خانه سیاست جبهه‌های جنوب، چشم‌انتظار حضور چریک‌های خانه‌نشین!

کارزار درخواست اعزام تندروها به مناطق جنوب در آستانه ۱۷۰ هزار امضا؛

جبهه‌های جنوب، چشم‌انتظار حضور چریک‌های خانه‌نشین!

هیچ جنبنده‌ای از عطاب و خطاب‌شان در امان نیست. می‌برند، می‌دوزند و خط و نشان می‌کشند و هیچ کس هم نیست به اسب‌شان بگوید؛ یابو! حکایت طیف اقلیت تندرو در سپهر سیاست در ایران در طول چند دهه گذشته با فراز و فرود نسبی، همین روند را به همراه داشته و هر بار و در هر بزنگاهی به منافع ملی ایران و ایرانیان، چوب حراج زده است. 

اختصاصی هم‌وطن/ سید امیر موسوی 

هیچ جنبنده‌ای از عطاب و خطاب‌شان در امان نیست. می‌برند، می‌دوزند و خط و نشان می‌کشند و هیچ کس هم نیست به اسب‌شان بگوید؛ یابو! حکایت طیف اقلیت تندرو در سپهر سیاست در ایران در طول چند دهه گذشته با فراز و فرود نسبی، همین روند را به همراه داشته و هر بار و در هر بزنگاهی به منافع ملی ایران و ایرانیان، چوب حراج زده است. 

حالا اما در بحبوحه آتش‌بسی که نامش هرچه باشد، آتش‌بس نیست؛ باز همین قماش در حاشیه امن مطلق، میدان‌دار عرصه سیاست داخلی و خارجی مملکت شده‌اند. در هر میدان و کوچه و خیابانی که فکرش را بکنید، موکب رجزخوانی‌شان برپاست. مشتی مداح‌نما با صداهای نتراشیده و نخراشیده، یک بلندگو به قواره یخچالی بزرگ زده‌اند پشت وانت و کیلومترها اینورتر از خط آتش جنوب در حالی فریاد انتقام، انتقام هستند! 

بزرگ‌ترهای‌شان هم زیر اسپلیت‌های بزرگ مقیاس کرده‌ای، چمباتمه زده‌اند روی صندلی سناتوری چرخ‌دار و در قامت نماینده مجلس، عضو شورای مرکزی جبهه پایداری، نماینده نزدیک به فلان طیف و بهمان دسته سیاسی در حال تجویز اقسام نسخ برای جنگ گسترده‌ای دیگر برای ملتی هستند که در منتهاالیه شرافت، برای تامین بدیهی‌ترین نیازهای خود می‌جنگد! 

انتقام رهبر شهید، اسم رمز این جماعت است و هربار، بی‌آنکه از نقطه کانونی امن خود، سانتیمتری فاصله بگیرند، یک روز نسخه حمله به کاخ سفید را می‌پیچند و فردا، فریاد ترور ترامپ و دیگر سران واشنگتن و تل‌آویو را سر می‌دهند.(اگر در همین یک رقم هم، بخاری از آن‌ها گرم می‌شد، دست کم دل مخاطب نظاره‌گر به این میزان نمی‌سوخت!)

به عنوان نمونه؛ سعید جلیلی که در تمام روزهای جنگ دوازده روزه و جنگ چهل روزه، سوراخ موش را دانه‌ای هزار تومان می‌خرید و صدا از دیوار در می‌آمد و از او نه؛ اخیرا در افاضه‌ای با اشاره به مسئله انتقام مرگ علی خامنه‌ای، گفته؛ «بزرگ‌ترین دارایی ملت ما، رهبری عزیزش بود. بزرگ‌ترین حق ملت ما، دفاع از این جایگاه با تحقق انتقام است. مسئولان وظیفه دارند پیگیری تحقق این حق را انجام دهند.»

البته به این هم بسنده نکرده و در سخنانی مبهم، تاکید داشته؛  «اگر امروز ملت ما به ‌موقع انتقام بگیرد، بزرگ‌ترین خدمت را به حقوق بین‌الملل کرده است. انتقام باید به شکلی باشد که مردم از آن راضی باشند.»

رئیس دولت سایه که منبع مالی فعالیت آن، هیچگاه بر کسی روشن نشده، البته مشخص نکرده که مرادش از «مردم» چه کسانی است و سنگ محکش برای جا زدن این ادعا به نام ایرانیان، کدام افکارسنجی و زبانم لال؛ رفراندوم بوده است! 

