اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
چهار سال از مرگ ژینا مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد میگذرد؛ چهار سالی که در آن اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ فروکش کرد، سرکوب معترضان ادامه یافت و ساختار سیاسی جمهوری اسلامی تغییر نکرد. اما در فاصله میان شهریور ۱۴۰۱ تا امروز، بخشی از جامعه ایران نیز تغییر کرده است؛ تغییری که شاید بیش از هر جا در خیابانها و در رفتار زنان دیده میشود.
پرسش امروز دیگر فقط این نیست که در پاییز ۱۴۰۱ چه اتفاقی افتاد. پرسش مهمتر این است که جنبشی که با مرگ یک دختر جوان کرد آغاز شد، چه چیزی را در جامعه ایران تغییر داد و چه مطالباتی همچنان بیپاسخ ماندهاند.
اعتراضات پس از مرگ امینی در سقز آغاز شد و در مدت کوتاهی به شهرهای مختلف ایران گسترش یافت. شعار کردی «ژن، ژیان، ئازادی» ــ زن، زندگی، آزادی ــ به شعار اصلی این اعتراضات تبدیل شد. مسئله حجاب اجباری و حقوق زنان در مرکز جنبش قرار داشت، اما اعتراضها خیلی زود مطالبات گستردهتری درباره آزادیهای سیاسی، حقوق اقلیتها، تبعیض و ساختار سیاسی ایران را دربر گرفت.
از اعتراض خیابانی تا تغییر در زندگی روزمره
اگر قرار باشد یک تغییر اجتماعی ملموس را از چهار سال گذشته برجسته کنیم، مسئله حجاب در صدر قرار میگیرد.
حجاب اجباری همچنان در قوانین ایران وجود دارد، اما حضور زنان بدون روسری در فضاهای عمومی، از خیابان و مراکز خرید گرفته تا رستورانها و کافهها، به پدیدهای بسیار قابل مشاهدهتر از پیش از اعتراضات تبدیل شده است. گزارشهای تازه از ایران نیز نشان میدهند که بخشی از زنان همچنان بر انتخاب پوشش خود اصرار دارند، با وجود خطر بازداشت یا پیامدهای قضایی و اقتصادی.
این تغییر صرفاً به پوشش محدود نمیشود. «زن، زندگی، آزادی» برای بخشی از جامعه به مفهومی گستردهتر درباره حق انتخاب در زندگی روزمره تبدیل شده است؛ اینکه چه بپوشند، کجا کار کنند و چگونه در فضای عمومی حضور داشته باشند. مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، نیز در پیام چهارمین سالگرد مهسا امینی گفت مقاومت شکلگرفته پس از مرگ او خاموش نشده و زنان همچنان بر حق تصمیمگیری درباره زندگی و پوشش خود پافشاری میکنند.
با این حال، نباید این تغییر را به معنای پایان مناقشه بر سر حجاب دانست. قانون همچنان پابرجاست و حکومت نیز تلاش کرده است روشهای اجرای آن را تغییر دهد.
پس از کاهش حضور آشکار گشت ارشاد در مقاطعی، استفاده از دوربینها، ابزارهای دیجیتال، توقیف خودرو و فشار بر کسبوکارها به یکی از شیوههای اعمال مقررات تبدیل شد. گزارشهای اخیر همچنین از تعطیلی برخی کافهها، رستورانها و فروشگاهها به دلیل نقض مقررات حجاب خبر میدهند.
در نتیجه، شکافی میان قانون و رفتار اجتماعی شکل گرفته است: قانونی که تغییر نکرده، اما میزان پذیرش و تبعیت از آن در بخشی از جامعه تغییر کرده است.
جنبشی که سرکوب شد، اما به وضعیت قبل بازنگشت
«زن، زندگی، آزادی» به تغییر ساختار سیاسی جمهوری اسلامی منجر نشد. اعتراضات گسترده مهار شد و بسیاری از معترضان بازداشت، محکوم یا مجبور به ترک ایران شدند. سازمان ملل در گزارشهای خود از کشتهشدن صدها نفر در جریان اعتراضات و نقض گسترده حقوق بشر سخن گفته است؛ مقامهای جمهوری اسلامی نیز برخی از یافتهها و اتهامات مطرحشده درباره نحوه مرگ مهسا امینی را رد کردهاند.
اما نتیجه نگرفتن یک جنبش در سطح سیاسی لزوماً به معنای بیاثر بودن آن در سطح اجتماعی نیست.
یک مطالعه دانشگاهی منتشرشده در «Iranian Studies»، «زن، زندگی، آزادی» را علاوه بر یک جنبش سیاسی، نوعی تغییر فرهنگی توصیف کرده است؛ تغییری که به باور نویسندگان، بخشی از سلطه ایدئولوژیک حکومت بر فضای عمومی و فرهنگی را تضعیف کرده است. این برداشت البته یک تحلیل دانشگاهی است، نه یک شاخص قابل اندازهگیری مانند تغییر قانون.
در واقع، یکی از مهمترین تفاوتهای ایران امروز با ایران پیش از شهریور ۱۴۰۱ را میتوان در همین رابطه میان حکومت و جامعه دید. حکومت توانست اعتراضات خیابانی را مهار کند، اما بخشی از رفتارهایی که در جریان اعتراضات شکل گرفت، از بین نرفت.
حتی قانون موسوم به «عفاف و حجاب» که مجازاتهای شدیدتری را پیشبینی میکرد، از دو سال قبل در حالت تعلیق قرار گرفته است؛ در عین حال، اجرای برخی مقررات مربوط به حجاب از طریق اقدامات دیگر همچنان ادامه دارد.
این وضعیت نشان میدهد مسئله حجاب برای حکومت دیگر صرفاً یک موضوع فرهنگی نیست؛ به یکی از شاخصهای رابطه میان حکومت و جامعه تبدیل شده است.
چهار سال بعد؛ تغییر اجتماعی در برابر ساختار ثابت
یکی دیگر از ویژگیهای «زن، زندگی، آزادی» این بود که نمیتوان آن را فقط جنبشی درباره حجاب دانست. حضور گسترده مردان، دانشجویان و گروههای مختلف اجتماعی و همچنین برجستهشدن مطالبات قومی نشان داد که اعتراضات دامنهای فراتر از حقوق زنان پیدا کرده بود. در مناطق کردنشین، جایی که اعتراضات از آنجا آغاز شد، چهارمین سالگرد مهسا امینی نیز با تعطیلی برخی کسبوکارها همراه شد.
در همین حال، یکی از مطالبات اصلی جنبش ــ پاسخگویی درباره کشتهشدن معترضان و برخوردهای امنیتی ــ همچنان محل مناقشه است. نهادهای حقوق بشری بینالمللی بر ضرورت تحقیقات مستقل و پاسخگویی تأکید کردهاند، در حالی که ساختار سیاسی ایران همچنان بدون تغییر بنیادین باقی مانده است.
بنابراین چهار سال بعد، دو واقعیت همزمان در ایران وجود دارد: ساختار سیاسی و قانونی تغییر بنیادینی نکرده، اما بخشی از رفتار و نگرش اجتماعی تغییر کرده است.
شاید مهمترین میراث «زن، زندگی، آزادی» نیز همین باشد. این جنبش نتوانست خواستههای سیاسی خود را به تغییر ساختار حکومت تبدیل کند، اما جامعه نیز بهطور کامل به وضعیت پیش از شهریور ۱۴۰۱ بازنگشته است.
در خیابانهای ایران، فاصله میان آنچه قانون تعیین میکند و آنچه بخشی از جامعه میپذیرد، بیش از گذشته دیده میشود. چهار سال پس از مرگ مهسا امینی، این فاصله همچنان یکی از مهمترین نشانههای تغییر اجتماعی در ایران است؛ تغییری که پایان آن هنوز مشخص نیست.