اختصاصی گروه اجتماعی /رها صدیق
گزارش عملکرد انجمن حمایت از حقوق کودکان در سال ۱۴۰۴، تصویری از مجموعهای از بحرانهاست که در زندگی کودکان به هم گره خوردهاند؛ از آزار جنسی و خشونت روانی تا اختلافات خانوادگی، نداشتن شناسنامه، فشار اقتصادی، آسیبهای فضای مجازی و تبعات جنگ. اما میان همه این موارد، یک مسئله بیشتر از بقیه خودنمایی میکند: بسیاری از حمایتها زمانی آغاز میشوند که آسیب اتفاق افتاده است. در پروندههای حقوقی انجمن، کودکآزاری جنسی یکی از پرتکرارترین موضوعات بوده است. پروندههایی که فقط به آزار در محیط خانواده محدود نمیشوند و مواردی از آزار توسط اشخاص ثالث و همچنین تهدید و استثمار جنسی در فضای مجازی را نیز شامل میشوند. اما بخش قابل توجهی از دشواری این پروندهها بعد از وقوع آزار آغاز میشود. در برخی موارد، مراجعه دیرهنگام به کلانتری، انجامنشدن معاینه پزشکی قانونی، شستوشوی لباسها یا از دست رفتن ساعات اولیه، روند اثبات جرم را دشوار کرده است. در طرف دیگر ماجرا نیز خانوادهای قرار دارد که ممکن است به دلیل هزینههای حقوقی، ترس از آبرو، فرسودگی روانی یا نداشتن وکیل متخصص، در میانه راه از پیگیری پرونده منصرف شود. به این ترتیب، مسئله فقط کودکآزاری نیست؛ مسئله، مسیری است که کودک و خانواده بعد از آشکارشدن آسیب باید طی کنند و در بسیاری از موارد، این مسیر همچنان پر از مانع است.
آمارهایی که فقط عدد نیستند
در «صدای یارا» نیز بخش دیگری از همین تصویر دیده میشود. این خط مشاوره در سال ۱۴۰۴، ۶۵۶ تماس دریافت کرده که ۷۹ درصد آنها از سوی مادران بوده است. سهم کودکان ۱۳ درصد و سهم پدران چهار درصد بوده و بقیه تماسها را نیز بستگان، معلمان و مربیان برقرار کردهاند. این آمار بیش از هر چیز نشان میدهد که مادران همچنان اصلیترین حلقه پیگیری مسائل کودکان در خانواده هستند. البته نمیتوان از این عدد نتیجه گرفت که مشکلات کودکان بیشتر بر دوش مادران است؛ آنچه با اطمینان بیشتری میتوان گفت این است که در بخش بزرگی از خانوادهها، مسئولیت پیدا کردن راهحل و گرفتن کمک همچنان بیشتر بر عهده مادران قرار دارد. مسائل مطرحشده در تماسها نیز دامنه وسیعی داشتهاند؛ از پرخاشگری، لجبازی و مشکلات مدرسه تا افسردگی، اضطراب جدایی، قلدری مجازی و نگرانی درباره حضور کودکان در فضای مجازی. این تنوع موضوعات یک نکته مهم دارد، اینکه مشکلات کودکان دیگر در یک فضای جدا از هم شکل نمیگیرند. مسئلهای که از مدرسه شروع میشود میتواند به خانه برسد و مشکلات خانوادگی نیز میتواند روی تحصیل و وضعیت روانی کودک اثر بگذارد.
تهران در صدر تماسها
حدود ۵۷ درصد تماسهای «صدای یارا» از تهران ثبت شده است. این عدد بهتنهایی نمیتواند به معنای بیشتر بودن آسیبهای کودکان در پایتخت باشد؛ جمعیت، دسترسی به خدمات و شناختهشدن این خط مشاوره هم در آن نقش دارند. با این حال، سهم بالای تهران در کنار یکی از مشکلاتی که خود انجمن به آن اشاره کرده، یعنی کمبود وکیل متخصص در برخی استانها، سؤال مهمی ایجاد میکند: کودکی که در خارج از تهران با یک بحران جدی روبهرو میشود، چقدر به خدمات تخصصی دسترسی دارد؟ مشکل حمایت از کودکان فقط کمبود خدمات نیست؛ مسئله، دسترسی نابرابر به همین خدمات نیز هست.
