اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی- فرهاد جم فضای آموزشی ایران در ماههای اخیر با موجی کمسابقه از تنشهای امنیتی و انضباطی روبهرو شده است که به نظر میرسد هدف از آن، کنترل پیشدستانه فضای دانشگاه در آستانه بازگشایی حضوری کلاسها باشد. گزارشهای رسیده از دانشگاههای بزرگ کشور نشاندهنده ترکیبی از بازداشتهای امنیتی، احضارهای گسترده به کمیتههای انضباطی و صدور احکام سنگین آموزشی است که در سایه تحولات نظامی و سیاسی اخیر شدت یافته است. در حالی که وزارت علوم بر بازگشایی حضوری دانشگاهها تاکید دارد، بدنه دانشجویی با نگاهی تردیدآمیز به این بازگشایی، آن را تقابلی میان «عقلانیت انتقادی» و «اراده سرکوب» توصیف میکند. یکی از دانشجویان دانشگاههای تهران در تشریح وضعیت موجود و نگاه دانشجویان به نهاد قدرت میگوید: «ما از حکومتی که سالها با سرکوب، زندان، کشتار و محروم کردن مردم از ابتداییترین حقوقشان شناخته شده است، از حکومتی که در دیماه جوانان این مملکت را کشت، از این سرکوبگران که در روزهای جنگ و بحران مردم را رها کرد، نمیتوان انتظار داشت که داوطلبانه از سرکوب دست بردارد. هر حقی که امروز وجود دارد، حاصل مطالبهگری و ایستادگی مردم بوده است. دانشگاه سنگر آگاهی و آزادی است، نه بازوی سرکوب. وظیفه ماست که هزینه بازداشت، تعلیق و پروندهسازی برای دانشجویان را افزایش دهیم و اجازه ندهیم هیچ دانشجویی در سکوت فراموش شود.» تیغ تیز انضباطی در شریف و بهشتی؛ اخراجهای پنجساله وضعیت در دانشگاه صنعتی شریف به عنوان یکی از کانونهای اصلی اعتراضات دانشجویی، به مرحله بحرانی رسیده است. بر اساس گزارشهای رسمی شورای صنفی این دانشگاه، در یک ماه اخیر نزدیک به ۳۰ دانشجو به کمیته انضباطی احضار شدهاند که خروجی این جلسات صدور احکام سنگین و بیسابقهای بوده است. طبق آمار موجود، دستکم ۶ دانشجو با حکم اولیه «اخراج و محرومیت از تحصیل در کلیه دانشگاهها تا ۵ سال» مواجه شدهاند.
سایر احکام صادر شده نیز عمدتاً شامل منع از تحصیل برای یک یا چند ترم است. اتهامات مطرح شده علیه این دانشجویان طیف گستردهای را شامل میشود؛ از «برنامهریزی برای ایجاد آشوب» تا فعالیت در فضای مجازی. گزارشها حاکی از آن است که کمیته انضباطی با رصد دقیق صفحات شخصی، پیامهای گروههای خصوصی و حتی بازنشر یک توئیت، اقدام به تشکیل پرونده کرده است. در یک مورد عجیب، دانشگاه وضعیت یک فارغالتحصیل را که در حال دریافت دانشنامه بود، به «نامشخص» تغییر داد تا امکان محکومیت او در کمیته فراهم شود. دانشجویان حاضر در این جلسات از برخوردهای غیرحرفهای و توهینآمیز اعضای کمیته خبر میدهند؛ به طوری که برخی اعضا، دانشجویان را به سهیم بودن در کشتهشدن هموطنان در جنگ متهم کرده و با تکیه بر باورهای سیاسی شخصی و تجسس در نظرات خصوصی، آنها را برای اخذ اعتراف تحت فشار قرار دادهاند. همزمان در دانشگاه شهید بهشتی نیز وضعیت مشابهی گزارش شده است. آمارها نشان میدهد که ۳۳ دانشجو در این دانشگاه به کمیته انضباطی احضار شدهاند و تعدادی از آنها با قطع دسترسی به سامانه آموزشی (سما) عملاً از حق تحصیل محروم شدهاند، پیش از آنکه روند قانونی دادرسی طی شود. بازداشتهای دوران جنگ؛ ۱۹ نام و سرنوشتهای نامعلوم با آغاز درگیریهای نظامی و تمرکز افکار عمومی بر اخبار جنگ، موجی از بازداشتهای دانشجویی در شهرهای مختلف به راه افتاده است. از ابتدای این دوره تاکنون، نام ۱۹ دانشجو به عنوان بازداشتشدگان رسانهای شده است.
