تصویری متفاوت نشان میدهد؛ افزایش هزینههای زندگی، بیثباتی بازار، کاهش قدرت خرید و نگرانی از آینده، فشار اقتصادی را به یکی از اصلیترین دغدغههای جامعه تبدیل کرده است.
در شرایطی که تنشهای منطقهای و فشارهای بینالمللی ادامه دارد، اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری با مسئلهای اساسی روبهرو است: چه کسی هزینه تصمیمهای سیاسی و امنیتی را پرداخت میکند؟
برای بسیاری از شهروندان، بحران اقتصادی دیگر یک مفهوم آماری یا موضوع بحث کارشناسان نیست؛ بلکه در قیمت مواد غذایی، اجاره خانه، هزینه درمان و دشواری یافتن شغل خود را نشان میدهد.
در این میان، شکاف میان روایت رسمی حکومت و تجربه روزمره مردم عمیقتر شده است.
فشار مضاعف بر اقتصادی که سالها زیر تحریم و سوءمدیریت است
اقتصاد ایران سالهاست با مجموعهای از مشکلات ساختاری دستوپنجه نرم میکند؛ از تحریمهای بینالمللی گرفته تا ناکارآمدی مدیریتی، فساد، محدودیت سرمایهگذاری خارجی و بیثباتی تصمیمهای اقتصادی. اما تشدید بحرانهای منطقهای، فضای نااطمینان را برای فعالان اقتصادی بیشتر کرده است.
سرمایهگذاران در شرایطی که چشمانداز روابط خارجی و سیاستهای اقتصادی روشن نیست، با احتیاط بیشتری تصمیم میگیرند. تولیدکنندگان با افزایش هزینهها مواجهاند و مصرفکنندگان نیز با کاهش مداوم قدرت خرید روبهرو هستند.
در چنین شرایطی، سیاستهای اقتصادی کوتاهمدت و وعدههای تکراری دیگر برای بسیاری از مردم قانعکننده نیست. شهروندانی که هر روز با افزایش قیمتها مواجه میشوند، کمتر به آمارهای رسمی درباره کنترل تورم یا رشد اقتصادی اعتماد میکنند و بیشتر بر تجربه شخصی خود تکیه دارند.
بازار نگران، مردم گرفتار؛ پیامدهای مستقیم تنشهای سیاسی
هر بار که تنشهای سیاسی و امنیتی افزایش پیدا میکند، بازار ایران نیز واکنش نشان میدهد. نوسان در بازار ارز، نگرانی درباره آینده تجارت خارجی و افزایش احتیاط در فعالیتهای اقتصادی، از جمله پیامدهایی است که به سرعت خود را در زندگی مردم نشان میدهد.
اقتصادی که پیش از این نیز با مشکلات جدی روبهرو بوده، توان تحمل شوکهای پیدرپی را ندارد. ادامه این وضعیت میتواند فشار بیشتری بر طبقه متوسط وارد کند؛ گروهی که در سالهای گذشته بخش قابل توجهی از قدرت اقتصادی خود را از دست داده است.
در سوی دیگر، بسیاری از کسبوکارهای کوچک و متوسط که ستون اصلی اشتغال در جامعه هستند، با مشکلاتی مانند کاهش فروش، افزایش هزینهها و دشواری دسترسی به منابع مالی مواجه شدهاند. برای این بخش از اقتصاد، بیثباتی سیاسی تنها یک خبر در رسانهها نیست؛ بلکه تهدیدی مستقیم برای ادامه فعالیت است.
شکاف میان وعدههای رسمی و واقعیت زندگی مردم
یکی از مهمترین چالشهای حکومت ایران، افزایش فاصله میان روایت رسمی از وضعیت کشور و تجربه اجتماعی مردم است. مقامهای جمهوری اسلامی معمولاً تحریمها را عامل اصلی مشکلات معرفی میکنند، اما منتقدان معتقدند مشکلات اقتصادی تنها نتیجه فشار خارجی نیست و ریشههای داخلی مانند سیاستگذاری نادرست، نبود شفافیت و مدیریت ناکارآمد نیز نقش مهمی دارند.
در نهایت، پرسش اصلی برای بسیاری از ایرانیان این است که تا چه زمانی باید هزینه بحرانهایی را پرداخت کنند که در شکلگیری آنها نقشی نداشتهاند. اقتصادی که به جای رشد پایدار، با بحرانهای مداوم و تصمیمهای غیرقابل پیشبینی روبهرو است، بیش از هر چیز به اعتماد عمومی و اصلاحات واقعی نیاز دارد.
ادامه شرایط فعلی میتواند نهتنها مشکلات اقتصادی، بلکه نارضایتیهای اجتماعی را نیز افزایش دهد. زیرا وقتی فشار معیشتی طولانی شود، مسئله فقط کاهش درآمد یا افزایش قیمتها نیست؛ بلکه احساس بیثباتی و نبود چشمانداز روشن برای آینده است.
برای بسیاری از مردم ایران، بحران اقتصادی دیگر یک تهدید احتمالی نیست؛ واقعیتی روزمره است که در سفره، زندگی و تصمیمهای آینده آنها دیده میشود.
1