آزار روانی، آسیبی که بیشتر دیده میشود
در میان موارد کودکآزاری مطرحشده در تماسهای «صدای یارا»، آزار روحی و روانی با ۳۰ درصد در رتبه اول قرار داشته است. پس از آن غفلت با ۲۷ درصد و آزار آموزشی با ۱۷ درصد قرار گرفتهاند. سهم آزار جسمی نیز ۱۰ درصد بوده است. این آمار توجه را به نوعی از خشونت جلب میکند که همیشه نشانه بیرونی ندارد. تحقیر، تهدید و بیتوجهی عاطفی ممکن است مثل یک آسیب جسمی قابل مشاهده نباشد، اما برای کودک میتواند به همان اندازه جدی باشد. در عین حال، پایینتر بودن سهم آزار جنسی در تماسهای مشاورهای را نمیتوان به معنای پایین بودن میزان وقوع آن دانست. خود انجمن نیز آزار جنسی را یکی از پنهانترین انواع کودکآزاری معرفی کرده است. در موضوعاتی از این دست، آمار ثبتشده بیشتر از آنکه میزان واقعی آسیب را نشان دهد، تعداد مواردی را نشان میدهد که توانستهاند از مرحله پنهانماندن عبور کنند.
جنگ، حتی وقتی موضوع تماس جنگ نیست
از مجموع ۶۵۶ تماس «صدای یارا»، دو درصد در زمان جنگ ثبت شده است. اما اثر جنگ را نمیتوان فقط با همین دو درصد اندازه گرفت. گزارش انجمن از افزایش اضطراب و ترس، مشکلات خواب، احساس ناامنی، نگرانی درباره سلامت والدین و ترس از آینده خبر میدهد. کودکان خانوادههای نظامی نیز در روزهای ابتدایی جنگ با نگرانی بیشتری درباره سلامت والدین خود مواجه بودهاند. جنگ همچنین فشار اقتصادی و خانوادگی را بیشتر کرده است.
کاهش درآمد، افزایش تنش میان والدین، اختلال در تحصیل، تعطیلی مدارس و نگرانی درباره آینده آموزشی کودکان، بخش دیگری از پیامدهای گزارششده بوده است. در واقع، جنگ برای کودک فقط صدای انفجار یا خبرهای تلویزیونی نیست؛ میتواند به تغییر رفتار والدین، بیثباتی اقتصادی، اختلال در مدرسه و از بین رفتن احساس امنیت در خانه منجر شود.
شناسنامهای که نبودنش زندگی کودک را متوقف میکند
در بخش حقوقی، پروندههای مربوط به کودکان فاقد شناسنامه و کودکان دارای مادر ایرانی و پدر افغانستانی نیز ادامه داشته است. رد مرز و اخراج از کشور نیز از دیگر موضوعات مطرحشده بوده است. نبود مدارک هویتی برای کودک یک مشکل اداری ساده نیست. وقتی هویت حقوقی کودک با مشکل مواجه باشد، دسترسی او به مدرسه، خدمات درمانی و حمایتهای قانونی نیز میتواند مختل شود. به همین دلیل، پروندههای هویتی را باید بخشی از مسئله حمایت از کودک دانست، نه موضوعی جدا از آن.
به طورکلی گزارش سال ۱۴۰۴ انجمن، بیش از آنکه فقط درباره تعداد پروندهها و تماسها باشد، درباره شکاف میان «نیاز کودک» و «حمایتی» است که در عمل به او میرسد. اگر قرار باشد این آمار به چیزی بیشتر از یک گزارش سالانه تبدیل شود، نقطه شروع باید همینجا باشد: حمایت از کودک نباید بعد از وقوع بحران آغاز شود. کودک باید پیش از رسیدن آسیب به مرحلهای که به پرونده قضایی، ترک تحصیل یا بحران روانی تبدیل شود، امکان دیدهشدن و کمکگرفتن داشته باشد.این نسخه عمداً تیزتر، کوتاهجملهتر و خبریتر شده و تحلیل را جلوتر از بازگویی آمار آوردهام.