اختصاصی گروه اجتماعی/ رها صدیق:
سلامت دهان در ایران دیگر فقط یک مسئله پزشکی نیست؛ آینهایست از تورم، نابرابری و سیاستگذاریهایی که مردم را از ابتداییترین خدمات درمانی دور کردهاند. سلامت دهان و دندان، شاید در ظاهر موضوعی فردی و پزشکی بهنظر برسد، اما در واقع یکی از دقیقترین شاخصهای سنجش کیفیت زندگی، رفاه اقتصادی و میزان کارآمدی سیاستهای عمومی در هر جامعه است. در کشوری که مردم برای تأمین هزینههای اولیه زندگی تحت فشار هستند، خدمات دندانپزشکی خیلی زود از سبد خانوار حذف میشود؛ نه به این دلیل که بیاهمیت است، بلکه چون هزینههای آن از توان بخش بزرگی از جامعه خارج شده است. امروز در ایران، دندان سالم بهتدریج به یک «امتیاز طبقاتی» تبدیل میشود. افزایش شدید تعرفههای درمان، کاهش پوشش بیمهها، گرانی تجهیزات پزشکی، تبلیغ گسترده خوراکیهای آسیبزا و افت قدرت خرید مردم، همگی دستبهدست هم دادهاند تا سلامت دهان به یکی از قربانیان خاموش بحران اقتصادی تبدیل شود؛ بحرانی که آثار آن دیگر فقط در مطبهای دندانپزشکی دیده نمیشود، بلکه در کیفیت زندگی، تغذیه، سلامت روان و حتی اعتمادبهنفس افراد نیز قابل مشاهده است.
تعرفههایی که از زندگی مردم جلو زدهاند
افزایش هزینههای دندانپزشکی در سالهای اخیر، حالا به مرحلهای رسیده که بسیاری از خانوادهها اساساً امکان مراجعه منظم به دندانپزشک را از دست دادهاند. براساس اعلام رئیس هیأت مدیره جامعه دندانپزشکی ایران، تعرفه خدمات دندانپزشکی در سال جاری بهطور میانگین حدود ۶۰ درصد افزایش داشته است. برخی خدمات تخصصیتر که وابسته به تجهیزات وارداتی هستند، حتی رشدهایی تا ۱۵۰ درصد را تجربه کردهاند. اما آنچه در بازار واقعی درمان دیده میشود، فراتر از آمار رسمی است. امروز هزینه یک واحد ایمپلنت در بسیاری از کلینیکهای خصوصی بین ۳۰ تا ۷۰ میلیون تومان برآورد میشود و در برخی برندهای خارجی و مراکز لوکس، این رقم از این هم فراتر میرود. ارتودنسی کامل دو فک ممکن است بین ۸۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان هزینه داشته باشد و درمانی مانند عصبکشی همراه با روکش، برای یک دندان، در بسیاری از مراکز کمتر از ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان تمام نمیشود.
این اعداد برای بخش بزرگی از جامعه فقط یک معنا دارد؛ حذف درمان. بسیاری از افراد حالا بهجای درمان بهموقع، درد را تحمل میکنند، مصرف مُسکن را ادامه میدهند یا در نهایت دندان را میکشند، چون درمانکردن آن از توان مالیشان خارج است.
سلامت دهان؛ اولین قربانی فشار اقتصادی
کارشناسان معتقداند سلامت دهان یکی از مهمترین شاخصهای سنجش وضعیت اقتصادی کشورهاست. از سوی هرچه وضعیت اقتصادی یک کشور یا خانواده بهتر باشد، شاخص سلامت دهان نیز بالاتر میرود.
این گزاره امروز در زندگی روزمره مردم کاملاً قابل لمس است. وقتی تورم، بیکاری، کاهش درآمد و نااطمینانی اقتصادی بر زندگی خانوارها سایه میاندازد، طبیعی است که هزینههایی مانند دندانپزشکی به اولویتهای قابل حذف تبدیل شوند. در چنین شرایطی، سلامت دهان معمولاً آخرین بخشی است که برای آن بودجه باقی میماند. این حذف تدریجی اما بیهزینه نیست. درمانهای ساده و پیشگیرانهای که میتوانستند با هزینهای محدود انجام شوند، بهمرور به بیماریهای پیچیدهتر و درمانهای سنگینتر تبدیل میشوند؛ روندی که هم فرد را فرسوده میکند و هم هزینه بیشتری به نظام سلامت تحمیل خواهد کرد.
دور باطلی که هم مردم را گرفتار کرده، هم درمانگران را
بحران فعلی فقط متوجه بیماران نیست. مراکز درمانی و دندانپزشکان نیز در فشار شدید اقتصادی قرار دارند. افزایش قیمت مواد اولیه، حذف ارز ترجیحی تجهیزات پزشکی و جهش نرخ ارز باعث شده هزینه اداره مطبها بهشدت افزایش پیدا کند. اقلام پایهای مانند دستکش معاینه، مواد بیحسی، پکهای استریل، کامپوزیتها و تجهیزات مصرفی طی یک سال گذشته چند برابر شدهاند. هزینه حقوق کارکنان، اجاره مطب و تجهیزات نیز به این فشار اضافه شده است. در نتیجه، بسیاری از دندانپزشکان میگویند حتی افزایش تعرفهها هم الزاماً به معنای افزایش درآمد نیست، بلکه فقط تلاشی برای حفظ فعالیت و جلوگیری از تعطیلی مراکز درمانی است.
در این میان، یک چرخه فرسایشی شکل گرفته است؛ مردم بهدلیل گرانی کمتر مراجعه میکنند و کاهش مراجعه، درآمد مراکز درمانی را کاهش میدهد. از سوی دیگر، افزایش هزینههای مطب باعث بالا رفتن دوباره تعرفهها میشود و همین مسئله باز هم قدرت دسترسی مردم را کمتر میکند.
وقتی سلامت هنوز «اولویت» نیست
ریشه بحران را باید در سطحی عمیقتر جستوجو کرد؛ جایی که سلامت عمومی هنوز جایگاه واقعی خود را در سیاستگذاری پیدا نکرده است. در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، سلامت بهعنوان سرمایهگذاری روی نیروی انسانی تعریف میشود، نه هزینهای اضافی. اما در ایران، نشانههای متعددی وجود دارد که نشان میدهد سلامت هنوز در اولویتهای اصلی قرار ندارد؛ از ضعف زیرساختهای پیشگیری گرفته تا سهم پایین آموزش سلامت در مدارس و رسانهها. در حالیکه بسیاری از کشورها آموزش مراقبت از دندان را از سالهای ابتدایی کودکی آغاز میکنند، در ایران هنوز برنامههای منسجم و فراگیر در این حوزه دیده نمیشود. نه «زنگ سلامت دهان» در مدارس جدی گرفته میشود و نه آموزش عمومی درباره تغذیه و پیشگیری، سهم قابل توجهی در رسانهها دارد.
رسانههایی که بیشتر «پفک» میفروشند تا سلامت
یکی از تناقضهای آشکار در سیاست سلامت، نقش رسانهها و تبلیغات است. در شرایطی که متخصصان نسبت به افزایش پوسیدگی دندان هشدار میدهند، بخش قابل توجهی از تبلیغات تلویزیونی همچنان به خوراکیهای پرقند و آسیبزا اختصاص دارد؛ از چیپس و پفک گرفته تا نوشابهها و تنقلات شیرین. در واقع رسانهای که میتواند ابزار آموزش و فرهنگسازی باشد، در مواردی خود به بازتولید الگوهای ناسالم مصرف کمک میکند. نبود کمپینهای گسترده آموزش سلامت دهان در کنار تبلیغ مستمر محصولات آسیبزا، شرایطی ایجاد کرده که سیاست رسانهای عملاً در تضاد با اهداف سلامت عمومی قرار گرفته است.
بیمههایی که هزینه درمان را به مردم واگذار کردهاند
در بسیاری از کشورها، خدمات پایه دندانپزشکی بخشی از پوشش عمومی بیمهها محسوب میشود، اما در ایران سهم بیمهها در این حوزه بسیار محدود است. بیمههای پایه تنها بخشی از خدمات ابتدایی را پوشش میدهند و بیمههای تکمیلی نیز عمدتاً با نگاه تجاری فعالیت میکنند.
نتیجه این وضعیت، پرداخت مستقیم بخش بزرگی از هزینه درمان توسط مردم است؛ آن هم در اقتصادی که درآمدها با سرعتی بسیار کمتر از هزینهها رشد میکنند. همین مسئله باعث شده سلامت دهان بیش از گذشته به مسئلهای طبقاتی تبدیل شود؛ جایی که کیفیت دندانها میتواند بازتاب مستقیمی از وضعیت اقتصادی افراد باشد.
شاخصی که واقعیت جامعه را نشان میدهد
شاخص جهانی DMFT که تعداد دندانهای پوسیده، از دسترفته و ترمیمشده را اندازهگیری میکند، یکی از معیارهای اصلی سنجش سلامت دهان در جهان است. آمار رسمی ایران این شاخص را حدود ۲.۱ اعلام میکند، اما برخی متخصصان معتقدند رقم واقعی به حدود ۲.۸ نزدیکتر است.
برای مقایسه، این شاخص در کشورهای اسکاندیناوی حدود ۱ تا ۱.۲ است؛ کشورهایی که علاوه بر رفاه اقتصادی، سرمایهگذاری گستردهای در آموزش، پیشگیری و پوشش بیمهای انجام دادهاند. این فاصله، فقط یک اختلاف پزشکی نیست؛ بلکه تصویری روشن از تفاوت در کیفیت حکمرانی، عدالت اجتماعی و میزان توجه به سلامت عمومی است.
آیندهای که از امروز هم پرهزینهتر خواهد بود
ادامه روند فعلی میتواند جامعه را با موج گستردهتری از مشکلات سلامت دهان مواجه کند؛ از افزایش پوسیدگی و بیدندانی در سنین پایینتر گرفته تا رشد بیماریهای مرتبط با تغذیه، مشکلات روانی ناشی از ظاهر دندانها و افزایش هزینههای درمانی در سالهای آینده. واقعیت این است که سلامت دهان، یکی از اولین قربانیان بحران اقتصادی است، چون مردم میتوانند مدتی درد را تحمل کنند، اما نمیتوانند هزینههای درمان را بپردازند. شاید همین، دقیقترین تصویر از وضعیت امروز جامعه باشد؛ جایی که داشتن دندان سالم، آرامآرام از یک حق عمومی به یک امتیاز اقتصادی تبدیل میشود.