با وجود گذشت زمان، همچنان از وضعیت و سرنوشت ۹ نفر از این دانشجویان اطلاعی در دست نیست و هیچ خبری مبنی بر آزادی آنها منتشر نشده است. اسامی دانشجویانی که در این بازه زمانی بازداشت شده و همچنان در وضعیت نامعلومی به سر میبرند عبارتند از: داستا فرخی (دانشجوی ادبیات نمایشی دانشگاه سوره تهران)، نیما همتی (دانشجوی کارشناسی ارشد اتنوموزیکولوژی دانشگاه رشت)، سیما چمبری (دانشجوی ورودی ۱۴۰۳ کارشناسی شیمی دانشگاه رشت)، آرمان حاجمحمدی (دانشجوی کارشناسی ارشد رشته عمران دانشگاه صنعتی شریف)، امیرمحمد کریمی (دانشجوی ورودی ۱۴۰۴ مهندسی پلیمر دانشگاه تهران)، وحید رستمی (دانشجوی رشته آمار دانشگاه تهران)، امیرحسین رضایی (دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران)، امیرحسین شیخمحمدی (دانشجوی دامپزشکی دانشگاه آزاد واحد کرج) و عرفان خادم (دانشجوی ۲۱ ساله مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف).
علاوه بر این بازداشتهای اخیر، تعدادی از دانشجویان که پیش از آغاز دوره جنگ بازداشت شده بودند، همچنان در زندان به سر میبرند. از جمله این افراد میتوان به مصطفی محمدحسن، دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف (بازداشت از ۴ بهمن ۱۴۰۴) و مجید جمشیدزاده، دانشجوی طراحی صنعتی دانشگاه علم و صنعت (بازداشت از ۱۲ دی ماه) اشاره کرد. به دلیل محدودیتهای اینترنتی و فضای امنیتی، آمار دقیقی از تمامی بازداشتشدگان قدیمی در دسترس نیست. شکاف در بدنه دانشگاه در حالی که فشار نهادهای امنیتی بر دانشجویان افزایش یافته، تنشهای درونی میان بدنه دانشجویی و کادر آموزشی نیز به اوج خود رسیده است. در دانشگاه شیراز، اعتصاب اساتید به دلیل مشکلات معیشتی با واکنش تند و اعتراضی جمعی از دانشجویان روبهرو شد.
دانشجویان در بیانیهای خطاب به اساتید، آنها را به «سکوت مصلحتی» در برابر سرکوبها و «عافیتطلبی» متهم کردند. در متن این نامه خطاب به اساتید آمده است: «این روزها شاهد صدور بیانیههای پرطمطراق و تعلیق فعالیتهای آموزشی از سوی شورای صنفی اساتید دانشگاه شیراز هستیم. حضرات اساتید ناگهان یاد شأن و کرامت اعضای هیئت علمی افتادهاند. اما ما دانشجویان، حافظه تاریخی خود را از دست ندادهایم. وقتی ظلم آشکار بود، لال بودید؛ در تمام سالهایی که بدیهیترین حقوق انسانی و شهروندی مردم در جامعه زیر پا گذاشته میشد، صدای اعتراض هیچکدام از شما بلند نشد. وقتی مردم را میکشتند، لال بودید؛ در روزهای خونین، شما سکوت مصلحتی را ترجیح دادید. وقتی دانشجویان اعتصاب کردند، شما بازجو و ناظم شدید؛ برای دانشجوی معترض غیبت رد کردید، آنها را به دست کمیتههای انضباطی سپردید و در برابر تعلیق و بازداشت دانشجویان، سکوت مرگبار اختیار کردید.» دانشجویان دانشگاه شیراز در ادامه این بیانیه، انگیزه اساتید را نه اخلاقی بلکه صرفاً مالی دانسته و آوردهاند: «حقیقتِ عریان این اعتصاب یک چیز بیشتر نیست: شما شرف و رسالت استاد بودن را همان زمان که باید حرف میزدید، فروختید؛ و امروز که بحث جیب، بودجه و منافع مالی خودتان وسط آمده، صدایتان بلند شده است! تا زمانی که سفرهتان پهن بود، ظلم به مردم و سرکوب دانشجویان گزندی به شأن و کرامت شما وارد نمیکرد.
اما حالا که سازمان برنامه و بودجه سهمتان را کم کرده، یاد استقلال دانشگاه افتادهاید. این حرکت، یک قهر کاسبکارانه است، نه یک قیام اخلاقی.» بازگشایی اجباری و هراس از تقاطع عقلانیت و خشم در مقابل این فضای ملتهب، دولت و وزارت علوم بر بازگشت به روال عادی آموزش اصرار دارند. ابوالفضل واحدی، معاون آموزشی وزارت علوم، در بخشنامهای خطاب به رؤسای دانشگاهها، بر برگزاری قطعی و حضوری کلاسهای تحصیلات تکمیلی تا پایان نیمسال دوم سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۵ تأکید کرده است. این ابلاغیه همچنین به دانشگاهها اجازه میدهد برای دروس عملی مقاطع کارشناسی و کاردانی نیز برنامهریزی حضوری انجام دهند. با این حال، دانشجویان معتقدند این اصرار بر بازگشایی حضوری، همزمان با تشدید سرکوبها، نشاندهنده هراس حاکمیت از سازماندهی مجدد دانشجویان است. یکی از فعالان دانشجویی در این باره میگوید: «در روزهای اخیر و در سایه سنگین جنگ و بحرانآفرینیهای حکومت شاهد موج جدیدی از سرکوبهای خاموش در دانشگاههای تهران و شریف و سراسر کشور هستیم. احضارهای فلهای و صدور احکام تعلیق نشاندهنده یک حقیقت عریان است: جمهوری اسلامی از بازگشایی مجدد دانشگاهها و تقاطع عقلانیت با خشم عمومی به شدت در هراس است. حاکمیت گمان میکرد با پنهان شدن پشت نقاب جنگ و تعطیلی فیزیکی کلاسها میتواند نبض تپنده دانشگاه را از کار بیندازد و پروژه پادگانیسازی را تکمیل کند.» این دانشجویان در پایان تاکید میکنند که فشارهای انضباطی نتیجه عکس خواهد داد: «این دستپاچگی امنیتی ثابت میکند که استبداد به خوبی میداند کار ناتمام مردم و دانشجویان در دیماه خاموش نشده بلکه در حال سازماندهی زیرپوستی است.
شما در نهایت مجبور به بازگشایی دانشگاهها هستید و هیچ اهرم انضباطی یا امنیتی نمیتواند سدی در برابر سیل آگاهی ایجاد کند. دانشجویی که تجربه مقاومت در خیابان را دارد و خون همکلاسیهای خود را بر زمین دیده است به عقب بر نمیگردد و با تهدید خشمگینتر میشود. دانشگاه سنگر آزادی باقی خواهد ماند.» تحولات هفتههای آتی و نحوه مواجهه دانشجویان با احکام صادره و بازگشایی حضوری کلاسها، تعیین خواهد کرد که آیا دانشگاه بار دیگر به کانون اصلی تحولات سیاسی ایران بدل خواهد شد یا خیر. آنچه روشن است، شکاف عمیق میان بدنه دانشجویی با مدیریت دانشگاه و نهادهای بالادستی است که با صدور احکام اخراج و بازداشتهای اخیر، عمیقتر از هر زمان دیگری به نظر میرسد.