خانه پیشنهاد هم‌وطن هموطن بررسی می‌کند؛ وقتی اینترنت برای همه قطع است، چرا بعضی‌ها هنوز می‌رقصند؟

هموطن بررسی می‌کند؛ وقتی اینترنت برای همه قطع است، چرا بعضی‌ها هنوز می‌رقصند؟

اختصاصی گروه اجتماعی/رها صدیق: در روزهایی که میلیون‌ها نفر از مردم ایران در خاموشی خبری و ارتباطی فرو رفته بودند، یک لایه دیگر از واقعیت در شبکه‌های اجتماعی ادامه داشت. دخترانی که ظاهراً از همان خلأ عمومی عبور کرده بودند، همچنان آنلاین بودند، تصویر می‌گرفتند، استوری می‌گذاشتند و از «عادی بودن» می‌نوشتند. این فاصله، فقط یک تفاوت فنی در دسترسی به اینترنت نبود؛ به‌تدریج به یک شکاف اخلاقی و سیاسی تبدیل شد.

در لحظه‌ای که برای بسیاری، اینترنت نه ابزار سرگرمی بلکه تنها روزنه ارتباط با بیرون بود، استمرار حضور پرزرق‌وبرق برخی چهره‌ها در فضای مجازی، تصویری ساخت که بیش از آنکه واقعیت را نشان دهد، آن را می‌پوشاند. ین‌جا مسئله صرفاً این نیست که عده‌ای اینترنت داشتند و عده‌ای نداشتند. مسئله اصلی، نحوه استفاده از همان امتیاز است. وقتی ارتباط برای بخش بزرگی از جامعه قطع یا شدیداً محدود می‌شود، هر پستِ سبک‌زندگی، هر تصویر از کافه، خیابان، خرید، آرایش، سفر یا لبخندهای بی‌دغدغه، در چشم مخاطبِ محروم از ارتباط، می‌تواند به نشانه‌ای از بی‌اعتنایی تبدیل شود. این تصاویر به جای آنکه شکاف را توضیح دهند، آن را طبیعی جلوه می‌دهند؛ انگار وضعیت بحرانی فقط یک اختلال موقت در یک روز معمولی بوده، نه نشانه‌ای از یک نظم نابرابر و سرکوبگر. این نوع تولید محتوا در زمان قطع سراسری اینترنت، گاه شبیه یک عملیات نرمِ عادی‌سازی عمل می‌کند. نه از آن جهت که هر تولیدکننده محتوا الزاماً با نیت سیاسی این کار را انجام می‌دهد، بلکه چون خروجی نهایی یکسان است. بحران در تصویر محو می‌شود. وقتی یک جامعه در حال تجربه محدودیت، ترس، بمباران جنگی، اعدام‌های بی صدا و قطع ارتباط است و هم‌زمان بخشی از اینفلوئنسرها با دسترسی بهتر، همچنان نسخه‌ای تمیز و مصرفی از زندگی را نمایش می‌دهند، نتیجه تنها «تفاوت تجربه» نیست؛ بلکه بازتولید یک سلسله‌مراتب دیداری است.

برخی حق دارند دیده شوند، برخی نه. برخی صدای خود را دارند، برخی باید در سکوت بمانند. چه بسا اگر قصد شنیدن صدای ایرانی ها بود حداقل از اعدام های جمهوری اسلامی استوری می گذاشتند یا مورد انتقاد قرار می دادند. نه اینکه تنها عکس کافه های رنگارنگ را در فضای مجازی به اشتراک بگذارند. آن هم در فضای که صدای اکثریت خاموش شده است. این شکاف، برای مخاطب خارجی هم اهمیت دارد. رسانه‌ها و کاربران بیرون از ایران، اغلب از خلال همین تصاویر، به درکی ناقص از وضعیت می‌رسند. آن‌ها ایران را نه به‌عنوان جامعه‌ای درگیر قطع ارتباط، سرکوب و نابرابری، بلکه به‌عنوان فضایی می‌بینند که در آن هنوز زندگی ادامه دارد، همه‌چیز در جریان است و بحران فقط در حاشیه رخ می‌دهد. اما همین «ادامه داشتن زندگی» وقتی از دل یک وضعیت نابرابر روایت شود، می‌تواند به تحریف بدل شود. اینجا زندگی روزمره نه به‌عنوان مقاومت، بلکه به‌عنوان پرده‌ای برای پوشاندن خشونت عمل می‌کند. نکته مهم این است که چنین رفتاری فقط در سطح فردی باقی نمی‌ماند. شبکه‌های اجتماعی بر مبنای تکرار و الگوسازی کار می‌کنند. وقتی چند چهره پرمخاطب در میانه قطع اینترنت، همچنان بر سبک‌زندگی، زیبایی، خرید، کافه و تفریح تمرکز می‌کنند، یک الگوی رفتاری شکل می‌گیرد: انگار در هر شرایطی باید «نرمال» ماند، باید ظاهر را حفظ کرد، باید از هر نشانه بحران فاصله گرفت.

این منطق، به‌ویژه در جوامعی که با سانسور و اختناق زیسته‌اند، خطرناک است؛ چون از مردم می‌خواهد رنج را پنهان کنند تا تصویر جمعی «آراسته» بماند. این البته به معنای انکار پیچیدگی تجربه فردی نیست. بعضی از این زنان که از قضا پرچم به دست در راه پیمای حامیان جمهوری اسلامی نیز دیده شدند، ممکن است دارای سیم کارت های طبقاتی باشند یا در منطقه‌ای با دسترسی بهتر زندگی کنند، اما دفاع از تجربه شخصی، زمانی پذیرفتنی است که به انکار موقعیت عمومی منجر نشود. مسئله دقیقاً از جایی شروع می‌شود که تجربه ممتاز، خودش را به‌جای واقعیت عمومی جا می‌زند. آن‌جا که امکان آنلاین‌بودن، به‌جای یک امتیاز محدود، به نمایش دائمی عادی‌بودن تبدیل می‌شود، دیگر با ثبت زندگی مواجه نیستیم؛ با مدیریت ادراک عمومی طرفیم.

از سوی دیگر این تصاویر رنگارنگ میتواند یک پروژه جدید جمهوری اسلامی برای افکار عمومی یا فضای مجازی باشد که ایران گل و بلبل را به جهانیان نشان دهد. در چنین شرایطی، سکوت یا بی‌تفاوتی، تنها یک انتخاب شخصی نیست، بلکه یک موضع سیاسی است. نه لزوماً از جنس حمایت مستقیم از سرکوب، بلکه از جنس حذف درد از قاب. و این حذف، دقیقاً همان چیزی است که قدرت‌های سرکوبگر به آن نیاز دارند. جامعه‌ای که رنجش دیده نشود، روایت نشود و در قالب تصاویر زیبا خنثی شود. به همین دلیل، نقد این روند باید صریح باشد.مسئله بر سر چند استوری یا چند عکس نیست؛ بر سر این است که چه کسی حق دارد واقعیت را تعریف کند و چه کسی فقط باید مصرف‌کننده تصویرهای صیقل‌خورده باشد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن