اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی
نقل مشهوری است. فردی در میان جمعی، نقش بر زمین شد و برای آن که ضایع نشود تا منزل خود، سینه خیز رفت! نقل آشنایی هم هست! نقلی که نمود آن را همین شبها میشود با گذاری در خیابانها و میادین پایتخت به چشم دید. جماعتی که با آغاز تجاوز آمریکا و اسرائیل به کشور و مرگ علی خامنهای، «جنگبازی»شان گرفت و خیال کردند که این هم یک تجمع و چهار عربده در میدان فلسطین یا دمپختک نمادین درست کردن به یاد کشته شدگان غزه یا نهایتا یک بریز و بپاش کیلومتری به یک بهانه و دستاویز قرار دادن مناسبتی مذهبی است.
تا توانستند؛ بلندگو روی این ماشین و آن ماشین نصب کردند و خواب از چشمان مردم جنگزده دزدیدند. موشکها صورتی کردند و با سانتی مانتال کردن مصیبت اعظمی چون جنگ و تجاوز بیگانه به خود رضایتمداری روانی برای تحمل درد مرگ دومینووار سران نظامشان پرداختند. کارناوال زوجهای جان فدا راه انداختند و بی آنکه رهبرشان را به خاک سرد بسپارند، رقص و پایکوبی کردند. در این مدت هم، تلویزیون ملی ممکت، تریبون انحصاریشان بود و تا توانستند در مقابل دوربینها و این تریبون یکسویه شامورتی به نمایش گذاشتند. راستش این ایده تجمعات شبانه هم از ترس ادعای میلیشیای اپوزوسیون و گارد جاویدانش به خیابان آمد و با اسم رمز شب قدر انقلاب اره توی استخوان حاکمیت شد. وگرنه اگر تصمیمگیران و گردانندگان این شوی زرد، چنین تداوم و درازایی برای آن ترسیم و تصور میکردند از همان هفته اول به بعد؛ یک «دوشنبههای علوی»، «سهشنبههای نبوی»، «چهارشنبههای صفوی» چیزی میزدند؛ تنگ ماجرا و انقدر هم به قول رهبر دوم جمهوری اسلامی؛ کشاش نمیدادند!
در همین مدت؛ «انتقام»، کلیدواژه جملگیشان بود و خون رهبر شهیدم و خون قائد امتشان، گوش فلک را کر کرد. حالا اما در حالی که نه از انتقام خبری هست، نه خونی از دماغ حتی یکی از اعضای کابینه تلآویو آمده و نه عوارضی در تنگه به رسمیت شناخته شده، بناست که توافق بین تهران و واشنگتن به امضا برسد و جماعتی که به آن اشاره شد، بدجور زمین خوردهاند. بر خلاف افاضات رهبر شهیدشان؛ هم جنگ شده، هم مذاکره و هم، حالا توافق در آستانه امضاست! صاحب آن جمله کذایی هم در انتظار خاکسپاری است!
حالا ما ماندهایم و جماعتی مدعی، حق به جانب، همه چیزخواه و اقتدارگرا که تشت رسواییشان چنان بر زمین خورده که خودشان نیز گوشهاشان را گرفتهاند تا شنونده آنچه امروز در جمهوری اسلامی تحت زعامت رهبر سوم موروثی در حال وقوع است، نباشند. احتمالا هم پس از دهه نخست محرم، همین سفرههای شبانه نیز جمع شود و باز با داغ قائد امت، برگردند؛ خانه! در این میان، ای بیچاره ایران و ای بیچاره بیتالمال چوب حراج خورده مردمان ستمدیده آن…