خانه تنگه هرمز تنگه هرمز؛ آبراهی که به گروگان‌گیری اقتصاد جهان تبدیل شد

هموطن تنش‌آفرینی‌های جمهوری اسلامی را بررسی می‌کند:

تنگه هرمز؛ آبراهی که به گروگان‌گیری اقتصاد جهان تبدیل شد

تنگه هرمز سال‌هاست فقط یک گذرگاه دریایی باریک میان ایران و کشورهای عربی خلیج فارس نیست؛ این آبراه به یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیک جهان تبدیل شده است؛ جایی که هر تهدید، هر مانور نظامی و هر تصمیم سیاسی می‌تواند بازار انرژی، تجارت جهانی و امنیت اقتصادی میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار دهد.

اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی

تنگه هرمز سال‌هاست فقط یک گذرگاه دریایی باریک میان ایران و کشورهای عربی خلیج فارس نیست؛ این آبراه به یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیک جهان تبدیل شده است؛ جایی که هر تهدید، هر مانور نظامی و هر تصمیم سیاسی می‌تواند بازار انرژی، تجارت جهانی و امنیت اقتصادی میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار دهد. اما مسئله اصلی این است که چگونه یک مسیر حیاتی برای تجارت جهانی، به ابزاری برای نمایش قدرت و چانه‌زنی سیاسی تبدیل شده است.

برای جمهوری اسلامی، تنگه هرمز همواره بخشی از راهبرد فشار در برابر رقبای منطقه‌ای و قدرت‌های جهانی بوده است. هر زمان که تهران تحت فشار سیاسی یا اقتصادی قرار گرفته، این پیام را ارسال کرده که می‌تواند امنیت عبور و مرور در این منطقه را به چالش بکشد. این رویکرد اگرچه در کوتاه‌مدت ممکن است ابزاری برای ایجاد نگرانی در طرف مقابل باشد، اما در بلندمدت هزینه‌های سنگینی برای ایران به همراه دارد؛ کشوری که اقتصادش بیش از هر زمان دیگری به تجارت، سرمایه‌گذاری و کاهش تنش‌های خارجی نیاز دارد.

تنگه هرمز؛ از مسیر تجارت جهانی تا میدان رقابت سیاسی

اهمیت تنگه هرمز فقط به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمی‌شود. بخش بزرگی از صادرات انرژی جهان از این مسیر عبور می‌کند و هرگونه بی‌ثباتی در آن می‌تواند قیمت نفت و هزینه حمل‌ونقل را افزایش دهد. به همین دلیل، امنیت این آبراه نه فقط موضوعی منطقه‌ای، بلکه مسئله‌ای جهانی است.

اما در سال‌های گذشته، تنگه هرمز بارها از یک مسیر تجاری به یک ابزار سیاسی تبدیل شده است. تهدید به محدود کردن عبور کشتی‌ها، برگزاری رزمایش‌های نظامی و نمایش توان موشکی، بخشی از ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی برای ارسال پیام به مخالفان خود بوده است.

مشکل اینجاست که چنین سیاستی، مرز میان «بازدارندگی» و «ایجاد بحران» را کم‌رنگ می‌کند. کشوری که مدعی نقش‌آفرینی در امنیت منطقه است، نمی‌تواند همزمان با ایجاد نگرانی درباره آزادی کشتیرانی، انتظار اعتماد اقتصادی و همکاری بین‌المللی داشته باشد.

هزینه‌های پنهان سیاست فشار برای مردم ایران

مقام‌های جمهوری اسلامی معمولاً از کنترل مسیرهای راهبردی مانند تنگه هرمز به‌عنوان نشانه قدرت ملی یاد می‌کنند، اما کمتر درباره هزینه‌های اقتصادی این سیاست سخن می‌گویند. هر افزایش تنش در خلیج فارس، به معنای افزایش ریسک برای تجارت، کاهش تمایل سرمایه‌گذاران خارجی و فشار بیشتر بر اقتصادی است که سال‌ها با تحریم، تورم و کاهش قدرت خرید مردم دست‌وپنجه نرم کرده است.

در حالی که کشورهای دیگر منطقه تلاش می‌کنند خود را به مراکز تجارت، انرژی و سرمایه‌گذاری تبدیل کنند، ادامه سیاست تقابل دائمی می‌تواند ایران را بیشتر از فرصت‌های اقتصادی منطقه دور کند. امنیت واقعی یک کشور تنها با توان نظامی یا امکان ایجاد اختلال در مسیرهای دریایی به دست نمی‌آید؛ بلکه به ثبات اقتصادی، روابط بین‌المللی قابل پیش‌بینی و اعتماد شرکای خارجی نیز وابسته است.

تناقض بزرگ اینجاست که حکومتی که بارها از استقلال اقتصادی سخن گفته، با سیاست‌هایی که باعث افزایش نااطمینانی اقتصادی می‌شود، عملاً فشار بیشتری بر زندگی روزمره مردم وارد می‌کند.

آینده تنگه هرمز؛ ابزار تهدید یا فرصت همکاری؟

تنگه هرمز می‌تواند همچنان میدان رقابت و بحران باقی بماند، یا به بستری برای همکاری‌های منطقه‌ای تبدیل شود. انتخاب میان این دو مسیر، بیش از هر چیز به تصمیم‌های سیاسی کشورهای منطقه، به‌ویژه ایران، وابسته است.

امنیت دریایی در قرن بیست‌ویکم با تهدید دائمی و نمایش قدرت پایدار نمی‌شود. کشورهایی که از مسیرهای راهبردی خود بیشترین بهره را می‌برند، آن‌هایی هستند که ثبات، اعتماد و همکاری ایجاد می‌کنند. تبدیل یک آبراه جهانی به ابزار فشار سیاسی شاید در کوتاه‌مدت توجه رسانه‌ها را جلب کند، اما در نهایت می‌تواند همان کشوری را که از آن به‌عنوان اهرم قدرت استفاده می‌کند، منزوی‌تر کند.

تنگه هرمز یک سرمایه جغرافیایی است، نه یک سلاح سیاسی. آینده این منطقه نشان خواهد داد که آیا این گذرگاه حیاتی به مسیر تجارت و همکاری تبدیل می‌شود یا همچنان در چرخه بحران‌های سیاسی گرفتار خواهد ماند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن