اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی
اقتصاد ایران در ماههای گذشته نه فقط با تحریم، تورم و سقوط قدرت خرید شهروندان، بلکه با موجی از تعطیلیها و اختلالهای گسترده روبهرو بوده است. از اسفند ۱۴۰۴، پس از آغاز بحران نظامی و امنیتی، تا روزهای اخیر که برگزاری مراسمهای گسترده و هزاران میلیارد تومانی حکومتی برای تشییع علی خامنهای، در حال برگزاری است، بخشهایی از فعالیتهای عادی کشور مختل بوده، اقتصاد ایران بار دیگر هزینه تصمیمهای سیاسی و امنیتی حکومت را پرداخته است.
تعطیلی در ایران دیگر صرفاً به معنای بسته بودن چند اداره یا توقف موقت فعالیتهای دولتی نیست؛ بلکه به معنای کاهش تولید،توقف کسبوکارهای کوچک، اختلال در تجارت، کاهش درآمد روزانه میلیونها نفر و افزایش فشار بر اقتصادی است که سالهاست با بحران ساختاری دستوپنجه نرم میکند.
در شرایطی که بسیاری از کشورهای جهان تلاش میکنند حتی دربحرانهای امنیتی، فعالیت اقتصادی را تا حد امکان حفظ کنند، درایران هر بحران سیاسی به سرعت به تعطیلی گسترده و کاهش ظرفیت کاری تبدیل میشود؛ روندی که تحلیلگران آن را نشانهای از شکنندگی ساختار حکمرانی و بیتوجهی به هزینههای اقتصادی تصمیمهای سیاسی میدانند.
اقتصاد ایران؛ قربانی تعطیلیهای زنجیرهای و نبود شفافیت
هیچ نهاد رسمی در جمهوری اسلامی تاکنون گزارش جامعی درباره مجموع خسارت اقتصادی تعطیلیهای ناشی از جنگ،بحران امنیتی و تعطیلیهای مناسبتی و حکومتی منتشر نکرده است. همین نبود شفافیت باعث شده شهروندان و فعالان اقتصادی نتوانند بدانند هزینه واقعی این روزهای توقف فعالیت چه میزان بوده است.
اما یک واقعیت اقتصادی روشن است: هر روزی که بخش بزرگی از اقتصاد از چرخه فعالیت خارج شود، بخشی از تولید کشور از بین میرود.
تولید ناخالص داخلی سالانه ایران، اگر به شکل تقریبی به روزهای سال تقسیم شود، نشان میدهد که هر روز فعالیت اقتصادی کشور ارزشی معادل صدها میلیون دلار دارد. البته همه این رقم در یک روز تعطیل از بین نمیرود، زیرا برخی بخشها مانند نفت، خدمات حیاتی و فعالیتهای غیرحضوری ممکن است ادامه پیدا کنند؛ اما توقف گسترده ادارات، حملونقل، بازارها و خدمات، زنجیرهای ازخسارت های مستقیم و غیرمستقیم ایجاد میکند.
کارخانهای که چند روز تعطیل میشود، تنها همان چند روز تولید ازدست نمیدهد؛ ممکن است سفارش مشتری خارجی را از دست بدهد، مواد اولیهاش دچار اختلال شود و برای بازگشت به ظرفیت عادی هفتهها زمان نیاز داشته باشد.
در بخش خدمات نیز هزینه تعطیلی سریعتر دیده میشود. میلیونها نفر در ایران با درآمد روزانه یا ماهانه محدود زندگی میکنند و هر روز توقف فعالیت برای آنها به معنای کاهش درآمد و افزایش فشار معیشتی است.
تعطیلی به عنوان ابزار سیاسی؛ وقتی اقتصاد در خدمت نمایش قدرت قرار میگیرد
تحلیلگران میگویند یکی از مشکلات اساسی اقتصاد ایران ایناست که تصمیمهای سیاسی و ایدئولوژیک اغلب بر ملاحظات اقتصادی اولویت پیدا میکنند.
برگزاری مراسمهای طولانی حکومتی، تعطیلیهای گسترده و بسیج امکانات دولتی برای مناسبتهای سیاسی، در حالی انجام میشودکه بخش بزرگی از جامعه با مشکلات اقتصادی، کاهش درآمد وافزایش هزینههای زندگی روبهرو است.
این تناقض، یکی از محورهای اصلی انتقاد مخالفان حکومت است: در شرایطی که دولت با کسری بودجه، کاهش سرمایهگذاری و بحران تولید مواجه است، منابع کشور صرف برنامههایی میشودکه اولویت آنها نه بازگرداندن رونق اقتصادی، بلکه نمایش انسجام سیاسی است.
از نگاه بسیاری از فعالان اقتصادی، مشکل اصلی فقط تعدادروزهای تعطیل نیست؛ بلکه غیرقابل پیشبینی بودن فضای کسبوکار است. اقتصادی که نمیداند هفته آینده با بحران امنیتی، تصمیم ناگهانی دولت یا تعطیلی اضطراری روبهرو خواهدشد، برای سرمایهگذاری جذاب نخواهد بود.
صورت حساب واقعی تعطیلیها؛ کاهش اعتماد، فرار سرمایه و آیندهای مبهم
خسارت تعطیلیهای اخیر را نمیتوان فقط با تومان و دلار اندازه گرفت. بخشی از این هزینه در کاهش اعتماد عمومی، خروج سرمایه، مهاجرت نیروی متخصص و افزایش بیثباتی اقتصادی نمایان خواهد شد.
اقتصاد ایران پیش از این نیز با مشکلاتی مانند تحریمهای گسترده، کاهش ارزش پول ملی و کاهش سرمایهگذاری مواجه بود. اضافه شدن شوکهای سیاسی و تعطیلیهای گسترده، فشار بیشتری بر بخش خصوصی و خانوارها وارد میکند.
برای میلیونها ایرانی، مسئله فقط چند روز تعطیلی نیست؛ مسئله این است که چرا در اقتصادی که مردم برای تأمین نیازهای روزمره خود با دشواری روبهرو هستند، هزینه بحرانهای سیاسی نیز بر دوش آنها گذاشته میشود.
در نهایت، تعطیلیهای زنجیرهای یک پیام روشن برای اقتصاد دارد: کشوری که فعالیت اقتصادی آن با هر بحران سیاسی متوقف میشود، نمیتواند مسیر توسعه پایدار را طی کند. هزینه واقعی این روزها شاید در آمارهای رسمی منتشر نشود، اما در سفره مردم، تصمیمهای سرمایهگذاران و آینده اقتصادی ایران آشکار خواهد شد.