خانه پیشنهاد هم‌وطن هموطن اختلافات سران جمهوری اسلامی را بررسی می‌کند: اختلاف عمیق پزشکیان و وحیدی انکارناپذیر است

هموطن اختلافات سران جمهوری اسلامی را بررسی می‌کند: اختلاف عمیق پزشکیان و وحیدی انکارناپذیر است

اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی: در حالی که آتش‌بس شکننده میان تهران و واشنگتن همچنان برقرار است، شکاف عمیق میان دولت به ظاهر منتخب جمهوری اسلامی و هسته واقعی قدرت در رژیم بیش از پیش آشکار شده است. مسعود پزشکیان، در جلسات خصوصی تندترین انتقادات خود را از احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران و تصمیمات یکجانبه این نهاد ابراز داشته و آن را «جنون سیستماتیک» توصیف کرده است. این رویدادها نه تنها نشان‌دهنده ناتوانی دیپلماتیک رژیم است، بلکه عمق سلطه نظامیان بر ارکان تصمیم‌گیری را آشکار می‌سازد. بر اساس اطلاعات منابع نزدیک به پزشکیان، پس از شلیک موشک‌ها و پهپادها به سمت دو کشور همسایه در میانه آتش‌بس، بلافاصله درخواست ملاقات فوری با مجتبی خامنه‌ای کرده است.

هدف، صدور دستور مستقیم به سپاه برای توقف فوری این حملات بود. پزشکیان سیاست‌های تهاجمی سپاه را عامل تبدیل عمان از یک متحد میانجی به دشمنی بالقوه دانسته و خطاب به وحیدی گفته: «شما عمان را از یک متحد میانجی به یک دشمن تبدیل کرده‌اید.» این جملات، که در فضایی خصوصی اما پرتنش بیان شده، بازتاب خشم و نگرانی عمیق پزشکیان از ماجراجویی‌هایی است که بدون هماهنگی با دولت انجام گرفته است. اشاره پزشکیان به حملات روزهای اخیر به امارات و عمان است و او این حملات را غیرمسئولانه توصیف کرده و معتقد است که بدون هیچ بحث قبلی در شورای عالی امنیت ملی و بدون اطلاع وی انجام شده است. پزشکیان، که خود را در برابر جامعه جهانی و همسایگان شرمنده می‌دید، از این تصمیم یکجانبه «متعجب و خشمگین» بوده است.

او معتقد است که این اقدامات نه تنها آتش‌بس شکننده را به خطر انداخته، بلکه کشور را در آستانه جنگی جدید قرار داده که ایران به هیچ وجه ظرفیت تحمل آن را ندارد. منابع نزدیک به پزشکیان تأکید دارند که اگر اقدامات دیپلماتیک فوری انجام نشود و میانجی‌ها از آمادگی برای از سرگیری مذاکرات مطلع نشوند، اوضاع به سرعت از کنترل خارج خواهد شد. این ماجرا بیش از یک اختلاف شخصی یا اداری، بلکه نمادی از بن‌بست ساختاری رژیم است.

پزشکیان، که با شعارهای اعتدال و تعامل با جهان بر سر کار آمد، اکنون در برابر واقعیتی تلخ قرار گرفته: ایران عملاً توسط حلقه کوچکی از سپاهیان اداره می‌شود. این مدل حکمرانی شبه‌نظامی، یادآور رژیم‌های دیکتاتوری آمریکای جنوبی در دهه ۱۹۸۰ است؛ جایی که ارتش یا نیروهای امنیتی پشت پرده، سیاست خارجی، اقتصادی و امنیتی را تعیین می‌کردند و روسای جمهور به عنوان چهره‌های تشریفاتی بودند. تصمیم‌گیری برای حمله به اهدافی در کشورهای خلیج فارس بدون اطلاع رئیس‌جمهور، دقیقاً همین واقعیت را تأیید می‌کند. تحلیل ریشه‌ای اختلاف اختلاف پزشکیان با سپاه پاسداران ریشه در دو رویکرد کاملاً متضاد دارد. از یک سو، رئیس‌جمهور – هرچند با محدودیت‌های ساختاری – همچنان به ضرورت دیپلماسی و جلوگیری از انزوای کامل باور دارد. او پس از حملات اخیر، بر لزوم اطلاع‌رسانی به میانجی‌ها برای بازگشت به میز مذاکره تأکید کرده و هشدار داده که «کشور نمی‌تواند جنگ جدیدی را تحمل کند.» نگرانی اصلی او، پاسخ احتمالی ایالات متحده به تأسیسات انرژی ایران است؛ حمله‌ای که می‌تواند اقتصاد فرسوده کشور را به ویرانه تبدیل کند و بحران‌های داخلی را به انفجار بکشاند.

