اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
در حالی که دور تازهای از درگیریهای نظامی، بخشهایی از زیرساختهای حیاتی ایران را هدف قرار داده است، نگرانیهادرباره پیامدهای اقتصادی و انسانی این حملات افزایش یافته است. گزارشهای منتشرشده از آسیب به برخی پلها،زیرساختهای ریلی در منطقه بندرعباس و بخشهایی از شبکه انرژی، نشان میدهد که دامنه جنگ از مراکز نظامی فراتر رفته و به حوزههایی رسیده است که مستقیماً با زندگی روزمره مردم ارتباط دارند.
برای بسیاری از مردمی که این روزها زیر موشک و گلوله قرار دارند، این تحولات نتیجه سالها سیاست خارجی تنشزا، اولویت دادن به تقابل منطقهای و ناتوانی در حفظ مسیرهای پایدار دیپلماتیک ارزیابی میشود. آنان معتقدند تصمیمهای حکومت، در نهایت کشور را در موقعیتی قرار داده که مردم عادی باید هزینههای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی آن را بپردازند.
زیرساختهای حیاتی؛ قربانی جدید جنگی که مردم هزینه آن را میدهند
شبکه ریلی، پلها و تأسیسات انرژی ستونهای اصلی اقتصاد یک کشور هستند. آسیب به این بخشها تنها به معنای خسارت فیزیکی به چند سازه نیست؛ بلکه میتواند زنجیرهای از مشکلات را ایجادکند: از اختلال در انتقال کالا و سوخت گرفته تا افزایش هزینههای حملونقل و فشار بیشتر بر معیشت مردم.
بندرعباس بهعنوان یکی از مهمترین مراکز تجاری ایران، نقش ویژهای در اتصال اقتصاد کشور به مسیرهای دریایی و ریلی دارد. هرگونه آسیب به گرههای حملونقل این منطقه میتواند بر روندجابهجایی کالا و فعالیتهای اقتصادی تأثیر بگذارد.
از نگاه منتقدان جمهوری اسلامی، مسئله اصلی تنها حملات خارجی نیست؛ بلکه این پرسش نیز مطرح است که چرا سیاستهایی اتخاذ شد که کشور را در معرض چنین رویاروییهایی قرار داد. آنان میگویند مردم ایران، که سالها بامشکلات اقتصادی، تحریمها و کاهش قدرت خرید مواجه بودهاند،اکنون با خطر آسیب دیدن زیرساختهایی روبهرو هستند که بازسازی آنها هزینه سنگینی خواهد داشت.
شکست دیپلماسی و ادامه چرخهای که پایان آن برای مردم پرهزینه است
درباره آغاز و تشدید موج اخیر درگیریها، روایتهای متفاوتی ازسوی طرفهای درگیر مطرح شده است. هر طرف دیگری را مسئول افزایش تنشها و شکست روندهای دیپلماتیک میداند. با این حال،منتقدان جمهوری اسلامی معتقدند خروج از مسیر مذاکره و تکیه بر رویکرد تقابلی، کشور را به سمت شرایطی سوق داده که نتیجه آن افزایش فشار بر جامعه ایران است.
از این دیدگاه، حتی اگر مسئولیت هر مرحله از درگیری محل اختلاف باشد، واقعیت این است که شکست گفتوگوها و ادامه رویارویی نظامی، فضای لازم را برای حمله به زیرساختها وگسترش خسارتها فراهم کرده است.
منتقدان حکومت تأکید میکنند که مردم ایران نه درتصمیمگیریهای کلان سیاست خارجی نقش تعیینکنندهای دارند ونه در انتخاب مسیرهای نظامی، اما نخستین گروهی هستند که پیامدهای آن را تجربه میکنند؛ از نگرانیهای امنیتی گرفته تامشکلات اقتصادی و اختلال در خدمات عمومی.
جامعهای خسته از جنگ و نگرانی درباره آینده ایران
سالها فشار اقتصادی و بحرانهای سیاسی باعث شده بخش بزرگی از جامعه ایران نسبت به ادامه تنش و درگیری نگرانی عمیقی داشته باشد. برای بسیاری از شهروندان، مسئله اصلی دیگر رقابتهای سیاسی یا شعارهای منطقهای نیست؛ بلکه امنیت خانواده، ثبات اقتصادی و امکان داشتن یک زندگی عادی است.
ادامه حملات به زیرساختهای حیاتی میتواند این احساس راتقویت کند که مردم عادی در حال پرداخت هزینه تصمیمهایی هستند که خارج از کنترل آنها گرفته شده است. آسیب به برق،حملونقل و شبکههای ارتباطی تنها یک مسئله فنی نیست؛ بلکه مستقیماً بر کیفیت زندگی میلیونها نفر اثر میگذارد.
راه خروج از این چرخه، تغییر رویکرد از تقابل دائمی به سمت کاهش تنش، پاسخگویی سیاسی و بازگشت به دیپلماسی است. آنان معتقدند ایران برای عبور از بحرانهای کنونی، بیش از هرچیز به سیاستهایی نیاز دارد که منافع مردم را در اولویت قراردهد، نه ادامه مسیری که هزینههای آن هر روز بیشتر بر دوش جامعه سنگینی میکند.
در نهایت، فارغ از اختلاف روایتها درباره مسئولیت آغاز و ادامه درگیری، یک واقعیت روشن است: هر جنگی که زیرساختهای یک کشور را هدف قرار دهد، پیش از هر چیز زندگی مردم عادی را دشوارتر میکند و به طور قطع در این زمینه جمهوری اسلامی با سیاستهای تنشآفرین و جنگطلبی حامیان افراطیاش مقصر اصلی هستند.
32