اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی
یک منبع اطلاعاتی، اخیرا در اظهاراتی، عنوان کرده که جمهوری اسلامی میلیونها دلار بودجه را به صورت مستمر به هزاران خانواده پناهنده در لبنان میفرستد. امری که در نگاه نخست، شاید چندان هم مگو و نو به نظر نرسیده و بسیاری از ما، مشابه این روایت را بارها حتی از مردم کوچه و بازار هم شنیدهایم. روایتی که به عبارتی در میان قاطبه قابل اعتنایی از مردم ایران به یک باور بدل شده و همواره خشم عمومی را به دنبال داشته است. باوری که در راهپیمایی روز جهانی قدس سال 88 هم در قالب شعار معروف «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» خود را نمایان ساخت و البته همانگونه که انتظار میرفت با بیاعتنایی حاکمیت در ایران و صد البته سرکوب هرچه بیشتر معترضین به این مسئله همراه شد.
حالا هم، این باور از رفرنس و ارجاعات دقیقتر سر درآورده و همانگونه که این مقام امنیتی تصریح کرده، بیشتر از قبل میدانیم که این کمکهای مستمر میلیوندلاری در قالب چه کمکهایی در حوزههای درمانی، غذایی و پزشکی صورت گرفته و بازوهای منطقهای جمهوری اسلامی را باروتر و فربهتر میکند.
کما اینکه چندی پیش نیز یکی از اعضای پیشین شورای راهبردی روابط خارجی نیز در بحبوحه جنگ اسرائیل علیه لبنان، فاش کرده بود که جمهوری اسلامی به اعضای حزبالله و خانوادههای آنها که منازلشان در مناطق جنوبی به مانند ضاحیه بیروت و دیگر مناطق نوار پایینی لبنان تخریب شده، چگونه به ساکنین مناطق شهری، ماهانه تا چند صد دلار و به ساکنین آواره مناطق حاشیهایتر ارقام کمتری را برای تهیه مسکن ارسال میکند.
اصلا چرا راه دور برویم؟ همین سیدحسن نصرالله تا چندی پیش از مدفون شدندش در ضاحیه به صراحت در پشت بلندگو تاکید کرده بود که با صدای بلند میگوید که همه هزینههای ما-حزبالله-از خوراک، پوشاک، مسکن و تجهیزات نظامی، همه از تهران میرسد.
حالا اما با تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، این دست حاتمبخشیها به پناهندگان لبنانی بیشتر از قبل توی ذوق میزند. از همان لحظه که پسر طاهری در میدان انقلاب پایتخت به پشت بلندگو رفت و فریاد زد که هماکنون؛ موج عملیات موشکی ایران علیه اشغالگران صهیونیست و پشت بندش هم جماعت حاضر، شروع به عربده کشی و شادمانی کردند، این خاصهخرجیها شکل جدیدتری به خود گرفت.
جمهوری اسلامی و سپاه پاسدارانش که تا دیروز، میلیونها میلیون دلار از جیب نحیف ملت ستمدیده ایران برای قشون قشون پناهنده لبنانی چک سفید امضا میکشیدند از شب گذشته اما در این عرصه پای خود را فراتر گذاشته و رسما به خاطر حملات اسرائیل به حزبالله، اقدام به حمله موشکی به مناطق مختلف این کشور کرده و شکل بدیعی از ذبح منافع ملی ایرانیان به حساب دیگران را به نمایش گذاشتند. همان حزباللهی که بخشهایی از آن به همراه حماس تا دیروز در حمص، ادلب، حما و اطراف دمشق، رسما روی نیروهای سپاه قدس آتش میگشود یا دست کم در همراهی با آن دست از سلاح برمیکشید، امروز نظارهگر قدارهکشی جمهوری اسلامی در حمایت از خود با قربانی کردن منافع ملت ایران است.
به عبارت دیگر از ماوقع اخیر، میتوان دریافت که جمهوری اسلامی، موجودیت خود و بازوهای نیابتیاش را به مردم ایران ترجیح داده و در روز روشن، سخت در تکاپوی فدا کردن منافع ملی ایرانیان برای اقلی از مردم لبنان و نیروهای نیابتی جبهه موسوم به مقاومت است. جبههای که البته الان، بیشتر یک ماکت از آن باقی مانده!
مردمی که در همین جنگ سی و نه روزه، مثنوی هفتاد من فاکتورهای هنگفت خسارات جنگی را در حال پرداخت بودند که همین جمهوری اسلامی اسباب پدیداریاش را فراهم کرده بود، امروز در آستانه ورود به جنگی جدید و هزینههای خانمانبرانداز و ایرانسوزتر هستند.
مردمی که در کشاکش قطعی بیش از هزار روزه اینترنت، تورم سرسامآور، فقر فزاینده و سقوط مستمر طبقات اقتصادی خود، جان به لب رساندهاند، حالا باید چشمانتظار جنگی جدید باشند و خسارات جدیدتر. جنگی که از همین بدو آغاز؛ نشان داده که طراحانش، تنها یک باور دارند؛ «هم مردم، هم ایران، همه فدای لبنان!»