یا مثلا سید محمد مهدی میرباقری، تئورسین فکری جبهه پایداری که نامش پس از محمد تقی مصباح یزدی بیشتر بر سر زبان‌ها افتاده؛ نسخه‌ای در این باره پیچیده و تصریح کرده؛ «اگر از قصاص عاملان جنایت صرف‌نظر شود، امنیت و حیات جامعه آسیب می‌بیند». 

البته اینکه امنیت و حیات جامعه مدذهن میرباقری با این میزان از فقر کمرشکن، آمار بالای اعتیاد، طلاق، تن فروشی، انواع بزه و اجتماعی در بحبوحه فروپاشی و انحطاط، آسیب ندیده و قرار است با نگرفتن انتقام خامنه‌ای، آسیب ببیند نیز به نوعی موید نوع نگاه همین جماعت به مناسبات اجتماعی و سیاسی است. 

به عنوان نمونه‌ای دیگر؛ علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در سخنانی با رد هر گونه توافق با واشنگتن به اصل مذاکره تاخته و گفته؛ «وقتی می‌گوییم مذاکره نه، انواع ارسال پیام باید متوقف شود و الان هم متوقف شده و این تصمیم کلان جمهوری اسلامی است.»

نماینده چهاردرصدی که البته روشن نکرده، بدیلش برای مذاکره نه؛ دقیقا چیست؟ اگر جنگ است، تبعات و پیامدهای آن بر دوش او و هم‌پالگی‌هایش خواهد بود یا مردم مظلوم، محروم و محجور ایران؟ یا اینکه اصلا، فارغ از مسئله مهم تبعات جنگ، ترک مذاکره و روی آوردن به تخاصم تا کی و کجا ادامه یافته و حد یقف آن چه خواهد بود؟ دقیقا باید چه اتفاقی بیفتد که جناب خضریان به این نتیجه برسد که خب! جنگ بس است، مذاکره، بلی؟!

یا باز به عنوان نمونه، مرتضی آقاتهرانی، دیگر نماینده چهاردرصدی مجلس اقلیت هم در سخنان شاذی، تصریح کرده؛ « شعارهای مردمی امروز انتقام انتقام انتقام بود، و پرچم‌ها همه قرمز رنگ انتقامی بود، و پلاکاردها «لبیک یا خامنه‌ای»، و یا واژه‌های عربی «یا لثارات الحسین» و «یا لثارات الخامنه‌ای» و به انگلیسی «revenge» بود. نباید رهبران کفر را لحظه‌ای مجال داد. حال که امام نور زده شده باید امام نار نیز زده شود. از ملّت مبعوث که فهم درستی از واقعیت‌ها دارند سپاس فراوان.»

دارنده گرین کارت آمریکا که البته، ضمیمه این سخنان، اشاره نکرده که امام نار مدنظر او را چه کسی، از جیب چه کسانی و چگونه باید بزند؟ ملت مبعوث؟ شخص خود شیخ؟ فاکتور تبعاتش را چه کسانی بناست بحسام: پردازند؟ 

در جای دیگری، رحیم‌پور ازغدی، عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی، افاضه کرده؛ «ترورها ادامه پیدا خواهد کرد، تحریم‌ها تا آنجایی که بتوانند افزایش می‌دهند و اغتشاش‌های داخلی را دوباره برنامه‌ریزی خواهند کرد؛ اگر ما با این‌ها نجنگیم و اگر تلاش نکنیم رهبرانشان را در آمریکا بزنیم.»

وی ادامه داده: «یعنی اگر بخواهید صلح و امنیت بماند و تضمین شود، باید بزنیم، باید بجنگیم و بزنیم. احساس نکنیم که این یک احساس شخصی است. مسئله، عزت و ذلت و مرگ و حیات امت اسلام، بلکه خود اسلام است.»

البته، بی‌آنکه بخواهد، پرده از آتش بازی‌های یکباره و شبانه تندروها و چرایی دمیدن هرباره‌شان بر آتش جنگ، پرده برداشته! اگر جنگ نشود، باز مردم به خیابان خواهند ریخت و اگر بخواهند، صلح و امنیت-بخوانید؛ بقای نظام-بماند، باید مملکت مدام در حال جنگ باشد و اگر وضعیت، مثل حالا، جنگ نیم بند و در نقاط زیادی، نه جنگ، نه صلح بود که چه بهتر! 

یا مثلا حمید رسایی! همین نماینده سابقا ردصلاحیت شده و چهاردرصدی فعلی مجلس اقلیت که در واکنش به دعوت فیاض زاهد به توافق با آمریکا، تاکید کرده؛ «مردم، دهان نجسی که از رهبری خواسته تا خصومت شخصی را کنار بگذارد و موضوع انتقام را پیگیری نکند، ادب می‌کنند. ما علاوه بر ترامپ از شما منافقین داخلی هم انتقام می‌گیریم و اجازه نمی‌دهیم به صندلی‌های قدرت بازگردید.»

