اختصاصی گروه اجتماعی/رها صدیق
با نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۵، مسئله بسیاری از خانوادهها دیگر فقط ثبتنام فرزندشان نیست. آنها باید همزمان برای مدرسهای که هنوز محل تحصیل دانشآموز در آن قطعی نشده، هزینه کنند و برای سالی برنامهریزی کنند که شیوه برگزاری آن نیز بهطور کامل روشن نیست. کمبود ظرفیت در برخی مدارس، بلاتکلیفی درباره مدرسه جایگزین و احتمال تغییر شرایط در صورت ادامه یا تشدید درگیریهای نظامی، خانوادهها را در وضعیتی نامطمئن قرار داده است. در این میان، هزینههای آغاز سال تحصیلی نیز متوقف نمیشود؛ لباس فرم، کیف و کفش، لوازمالتحریر، سرویس و در برخی مدارس شهریه و هزینههای جانبی، باید پیش از آن پرداخت شود که خانواده مطمئن باشد فرزندش سال تحصیلی را دقیقاً کجا و چگونه آغاز خواهد کرد. وزارت آموزشوپرورش برنامه اصلی خود را بازگشایی حضوری مدارس اعلام کرده، اما تجربه سالهای گذشته و پیشبینی سناریوهای آموزش ترکیبی و مجازی برای شرایط بحرانی، همچنان سایه تردید را بر برنامهریزی خانوادهها حفظ کرده است. نتیجه، وضعیتی است که در آن خانوادهها باید پیش از روشن شدن همه متغیرها تصمیمهای مالی بگیرند؛ تصمیمهایی که در شرایط اقتصادی کنونی، برای بسیاری از آنها به سادگی قابل تغییر یا جبران نیست.
ثبتنامی که به مدرسه ختم نمیشود
برای بسیاری از خانوادهها، مسیر ثبتنام از سامانههای اینترنتی آغاز میشود، اما در همانجا پایان نمییابد. برخی والدین پس از ثبت درخواست با پیام تکمیل ظرفیت مواجه میشوند و برخی دیگر برای تعیین مدرسه جایگزین به اداره آموزشوپرورش منطقه ارجاع داده میشوند. ثبتنام بر اساس محدوده جغرافیایی محل سکونت و ظرفیت مدارس انجام میشود و پیشثبتنام اینترنتی نیز به معنای پذیرش قطعی نیست. اما زمانی که مدرسه نزدیک محل زندگی ظرفیت ندارد، مسئله از یک فرایند اداری فراتر میرود. مدرسه جایگزین ممکن است دورتر باشد و فاصله بیشتر، به معنای هزینه بالاتر سرویس، زمان بیشتر در رفتوآمد و دشواری تازه برای خانوادهای باشد که شاید چند فرزند دانشآموز دارد. در چنین شرایطی، خانوادهها ناچارند بدون آنکه همه اطلاعات لازم را داشته باشند، برای لباس فرم، سرویس و سایر هزینههای سال تحصیلی تصمیم بگیرند. این بلاتکلیفی زمانی جدیتر میشود که تغییر مدرسه در هفتههای پایانی تابستان یا حتی پس از آغاز کلاسها اتفاق بیفتد؛ تغییری که میتواند بخشی از خریدها و هزینههای انجامشده را بیفایده کند.
سایه جنگ بر آغاز سال تحصیلی
بلاتکلیفی ثبتنام در شرایطی ادامه دارد که احتمال تغییر وضعیت امنیتی، خود به متغیری تازه در برنامهریزی آموزشی تبدیل شده است. آسیبدیدن برخی مراکز آموزشی در جریان درگیریها و نگرانی از احتمال تکرار شرایط اضطراری، پرسشهایی درباره محل تحصیل دانشآموزان و شیوه ادامه آموزش ایجاد کرده است. در مناطقی که مدارس آسیب دیدهاند یا احتمال تغییر وضعیت در آنها بیشتر است، خانوادهها علاوه بر مسئله ثبتنام، نگران ثبات محل تحصیل فرزندشان نیز هستند. آموزشوپرورش برای شرایط بحرانی سه شیوه حضوری، ترکیبی و مجازی را در نظر گرفته است. با این حال، برای خانوادهای که باید در مرداد و شهریور هزینههای آغاز سال تحصیلی را پرداخت کند، تفاوت میان این سه شیوه فقط یک تصمیم آموزشی نیست؛ هر کدام هزینه متفاوتی به همراه دارد. آموزش حضوری به سرویس، لباس فرم و رفتوآمد نیاز دارد. آموزش مجازی هزینه اینترنت و ابزار دیجیتال را افزایش میدهد. آموزش ترکیبی نیز ممکن است خانواده را ناچار کند همزمان بخشی از هر دو هزینه را بپردازد.
هزینهای که پیش از شروع مدرسه آغاز میشود
هزینه مدرسه برای خانوادهها تنها به شهریه محدود نیست. حتی دانشآموزی که در مدرسه دولتی تحصیل میکند، پیش از آغاز مهر با مجموعهای از مخارج روبهروست؛ لباس فرم، کیف، کفش، لوازمالتحریر، کتاب، سرویس و هزینههای پراکندهای که هر کدام به تنهایی شاید چندان بزرگ به نظر نرسند، اما مجموع آنها میتواند بخش قابل توجهی از بودجه یک خانوار را مصرف کند. گزارشهای منتشرشده درباره هزینه آمادهسازی دانشآموزان برای مدرسه نشان میدهد که قیمت برخی اقلام نسبت به سالهای گذشته افزایش چشمگیری داشته است. در یکی از روایتهای منتشرشده در رسانههای داخلی، یک خانواده گفته بود هزینه لباس فرم فرزندش از حدود ۸۰۰ هزار تومان در سال قبل به یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان رسیده است. این فقط هزینه لباس است. خانواده باید کیف و کفش، دفتر، مداد، خودکار و دیگر لوازم ضروری را نیز تهیه کند.
قیمت لوازمالتحریر بسته به کیفیت و برند تفاوت زیادی دارد، اما در عمل، تهیه یک بسته حداقلی برای دانشآموز، میتواند چند میلیون تومان هزینه داشته باشد؛ بهویژه اگر خانواده بخواهد کیف و کفش را نیز همزمان تعویض کند. به این ترتیب، هزینه آماده کردن یک دانشآموز برای ورود به مدرسه دولتی، حتی بدون احتساب شهریه، برای بسیاری از خانوادهها به چند میلیون تومان میرسد. اگر سرویس مدرسه و هزینههای جانبی نیز اضافه شود، این رقم بهسرعت افزایش پیدا میکند.
مدرسه غیردولتی؛ هزینهای فراتر از شهریه
برای خانوادههایی که فرزندشان در مدارس غیردولتی تحصیل میکند، مسئله شکل دیگری دارد. شهریه مدارس غیردولتی یک رقم واحد ندارد و بر اساس مقطع، منطقه، امکانات، برنامههای آموزشی و فوقبرنامه تعیین میشود. با این حال، فاصله میان شهریه رسمی و هزینهای که خانواده در پایان سال تحصیلی پرداخت میکند، گاهی قابل توجه است. در گزارشهای منتشرشده، شهریه برخی مدارس غیردولتی به دهها میلیون تومان میرسد و در بخشی از مدارس تهران از مرز ۱۰۰ میلیون تومان نیز عبور کرده است؛ هرچند مقامهای مسئول گفتهاند این سطح از شهریه مربوط به درصد محدودی از مدارس است. مسئله اینجاست که شهریه مصوب همیشه تمام هزینهای نیست که خانواده برای تحصیل فرزندش پرداخت میکند. در کنار شهریه، هزینه کلاسهای فوقبرنامه، اردو، لباس فرم، غذا، سرویس و برخی خدمات جانبی نیز میتواند به سبد پرداخت خانواده اضافه شود. بر اساس ضوابط اعلامشده، شهریه و فوقبرنامه باید مشخص و از هزینههای جانبی جدا باشد و دریافتهای خارج از ضابطه ممنوع است. با این حال، از نگاه خانواده، آنچه اهمیت دارد رقم نهایی پرداختی در طول سال است؛ رقمی که ممکن است بسیار بیشتر از عددی باشد که در ابتدا بهعنوان «شهریه» شنیدهاند. در نتیجه، خانوادهای که به دلیل کمبود ظرفیت مدارس دولتی یا دلایل دیگر به سمت مدرسه غیردولتی میرود، ممکن است با هزینهای روبهرو شود که اساساً در برنامه مالی او پیشبینی نشده بود.
سرویس؛ هزینهای که با فاصله مدرسه بالا میرود
بلاتکلیفی درباره مدرسه جایگزین، مستقیم بر هزینه رفتوآمد اثر میگذارد. اگر دانشآموز در مدرسهای نزدیک محل سکونت ثبتنام شود، ممکن است اصلاً به سرویس نیاز نداشته باشد. اما انتقال به مدرسهای دورتر میتواند یک هزینه تازه به خانواده تحمیل کند. در برآوردهای منتشرشده، هزینه سرویس مدرسه بسته به شهر، مسیر و فاصله متفاوت است و در برخی گزارشها برای مسیرهای مشخص، از چند میلیون تومان تا بیش از ۱۰ میلیون تومان در سال عنوان شده است. در کلانشهرها و مسیرهای طولانیتر، این رقم میتواند بیشتر شود. برای خانوادهای با دو فرزند دانشآموز، سرویس میتواند به تنهایی به یکی از مهمترین هزینههای سال تحصیلی تبدیل شود؛ هزینهای که در بسیاری از موارد به دلیل مشخص نبودن مدرسه نهایی، امکان برآورد دقیق آن نیز تا آخرین هفتههای پیش از مهر وجود ندارد.
اگر کلاس به خانه برگردد
مجازی شدن آموزش، هزینه مدرسه را حذف نمیکند؛ فقط محل پرداخت آن را تغییر میدهد. خانوادهای که فرزندش در خانه درس میخواند، ممکن است به اینترنت پرسرعتتر، تلفن همراه، تبلت یا رایانه نیاز داشته باشد. در خانوادههایی که دو یا سه دانشآموز دارند، یک تلفن همراه مشترک ممکن است پاسخگوی همزمانی کلاسها نباشد. هزینه اینترنت نیز در طول سال تحصیلی به هزینهای مستمر تبدیل میشود. در صورت قطعی یا ضعف اینترنت و برق، خانواده ممکن است ناچار به پرداخت هزینههای بیشتری برای دسترسی به آموزش شود. به همین دلیل، آموزش مجازی برای همه خانوادهها یک راهحل کمهزینه نیست. برای بخشی از جامعه، بهویژه خانوارهای کمدرآمد، هزینه تهیه ابزار آموزشی میتواند به اندازه هزینههای آموزش حضوری یا حتی بیشتر باشد.
فشار اصلی بر خانوادههایی است که انتخاب ندارند
بلاتکلیفی موجود برای همه خانوادهها به یک اندازه هزینه ندارد. خانوادهای که توان مالی بیشتری دارد، میتواند در صورت تکمیل ظرفیت یک مدرسه، گزینههای دیگری را بررسی کند یا هزینه مدرسه غیردولتی و سرویس را بپردازد. اما برای خانواری که تمام برنامه خود را بر اساس مدرسه دولتی نزدیک محل سکونت تنظیم کرده، تکمیل ظرفیت میتواند به یک بحران واقعی تبدیل شود. در این میان، خانوادههای کمدرآمد، ساکنان مناطق حاشیهای و آسیبدیده، خانوادههایی که بهتازگی جابهجا شدهاند و کسانی که چند فرزند دانشآموز دارند، فشار بیشتری را تحمل میکنند. برای این خانوادهها، مسئله فقط پیدا کردن مدرسه نیست؛ مسئله تأمین هزینه مدرسهای است که ممکن است دورتر باشد، سرویس گرانتری داشته باشد یا حتی در صورت تغییر شرایط، آموزش آن از حضوری به مجازی تبدیل شود. هر تصمیم دیرهنگام در چنین شرایطی، یک هزینه تازه تولید میکند.
انتظار میان مدرسه، سامانه و آینده نامعلوم
خانوادهها اکنون در مرحلهای قرار گرفتهاند که باید برای سال تحصیلی تصمیم بگیرند، اما بخشی از اطلاعات لازم برای این تصمیم هنوز روشن نیست.
مدرسه کجاست؟ آیا ظرفیت دارد؟ اگر شرایط تغییر کند، آموزش چگونه ادامه پیدا میکند؟ و مهمتر از همه، خانواده برای این تغییرات باید چقدر هزینه کند؟ این پرسشها بیش از آنکه نیازمند پاسخهای پراکنده باشند، به یک برنامه روشن نیاز دارند؛ برنامهای که تکلیف ثبتنام، مدارس جایگزین، دانشآموزان مناطق آسیبدیده و شیوه آموزش در شرایط اضطراری را پیش از آغاز مهر مشخص کند. تا آن زمان، ثبتنام برای بسیاری از خانوادهها پایان یک فرایند اداری نیست؛ آغاز دورهای از انتظار، محاسبه و نگرانی است. آنها باید برای مدرسهای هزینه کنند که شاید هنوز مشخص نیست کجاست و برای سالی آماده شوند که نمیدانند تمام آن در کلاس درس خواهد گذشت یا بخشی از آن دوباره به خانه و صفحه تلفن همراه منتقل میشود. در این میان، مسئله فقط باز شدن یا نشدن مدارس در اول مهر نیست؛ مسئله این است که هزینه بلاتکلیفی، در نهایت از جیب چه کسی پرداخت میشود.