اختصاصی هموطن/ سید امیر موسوی
بیش از هزار روز در این مملکت، اینترنت به مثابه هوای تنفس هر رسانهای با شمشیر داموکلس حاکم جائر «قطع» بوده، اقسام فشارهای بیمبنا و مبتذل نهادهای امنیتی، نفس هر رسانه مستقلی را بریده، صبح به شب رساندن و شب به صبح رساندن برای هر رسانهای به یک کلاف سردرگم بدل شده و تنگناهای اقتصادی، بسیاری از رسانهها را به تعدیل گسترده نیرو یا تعطیلی و تعلیق وا داشته. تبلیغات و آگهیهای دولتی، منحصر یک سری شبهرسانه حکومتی بوده و شمار آگهیهای بنگاههای مستقل درگیر مصائب اقتصادی به دلیل عدم صرفه مالی به شدت کاهش یافته است.
اما در همین وانفسا و همین نابازی است که اکثریت بسیار بالای رسانهها و اهالی این قبیله تصمیم گرفتهاند تا در سمت درست ساحت شرافت ایستاده و یک لقمه نان را با هر درآمدزایی و معاش مبتذل و سخیفی تاخت نزنند.
در چنین تندبادی، همچنان ایستادن، همچنان سرپا ماندن و همچنان تن به هر وضعیت کثیفی ندادن است که عیار شرافت هر فعال رسانهای یا رسانه مستقلی را محک زده و مشخص میکند که اگر رسانهای در چنین بلبشویی زنده مانده، نانش را از کدام تنور به بیرون کشیده و آیا به شرافتش وفادار مانده یا خیر.
در همین وضع اما، هستند رسانههایی که به مانند یک غده سرطانی، درگیر اقسام فقدان هنر مدیریت و ناکارآمدی و پلشتی هستند. رسانههایی که تحریریهشان به همین منوال و با همین دست فرمان، روز به روز و رفته رفته خلوت و خلوتتر شده و صدای هر گویندهای در درون دالان خالی آن میپیچد. هستند معدود رسانههایی که با پیدا شدن سر و کله بابک زنجانی و کسب و کارهای دومینووار و سریالیاش به تریبون و بلندگوی پروپاگاندای او بدل شده و عملا شرافت و وفاداری به مردم را به آرشیو خاطرات سپردهاند.
هستند رسانههایی که به میکروفن تبلیغ بنگاههای مفسدانی چون علی انصاری بدل شده و کسب یک لقمه حلال را به هر قیمت گزافی با چنین رویکرد و مشی نامبارکی، عوض کردهاند. الحمدلله! که پولشان هم از پارو بالا رفته و روز به روز بر رپورتاژ آگهیهایشان افزوده میشود و صد البته در این بین، جیب مشتی دلال و کارچاقکن کت و شلوارپوش را پر میکنند.
اما باز جای شکرش باقی است که ما به رغم همه مصائب و مرارتها، سر از رانندگی پارهوقت در تاکسیهای اینترنتی درآوردیم، به کسب و کارهای خرد و فروش مشتی خرت و پرت در کنار شغلمان تن دادیم، با وام و قرض و قوله، صورتمان را با سیلی سرخ نگه داشتیم، از فشارهای مختلف هر بیسروپایی در نهادهای امنیتی سربلند بیرون آمده و «آدم» کسی نشدیم و شبها سر خسته بر بالین گذاشتیم اما به تریبون و بلندگوی هر مفسد و مال مردم خور و عنصر رانتی در مملکت بدل نشدیم و تن به هر ابتذالی نسپردیم. باشد که عاقبت همه ما در قبیله رسانه بخیر باشد و همینقدر نزد خودمان و در برابر آینه، سربلند باشیم، سربلند بمانیم…