باز او هم به مانند دیگر هم قطارانش، نگفته منظورش از «مردم» کدام مردم است؟ ملت مبعوث؟ آن ۳۰ میلیون نفر جانفدا که شبانه روز، فوج فوج در حال اعزام به جنوب برای دفاع از کیان کشورند؟ یا همین جماعتی که بدون هیچ تروریست، تیر خلاص، گلوله ساچمه‌ای، رگبار و شلیک کوری، هر شب در حال موکب گردی و پرچم‌گردانی و القصه، جنگ بازی هستند؟ 

نمونه آخر؛ علی اکبر رائفی‌پور است! دانش آموخته مقطع کاردانی که درباره زمین و زمان و هرچه به فکرتان برسد و نرسد، اظهار نظر می‌کند و الحمدلله، بازارش هم سنگین، سکه است! همین استاد اخیرا در کانال ایتای خود نوشته؛ « ای مردم مبعوث شده! شعارتان انتقام باشد. این مراسم را به بزرگترین تجمع خونخواهان جهان تبدیل کنید. ما از امام کشی بسادگی نخواهیم گذشت. ما فراموش نخواهیم کرد.»

فارغ از غلط‌های املایی و نگارشی که در همین چند خط در افاضه استاد به چشم می‌خورد، سوال در اینجاست که او، شخصا چقدر حاضر است برای ادعای خود، هزینه بدهد؟ اگر ماموریت انتقام به او سپرده شد، مثلا حاضر است تا لب مرز برود و تیری به سمت دشمن در کند و در گرمای ۶۰ درجه و رطوبت ۷۰ درصد جنوب، بدون آب و برق، یک هفته سر کند؟ 

همه این اباطیل و اراجیف که خواندید، البته جان افکار عمومی را هم لب رسانده! مردمی که هر بار به تلخی شاهد آن بوده‌اند که این دست زیاده‌گویی‌های پا در توهم و خیال این جماعت، چطور چوب حراج بر منافع ملی مملکت زده و این نگاه ایرانسوز، چطور چند نسل از مردمان این سرزمین را به خاک سیاه نشانده‌ است. 

همین حالا که این مرقومه را می‌خوانید، کارزار «درخواست حضور اعضای جبهه پایداری به مناطق جنوب کشور(مناطق جنگی) علی‌الخصوص سیریک و بندر عباس» از یکصد و شصت و هفت هزار امضا عبور کرده و شما بگویید؛ یک خط جوابی، حرفی، اهنی از سوی این مدعیان نمایندگی مردم! اگر شما شنیدید، ما هم! 

در متن این کارزار آمده؛ 

«احتراما به استحضار می‌رساند مناطق جنوبی کشور به‌ویژه شهرستان سیریک و شهر بندرعباس در معرض تهدیدات مستقیم و شبانه‌روزی ناشی از تجاوزهای خارجی قرار دارند و ساکنین این مناطق، اعم از مردم شریف، فرماندهان نظامی و سربازان، همواره با نگرانی از آسیب‌های ناشی از حملات احتمالی و تهدید زیرساخت‌های حیاتی مانند برق مواجه هستند.

با عنایت به اظهارات برخی از اعضای محترم حزب پایداری مبنی بر ضرورت حضور در وضعیت جنگ و همچنین نبود تجربه کافی از شرایط دشوار اقلیمی و امنیتی جنوب کشور، تقاضا می‌شود اعضای این حزب به منظور درک بیشتر واقعیت‌های موجود، از نزدیک در مناطق جنوبی به‌ویژه سیریک و بندرعباس حضور یابند و با مسائل و دغدغه‌های مردم و نیروهای مستقر آشنا شوند. این اقدام می‌تواند موجب همدلی، حمایت مؤثرتر و اتخاذ تصمیمات واقع‌بینانه‌تر در سطح ملی گردد.

ما امضاکنندگان این کارزار خواستار توجه جدی مسئولان و حضور میدانی اعضای محترم حزب پایداری در مناطق جنوبی کشور و پرهیز از هرگونه تصمیم غیر کارشناسی که می‌تواند به ضرر جان و مال مردم منجر شود، هستیم.»

حالا باید به نظاره نشست و دید که این فریاد انتقام و جنگ‌خواهی تا کجا بدون هزینه از سوی این قماش تداوم یافته و آیا سرانجام، نوبت به پرداخت هزینه این لات‌بازی در کوچه خلوت از سوی این جماعت می‌رسد یا خیر!

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن