خانه جامعه از خیابان تا سکوت؛ سکوت جامعه معترض برای چیست؟ 

هوطن دلایل سکوت امروز جامعه ایران را بررسی می‌کند:

از خیابان تا سکوت؛ سکوت جامعه معترض برای چیست؟ 

اعتراض در ایران در سال‌های اخیر دیگر فقط به حضور در خیابان خلاصه نمی‌شود. از اعتراضات دی‌ماه ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ تا خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ و اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، جامعه ایران بارها شاهد شکل‌گیری موج‌های اعتراضی گسترده بوده؛ موج‌هایی که در بسیاری موارد با سرکوب شدید و هزینه‌های سنگین انسانی و کشتار هزاران جوان بیگناه همراه شده‌اند.  

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی 

اعتراض در ایران در سال‌های اخیر دیگر فقط به حضور در خیابان خلاصه نمی‌شود. از اعتراضات دی‌ماه ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ تا خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ و اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، جامعه ایران بارها شاهد شکل‌گیری موج‌های اعتراضی گسترده بوده؛ موج‌هایی که در بسیاری موارد با سرکوب شدید و هزینه‌های سنگین انسانی و کشتار هزاران جوان بیگناه همراه شده‌اند.  

حال با اوج گیری تنش‌های نظامی در منطقه و افزایش افسارگسیخته قیمت‌ها و رشد بی سابقه سقوط ارزش پول ملی،‌ سکوتی سهمگین فضای کشور را دربرگرفته است. 

حال پرسش امروز این است: آیا نارضایتی اجتماعی کاهش یافته یا فقط شکل بروز آن تغییر کرده است؟ 

از خیابان تا اشکال دیگر اعتراض 

قتل مهسا امینی در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ نقطه آغاز خیزشی شد که خیلی زود از اعتراض به حجاب اجباری فراتر رفت و به یکی از گسترده‌ترین اعتراضات سراسری جمهوری اسلامی تبدیل شد. گزارش‌های سازمان عفو بین‌الملل از کشته‌شدن صدها معترض و رهگذر، بازداشت‌های گسترده و استفاده غیرقانونی از سلاح گرم، ساچمه و دیگر ابزارهای سرکوب حکایت دارد. این سازمان در تازه‌ترین پژوهش خود در شهریور ۱۴۰۵، اطلاعات ۳۷۷ قربانی این اعتراضات را مستند کرده است. 

اما اهمیت «زن، زندگی، آزادی» فقط در تعداد معترضان یا گستره جغرافیایی آن نبود. این اعتراضات نشان داد که نارضایتی‌های اجتماعی، اقتصادی، جنسیتی و سیاسی می‌توانند در یک نقطه به یکدیگر متصل شوند. 

پس از آن، بخشی از جامعه همچنان به اشکال مختلف نافرمانی مدنی، اعتراض‌های صنفی، اعتصاب، مهاجرت و کنش‌های فردی ادامه داد؛ تا کار به اعتراضات گسترده و خونین دی ماه رسید و بر اثر آن هزاران جوان در کف خیابان کشته شده، هزار نفر مجروح و هزاران نفر نیز بازداشت شدند. 

با سرکوب خونین اعتراضات و پس از آن جنگ ۴۰ روزه،‌ ناگهان جامعه وارد سکوت شده است. 

در چنین شرایطی، کاهش حضور خیابانی را نمی‌توان به‌سادگی به معنای کاهش نارضایتی تعبیر کرد. ممکن است بخشی از جامعه به این نتیجه رسیده باشد که اعتراض خیابانی هزینه‌ای دارد که توان پرداخت آن را ندارد؛ یا ترجیح دهد نارضایتی خود را در اشکال کم‌هزینه‌تر نشان دهد. 

خاطره سرکوب و تغییر رفتار جامعه 

سرکوب اعتراضات فقط بر کسانی که در خیابان حضور دارند اثر نمی‌گذارد. تجربه کشته‌شدن، بازداشت، شکنجه یا پرونده قضایی می‌تواند به خانواده‌ها و شبکه‌های اجتماعی اطراف معترضان نیز منتقل شود. 

عفو بین‌الملل درباره اعتراضات ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ از آزار و فشار بر خانواده‌های جان‌باختگان، بازداشت و تهدید آنها و محدودیت بر برگزاری مراسم یادبود گزارش داده است.  