از سوی دیگر، سپاه پاسداران با تکیه بر ایدئولوژی «مقاومت» و منافع اقتصادی-نظامی خود، سیاست خارجی را به ابزاری برای قدرت و کسب منابع بیشتر تبدیل کرده است. فرماندهانی مانند وحیدی، که سابقه طولانی در نهادهای امنیتی-نظامی دارند، معتقدند که تنها زبان زور می‌تواند موقعیت ایران را حفظ کند. اما واقعیت میدانی چیز دیگری نشان می‌دهد: این حملات نه تنها عمان را – که سال‌ها نقش میانجی مثبت داشته – از دست داده، بلکه اتحاد کشورهای خلیج فارس علیه تهران را تقویت کرده و احتمال تشکیل جبهه‌ای یکپارچه‌تر با حمایت آمریکا را افزایش داده است. این شکاف، در عمل، حاکی از دوگانگی قدرت در جمهوری اسلامی است. پزشکیان رئیس‌جمهور است، اما فاقد اختیار واقعی در حوزه‌های کلیدی امنیتی و سیاست خارجی. سپاه نه تنها تصمیمات کلان را بدون مشورت می‌گیرد، بلکه حتی رئیس دولت را در برابر افکار عمومی و جامعه بین‌المللی تحقیر می‌کند. چنین ساختاری، پایدار نیست. وقتی رئیس‌جمهور مجبور می‌شود برای متوقف کردن «جنون» نهادهای نظامی به رهبر جدید مراجعه کند، به معنای آن است که حتی بالاترین مقام اجرایی کشور نیز تابع اراده حلقه‌های نظامی-ایدئولوژیک است.

پیامدهای خطرناک ادامه این روند می‌تواند عواقب فاجعه‌باری داشته باشد. از منظر اقتصادی، هرگونه درگیری گسترده با کشورهای خلیج فارس یا آمریکا، قیمت نفت را به شکل بی‌سابقه‌ای تحت تأثیر قرار خواهد داد، اما سود آن نصیب ایران نخواهد شد؛ بلکه تحریم‌های جدید و حملات دقیق به زیرساخت‌های انرژی، تورم را به سطوحی غیرقابل کنترل خواهد رساند. از منظر اجتماعی، خستگی مردم از جنگ و ماجراجویی‌های منطقه‌ای در حال تبدیل شدن به خشم انباشته است. نسل جوان، که سال‌ها هزینه سیاست‌های «مقاومت» را با فقر، بیکاری و مهاجرت پرداخته، دیگر تحمل تکرار اشتباهات دهه‌های گذشته را ندارد. البته این اختلافات آشکار فرصتی برای بازاندیشی ملی است. رژیم نه تنها در برابر دشمنان خارجی، بلکه در برابر واقعیت‌های داخلی نیز ناکارآمد شده. پزشکیان شاید در تلاش باشد تا با هشدارهای خود، جلوی فاجعه را بگیرد، اما تا زمانی که ساختار قدرت تغییر نکند – یعنی تا زمانی که سپاه از جایگاه فراقانونی و فرادولتی خود پایین نیاید – هیچ رئیس‌جمهوری نخواهد توانست سیاست خارجی عقلانی را پیگیری کند. در نهایت، حوادث روزهای اخیر بیش از هر زمان دیگری نشان داد که جمهوری اسلامی در چنبره نظامیان گرفتار آمده است. «جنون سیستماتیک» که پزشکیان از آن سخن می‌گوید، نه یک حادثه موقتی، بلکه محصول ذاتی نظامی‌گری نهادینه‌شده است. آیا این شکاف به نقطه بی‌بازگشت رسیده یا هنوز فرصتی برای اصلاح وجود دارد؟

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن