خانه پیشنهاد هم‌وطن مصطفی تاجزاده، چمچاره غیرقابل حذف نظام!

مصطفی تاجزاده، چمچاره غیرقابل حذف نظام!

یازده سال از آن روز سیاه که به گفته فخرالسادات محتشمی‌پور، یک دو جین مامور در مقابل خانه‌اش در یاس ریسه شده و چنان که گویی بخواهند؛ مثلا پابلو اسکوبار را در مخفیگاه تابستانی‌اتش دستگیر کنند، می‌گذرد.

اختصاصی هم‌وطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی

یازده سال از آن روز سیاه که به گفته فخرالسادات محتشمی‌پور، یک دو جین مامور در مقابل خانه‌اش در یاس ریسه شده و چنان که گویی بخواهند؛ مثلا پابلو اسکوبار را در مخفیگاه تابستانی‌اتش دستگیر کنند، می‌گذرد. نمایشی سخیف، مبتذل و پر از ایجاد ترحم در ذهن هر بیننده‌ای! نمایشی زرد به مانند هزاران نمایش سخیف از سوی عملگان ظلم که به جای ایجاد حس اقتدار در حتی میان حامیان خود، حس استیصال و زبونی را در میان افکار عمومی ایجاد کرد و اکنون، خروجی‌اش هم پیش روی هر بیننده و شهروند نظاره‌گری به چشم می‌خورد.

حالا اما سید مصطفی تاجزاده، بیش از یک دهه است که در زندان روزگار گذرانده و در راه آنچه به آن باور داشته، آزادمردانه مو سفید کرده است. بی آنکه بخواهد، آخی بگوید و آهی بکشد و دست آخر، این مرد گفت‌وگوی حال حاضر وطن است که داغ هر توبه و عجز و لابه‌ای را به دل دیکتاتور و سایر عمله و قبیله‌ای‌هایش گذاشته است. همو که اخیرا و در پی صدور حکم جدید پنج ساله در میانه سیرک مبتذل ای ایران بخوان و رونمایی بدلی و ماکیاولیستی از تندیس داریوش و کوروش و شاپور ساسانی از سوی حکومت در میادین شهرهای جنگ زده این مملکت، بازجوها به خانواده‌اش گفتند که نخواهند گذاشت تا او «آزاد» شود. آنقدر حکم می‌دهند و زندانش را تمدید می‌کنند که رنگ بیرون رو به چشم نبیند!

همو که در تمام طول این سالیان، هرچه زیر و زبر زندگی خود و خانواده‌اش را جوریده‌اند، نه خطی فساد بیرون آمده و نه سر سوزنی؛ دست اندازی در بیت‌المال و همین مهم به یکی از بزرگترین مصائب پیش روی هسته سخت قدرت برای دست و پا کردن پیراهن عثمان علیه او بدل شده است. او که هیچ گاه آسودگی در آغوش قدرت را با دغدغه مردمان سرزمینش و رویای آن‌ها معامله نکرد و نقد صریح علی خامنه‌ای را در میانه سکوت و رو برگردانی بسیاری از مدعیان اصلاح‌طلبی به جان خرید و صد البته پای تبعات و پیامدهای تمامیت‌خواهانه اسباب قدرت نیز ایستاد.

سید مصطفی تاجزاده که در داخل مرزهای همین سرزمین و از پشت میله‌های کهنه زندان پایتخت، پای مواضع مردم ماند و همواره‌ از پرداخت هزینه‌های گزافش نیز سر سوزنی شانه خالی نکرد. هر بار که گفت؛ نقد هزینه دارد، اصلاحات ساختاری هزینه دارد، ایستادن در مقابل دیکتاتوری پرهزینه است به گفته خود باور داشت و هزینه‌اش را هم خودش در صف اول پرداخت. در دنیای کنشگری آقامصطفی، جنایت؛ جنایت بود و ظلم، ظلم. از نگاهش، جنایت؛ خوب و بد نداشت و ظلم از سوی هرکه بر مردم روا شد، ظلم بود. بی هیچ رو برگردانی و هزینه، فایده کردنی. تجاوز بیگانه را بزک نکرد و در کنار تمامیت ارضی مملکتش تمام قد ایستاد. نه در آغوش قدرت غش کرد و نه چشم به پوشیدن ردای قهرمانی و منجی‌گری از سوی بیگانه دوخت. همواره، لازمه قدرت را پاسخگویی به مردم دانست و این بایسته را به پای هیچ مصلحتی به قربانگاه نبرد. به همه این افعال ماضی، فعل مضارع هم قید کنیم و ببینیم که چرا جمهوری اسلامی، حضور و وجود چون اویی در سپهر سیاست در ایران را برنمی‌تابد.

مصطفی تاجزاده در هر وضعیتی به گفت‌وگو و جملگی لوازم پیرامون آن، ملتزم است. نه می‌شود؛ وابستگی به بیگانه را به او نسبت داده و حذفش کرد و نه همانطور که گفته شد، سر سوزنی فساد اخلاقی، مالی و حتی سیاسی در کارنامه دارد. به گفت‌وگو در میان همه ایرانیان معتقد و ملتزم بوده و حتی پیش از بازداشت یازده سال قبلش نیز، در آخرین روزهای آزادی با مراد ویسی به مناظره پرداخت و همان موقع هم از رضا پهلوی برای مناظره دعوت کرد. ناگفته پیداست که حضور پرچمداری چون تاجزاده که به معنی واقعی کلمه به «ایران برای همه ایرانیان» باور دارد برای یک حکومت توتالیتر، اقتدارگرا و تمامیت‌خواه خوشایند نخواهد بود و نیست!

تقریبا هر کسی که ذره‌ای شناخت به مناسبات سیاست در ایران کنونی داشته و احوالات مرتبط با حکومت و منتقدینش را بشناسد، ناگفته می‌داند که اول شخص مخالف با آزادی سید مصطفی تاجزاده از زمان شکایتش از احمد جنتی در انتخابات مجلس هفتم به این سو تا همین حالا، شخص علی خامنه‌ای بود. دیکتاتوری که عمری با اتمسفر «هرچه آقا خوشش بیاید» زیست و با شخصیت کینه‌ورزی که داشت، هیچ گاه حضور و تریبون داری هیچ منتقدی را برنتافت. خصوصا مصطفی تاجزاده که علی خامنه‌ای به خوبی او را می‌شناخت و نیک می‌دانست که چون اویی، اهل تسامح و تساهل با قدرت نبوده و حاضر نخواهد بود تا مطالبات و حقوق مردم را با یک پست و فلان مقام و بهمان رانت، طاق بزند. حالا اما پس از مرگ دیکتاتور، باید دید که وضعیت مواجهه حکومت جمهوری اسلامی در دوره خامنه‌ای دوم به کدام سمت و سو خواهد رفت. تداوم راه سیاه پدر در دستور کار مجتبی است یا کشتی‌بان موروثی تازه تاجدار را سیاستی دگر خواهد آمد!

جمهوری اسلامی در دوره جدید، باز درهای زندان را به روی مخالفین و منتقدین خود سه قفله می‌کند، یا بر فرض که راهبر سوم، زمینه استفاده از همه ظرفیت‌های موجود را برای توسعه و پیشرفت مملکت به کار خواهد بست! «یا»یی که جمله پسینش، بسی بعید به نظر می‌رسد و بیاد به نظاره نشست و تماشا کرد!

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن