یادداشت سردبیر/ یارا خاتمی
فردا پنج شنبه پیکر علی خامنهای و خانواده اش در مشهد دفن میشود، البته اگر پیکر بوده باشد اما نکته مهم این است که سالها رنج و دردی که به مردم داد تمام شد، اما این مدل مردن حق او نبود، او باید تاوان خون تمام کسانی که سالهای سال در حوادثی مانند کوی دانشگاه و ۸۸ و ۹۸ و ۱۴۰۱ و دی ماه ۱۴۰۴ کشته شدن را می داد و می رفت اما اینطور نشد و این باعث شد دل خانوادههای که داغ جوان دیدند آرام نشود، هر چند که خیلیها برگزاری مراسم تشییع و خاکسپاری او را بعد از چهار ماه تاوان اه و ناله های مادران داغدار میدانند اما به ظن خیلیهای دیگر نه این رفتن دل کسی را آرام نکرد، علی خامنهای باید میبود عذاب میکشید و تاوان پس میداد .
از طرفی روایت ها از مراسم تشییع و تدفینش این است که جمهوری اسلامی انتظار نیامدن مردم را نداشت، تصور این بود که همانطور که دلشان می خواست میلیونها نفر برای بدرقه رهبرشان به خیابان بیایند اما نیامدند و آنهاییکه آمدند هم خودشان بودند همان طرفداران چند میلیونی که حتی یک دهم جمعیت کشور هم نبودند هر چند که صدا و سیما و رسانههای طرفدار تلاش کردند با بهرهگیری از هوش مصنوعی تصویرسازی کنند اما نشد آنچه که انتظار میرفت. در نهایت هم که مثل خمینی صاحب بارگاه و گنبد نشد و میگویند وصیتش این بوده که در گوشهای از حرم امام رضا دفن شود.آه و ناله و جگر سوخته مادران دامنتان را میگیرد دیر و زود دارد اما سوخت و سوز نه.