خانه سیاست آقای نماینده! اشک تمساح شما به ریش باور ما خندیده!

به جای مانده از اظهارات اخیر نقدعلی، نماینده اقلیت مجلس اقلیت؛

آقای نماینده! اشک تمساح شما به ریش باور ما خندیده!

چندی پیش، یکی از آشنایان، مستقیما روایت یکی از بیمارانش را نقل کرد و از همان زمان تا همین حالا که این کلمات را به نظاره نشسته‌اید، لحظه‌ای تشویش از سرم، سایه کم نکرده. می‌گفت که یکی از بیمارانش که پدر دو فرزند 14 و 17 ساله بوده، پس از مدتی التهاب گوارشی به پزشک مراجعه و در پیگیری‌های تخصصی بعدی، متوجه ابتلای خود به سرطان معده می‌شود.

اختصاصی هم‌وطن/ سید امیر موسوی 

چندی پیش، یکی از آشنایان، مستقیما روایت یکی از بیمارانش را نقل کرد و از همان زمان تا همین حالا که این کلمات را به نظاره نشسته‌اید، لحظه‌ای تشویش از سرم، سایه کم نکرده. می‌گفت که یکی از بیمارانش که پدر دو فرزند 14 و 17 ساله بوده، پس از مدتی التهاب گوارشی به پزشک مراجعه و در پیگیری‌های تخصصی بعدی، متوجه ابتلای خود به سرطان معده می‌شود. این بیمار پس از دو جلسه شیمی‌درمانی به واسطه فقر شدید و تنگناهای مالی به محض خبردار شدن از هزینه سنگین درمان، روند درمانی را بدون اطلاع پزشک و خانواده، رها کرده و بعد از مدتی خبر مرگش از طریق یکی دیگر از بیماران به گوش پزشک می‌رسد. 

این، تنها و تنها یکی از کثیر موارد قتل عام شریف‌ترین و محجوب‌ترین مردم با چنگال فقر و تنگنای اقتصادی است که نظام مستقر، آن را برای شهروندان این جامعه دست و پا کرده و خم به ابرو نمی‌آورد. 

حالا فکر می‌کنید در چنین وانفسای انسان‌کاهی، یک نماینده اقلیت در مجلس اقلیت، افاضه‌ای کرده که دود از سر هر شنونده‌ای به هوا بلند می‌کند. محمدتقی نقدعلی، نماینده خمینی‌شهر در مجلس اقلیت در اظهاراتی، عنوان کرده؛ «وضعیت برهنگی و فحشای علنی در جامعه می‌بینید که چه شکلی است. آقای سلیمی به من گفت به هر جلسه‌ای می‌رود، بعد که به خانه می‌آید گریه می‌کند. روز قیامت ما پاسخی نداریم که بدهیم، به خدا اسرائیل و آمریکا نمی‌توانند ما را از بین ببرند ولی این قرعه‌ به جان فرهنگ دینی ما افتاده و برهنگی را به شکل فجیع و گسترده در جامعه گسترش می‌دهد.»

همینقدر مشمئزکننده، همینقدر سخیف و همینقدر به دور از واقعیات جامعه. این فرد به ظاهر نماینده که نام او، پیشتر نیز با اظهاراتی شاذی چون؛ مبارک خواندن اعدام محسن شکاری، مدعی تحت‌الشعاع قرار گرفتن عبادت مردم با تعطیلی روزهای شنبه و تعابیر مشعشعی از این دست بر سر زبان‌ها افتاده بود در حالی مدعی اشک ریختن برای وضعیت حجاب در جامعه شده که ظاهرا برای دیدن این حجم از فقر، گرسنگی افسارگسیخته، بیکاری گسترده، سقوط طبقه متوسط و مصائب ایرانسوز دیگری از این دسته، بینایی خود را از دست داده، اشک ریختنش؛ پیشکش! 

مراد نگارنده در این جا، نه اشک تمساح نقدعلی برای به زعم او، بی‌حجابی که یادآوری سقوط آزاد نظامی است که نمایندگان پارلمان انتصابی آن، اینگونه با دور شدن از بطن جامعه در آکواریومی خودساخته زیست کرده و چنین درهای کسب هر گونه مشروعیت را برای ساختار سیاسی کنونی در ایران، سه قفله می‌کنند. 

حالا شاید راحت‌تر بشود فهم کرد که چگونه اکثریت مطلق جامعه-به گواه مشاهدات میدانی در بیش از یکصد روز گذشته-با خیابان نوردی امثال نقدعلی و تیپیکال‌هایی نظیر او به بهانه دفاع از وطن همراه نشده و با نفرت به وطن‌دوستان مناسبتی نگاه می‌کنند. طبقه‌ای که نقدعلی نمایندگی‌اش می‌کند؛ ظاهرا، نه درد معیشت دارد، نه بیم معاش و نه هیچ دغدغه‌ای از حیث زیست شرافتمندانه و مستقل. 

طیف رانتی که هرباره دغدغه چند تار موی دختران و زنان این سرزمین را داشته و برای نمایان شدن آن اشک می‌ریزد اما برای قتل عام هزاران هزار جوان رعنا، رشید و سروقامت ایران، آخ هم نمی‌گوید. طیفی که برای تعطیل نشدن شنبه‌ها به بهانه ارتقای سطح عبادت خود! کل می‌کشد اما، هیچ دلشوره‌ای بابت وضعیت آینده 250 هزار جوان بیکار شده ثبت نام کننده در پروسه بیمه بیکاری ندارد. طیفی که صف طویل بیماران را در هلال احمر، سیزده آبان و بیست و نه فروردین نمی‌بیند اما، کراپ پوشیدن دختران مردم به دغدغه نخست‌اش بدل می‌شود. طبقه‌ رانتی که گروگان شدن شرافت و غرور مردان و سرپرستان خانوار در این سرزمین را به واسطه سومدیریت و بلاهت و سفاهت مدیران نظام ناکارآمد حاکم نمی‌بیند اما، خدا نکند خبری بشنود از اینکه چند دختر و پسر جوان برای میتینگی، چیزی در یک گوشه‎‌ای از شهر گرد هم جمع خواهند شد! 

طیفی که هیچ دغدغه‌ای برای نابودی جامعه‌ای که کمرش هر روز با اخباری چون؛ جنگ شد، دستگیر شد، اعدام شد، سانسور شد، توقیف شد، پلمپ شد، لغو شد، فیلتر شد، گران شد و بسیاری «شد» دیگر نداشته و ظاهرا خط قرمزش، هر چیزی است، جز آلام و مصائب جامعه!

آری، پادشاه نظامی که نقدعلی و نقدعلی‌ها مدعی نمایندگی‌اش هستند، اینچنین لخت و عور شده و بنیان‌های مشروعیتش چنان از میان رفته که در میان قاطبه جامعه امروز ایران-به گواه آمار رسمی مراجع معتبر افکارسنجی-بر سر نخواستنش دعواست. جامعه‌ای که چنان به نظام کنونی بی‌باور شده که خریداری برای اشک تمساح آقای نماینده و هم‌پالگی‌هایش حتی به تومنی سنار در بازار وجدان مردم نیست که نیست!

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن