اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
جمهوری اسلامی در حالی یکی از گستردهترین مراسم حکومتی تاریخ خود را برای تشییع علی خامنهای برگزار کرد که میلیونها ایرانی همچنان زیر فشار تورمی بیسابقه، کاهش قدرت خرید،بیکاری و بحران معیشت زندگی میکنند.
در روزهایی که بسیاری از خانوادهها برای تأمین هزینه اجاره خانه، دارو، آموزش فرزندان و حتی خرید کالاهای اساسی با مشکل روبهرو هستند، حکومت تمامی ظرفیتهای اجرایی، امنیتی،رسانهای و تبلیغاتی خود را برای برگزاری مراسمی چند روزه بسیج کرد؛ مراسمی که هنوز هیچ گزارش رسمی و شفافی درباره هزینههای آن منتشر نشده است.
همین نبود شفافیت، مهمترین پرسشی است که این روزها همچنان بیپاسخ مانده است: این نمایش عظیم حکومتی دقیقاً چه میزان از منابع عمومی ایران را مصرف کرده و چه نهادی مسئول پاسخگویی درباره آن است؟
در کشوری که مقامهای جمهوری اسلامی همواره از کمبود بودجه برای افزایش حقوق بازنشستگان، پرداخت مطالبات معلمان، توسعه زیر ساختهای درمانی یا حمایت از اقشار آسیبپذیر سخن میگویند، اختصاص امکانات گسترده کشور برای یک مراسم حکومتی، بار دیگر فاصله میان اولویتهای حکومت و مطالبات مردم را آشکار کرده است.
نمایش اقتدار از جیب ملت
ابعاد مراسم تشییع تنها به برگزاری یک آیین رسمی محدود نبود. از تعطیلی گسترده ادارات و مدارس گرفته تا بسیج شهرداریها،سازمانهای خدمات شهری، صداوسیما، نیروهای نظامی،انتظامی و امنیتی، همه نشان میداد حکومت از تمامی ظرفیتهای خود برای برگزاری این مراسم استفاده کرده است.
صدها دستگاه اتوبوس و ناوگان حملونقل عمومی برای جابهجایی جمعیت به کار گرفته شدند، رسانههای دولتی به صورت شبانه روزی پوشش مراسم را بر عهده داشتند و هزاران نیروی امنیتی مسئول تأمین امنیت و کنترل مسیرهای برگزاری بودند. هر یک از این اقدامات، هزینههای مستقیم و غیرمستقیم قابل توجهی به همراه دارد؛ هزینههایی که در نهایت از منابع عمومی کشور و در حقیقت از جیب مردم تأمین میشود.
با وجود این، تاکنون هیچ نهاد رسمی صورت حساب یا گزارشی از هزینههای انجامشده منتشر نکرده است. این در حالی است که در بسیاری از کشورهای دارای نظامهای پاسخگو، هزینه مراسم ملی و دولتی پس از پایان آن در اختیار افکار عمومی و نهادهای نظارتی قرار میگیرد.
حضور متحدان منطقهای؛ پیامی سیاسی فراتر از یک مراسم سوگواری
تشییع علی خامنهای یک مراسم مذهبی یا ملی نبود؛ بلکه به صحنهای برای نمایش شبکه متحدان منطقهای جمهوری اسلامی نیز تبدیل شد. بر اساس گزارشهای منتشر شده، هیئتها و نمایندگانی از گروههای همسو با جمهوری اسلامی در منطقه، ازجمله تروریستهای لشکر فاطمیون، کتائب حزبالله عراق و همچنین مقامها و نمایندگانی از تروریستهای جنبش انصارالله یمن(حوثیها) در مراسم یا آیینهای مرتبط حضور داشتند.
برای بسیاری از ناظران، این حضور تنها جنبه تشریفاتی نداشت. جمهوری اسلامی سالهاست که این گروهها را بخشی از محور نفوذ منطقهای خود معرفی میکند؛ شبکهای که تهران آن را «محور مقاومت» مینامد، اما ایالات متحده و شماری از کشورهای دیگر، برخی از این گروهها از جمله کتائب حزبالله عراق را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار دادهاند.
تحلیلگران معتقدند حضور این گروهها در کنار مقامهای رسمی ایران، پیام روشنی درباره تداوم سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی ارسال میکرد؛ سیاستهایی که به باور آنان طی دهههای گذشته میلیاردها دلار از منابع کشور را صرف پروژههای برونمرزی کرده، در حالی که اقتصاد داخلی ایران با یکی از عمیقترین بحرانهای تاریخ معاصر خود روبهرو است.
مردمی که فقیر تر شدند، حکومتی که پاسخگو نیست
همزمان با برگزاری این مراسم، اقتصاد ایران همچنان با تورم مزمن، کاهش ارزش پول ملی، رکود تولید، رشد فقر و افزایش شکاف طبقاتی دست و پنجه نرم میکند. بسیاری از بازنشستگان،کارگران، معلمان و کارمندان بارها در اعتراض به وضعیت معیشتی خود تجمع کردهاند و کارشناسان اقتصادی از کاهش مستمر قدرت خرید طبقه متوسط و گسترش فقر هشدار دادهاند.
در چنین شرایطی، طبیعی است که افکار عمومی درباره اولویتهای حکومت پرسش کند. آیا منابع و ظرفیتهایی که برای برگزاری این مراسم بسیج شد، نمیتوانست صرف بهبود خدمات درمانی، حمایت از اقشار کمدرآمد، نوسازی مدارس، توسعه زیرساختهای فرسوده یا کاهش بخشی از فشار اقتصادی بر مردم شود؟
شاید حتی مهمتر از میزان هزینه، نبود شفافیت درباره آن باشد. تا زمانی که حکومت از انتشار جزئیات هزینههای چنین مراسمهایی خودداری کند، زمینه برای گمانهزنی، بیاعتمادی و افزایش شکاف میان حکومت و جامعه باقی خواهد ماند.
در نهایت، آنچه از این مراسم در حافظه بسیاری از ایرانیان باقی میماند، تنها تصاویر تشییع نیست؛ بلکه تضاد آشکار میان دو واقعیت است: از یک سو حکومتی که برای نمایش قدرت سیاسی و منطقهای خود از تمام ظرفیتهای کشور بهره میگیرد و از سوی دیگر مردمی که هر روز سفرههایشان کوچکتر، امیدشان کمتر و فاصلهشان با حاکمیت بیشتر میشود.
شاید مهمترین پرسشی که پس از پایان این مراسم همچنان بیپاسخ مانده، نه این باشد که تشییع علی خامنهای چه اندازه باشکوه برگزار شد، بلکه این باشد که جمهوری اسلامی حاضر است به شهروندان خود توضیح دهد این نمایش قدرت دقیقاً چه هزینهای بر دوش مردمی گذاشت که سالهاست هزینه بحرانهای اقتصادی، سیاسی و منطقهای این حکومت را پرداخت میکنند.
4