چنین تجربه‌ای می‌تواند رفتار اجتماعی را تغییر دهد. فردی که اعتراض خیابانی را نه فقط به‌عنوان یک کنش سیاسی، بلکه به‌عنوان احتمال از دست دادن شغل، آزادی یا حتی جان خود می‌بیند، ممکن است تصمیم متفاوتی بگیرد. 

در اینجا «سکوت» الزاماً به معنای رضایت نیست؛ گاهی می‌تواند نتیجه ترس، فرسودگی یا محاسبه هزینه و فایده باشد. 

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ این مسئله را دوباره به شکلی جدی مطرح کرد. اعتراضات از در پی سقوط شدید ارزش پول و وخامت شرایط اقتصادی آغاز شد و به سرعت به نقاط مختلف کشور گسترش یافت. عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر از استفاده مرگبار نیروهای امنیتی از سلاح و بازداشت گسترده معترضان گزارش دادند. 

دیده‌بان حقوق بشر اعلام کرد که پس از تشدید اعتراضات، شواهدی از کشتار گسترده معترضان و رهگذران در نقاط مختلف ایران به دست آورده و تأکید کرد که به دلیل محدودیت شدید ارتباطات، تعیین رقم واقعی قربانیان ممکن نیست. 

این اتفاق، خاطره سرکوب‌های پیشین را نیز به تجربه تازه‌ای پیوند زد: جامعه‌ای که یک بار دیگر شاهد بود اعتراض می‌تواند با برخوردی بسیار پرهزینه مواجه شود. 

آیا نارضایتی تمام شده است؟ 

شاید مهم‌ترین اشتباه این باشد که هر دوره سکوت را پایان اعتراض بدانیم. 

جامعه‌ای که اعتراضات گسترده را تجربه کرده، لزوماً با پایان حضور خیابانی به جامعه‌ای راضی تبدیل نمی‌شود. نارضایتی می‌تواند از خیابان به محیط کار، شبکه‌های اجتماعی، مهاجرت، کنش‌های فردی، اعتراض‌های صنفی یا حتی تصمیم به عدم مشارکت در برخی عرصه‌های رسمی منتقل شود. 

از سوی دیگر، «بی‌تفاوتی» نیز پدیده‌ای یکدست نیست. برای یک نفر می‌تواند به معنای خستگی باشد، برای دیگری مهاجرت، برای فردی دیگر تمرکز بر بقا و زندگی شخصی و برای دیگری تصمیم به فاصله گرفتن از هرگونه کنش سیاسی.

تجربه کشتار خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز نشان داد که دوره‌های ظاهراً آرام نمی‌توانند به‌تنهایی نشانه پایان نارضایتی باشند. اعتراضات از یک بحران اقتصادی آغاز شد، اما در مدت کوتاهی مطالبات گسترده‌تری را دربر گرفت. 

بنابراین شاید پرسش دقیق‌تر این نباشد که «چرا مردم دیگر اعتراض نمی‌کنند؟» بلکه این باشد که جامعه‌ای که هزینه اعتراض را بارها دیده، نارضایتی خود را چگونه و کجا بیان می‌کند؟ 

اگر خیابان برای بخشی از جامعه پرهزینه‌تر شده باشد، الزاماً به این معنا نیست که نارضایتی از بین رفته است. ممکن است فقط شکل آن تغییر کرده باشد؛ از تجمع به نافرمانی، از شعار به مهاجرت، از اعتراض جمعی به کناره‌گیری فردی و از حضور خیابانی به سکوتی که هنوز نمی‌توان معنای قطعی آن را فهمید. 

در ایران امروز، سکوت اجتماعی می‌تواند نشانه فرسودگی، ترس یا انتظار نیز باشد. تشخیص تفاوت میان این وضعیت‌ها، یکی از مهم‌ترین مسائل برای فهم آینده جامعه ایران است. 

اما به طور قطع اعتراضات پایان نیافته و حتی می‌توان نشانه‌هایی از افزایش نارضایتی اجتماعی دید و گفت که بخش مهمی از جامعه منتظر یک فرصت برای حضور دوباره در خیابان هستند. حضوری که در صورت تکرار آن، شرایط را هم تغییر خواهد داد، شاید کشتاری گسترده‌تر و شاید هم تغییری بنیادین.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن