خانه سیاست جبیرهای سرگردان جنوب، استعاره‌ای از مرثیه این روزهای وطن

وقتی در جنگ‌پارتی‌های شبانه، تنها این پرچم حزب الله لبنان است که در هوا می‌رقصد!

جبیرهای سرگردان جنوب، استعاره‌ای از مرثیه این روزهای وطن

دوستی نوشته بود؛ «جبیرها و طوطی‌های خارک خیلی‌هاشان در طول جنگ ۱۲ روزه سکته کردند از صدای بمباران و ترس... تعدادی هم به سمت جاده‌ها می‌دویدند که به آدم‌ها برسند و ماشین می‌زدتشان.

اختصاصی هم‌وطن/ سید امیر موسوی

دوستی نوشته بود؛ «جبیرها و طوطی‌های خارک خیلی‌هاشان در طول جنگ ۱۲ روزه سکته کردند از صدای بمباران و ترس… تعدادی هم به سمت جاده‌ها می‌دویدند که به آدم‌ها برسند و ماشین می‌زدتشان. حالا مدت‌هاست شرکت فلات قاره در تمام مناطق جزایر نفتی محیط‌ بانان را موظف کرده شبانه روز نزدیک محل تجمعشان باشند و برایشان محدوده محافظت شده درست کرده در کمترین مواجهه با جاده‌ها چون جبیرها وقتی می‌ترسند به سمت جاهایی می‌دوند که آدم‌ها هستند..» بعد هم این طور توضیح داد که جبیرهای، زیباترین آهوهای بومی در ایران هستند و اغلب در مناطقی از جنوب زندگی می‌کنند. بسیاری از این حیوانات در پی حملات اخیر به جنوب کشور دچار سرگردانی از زیست بوم خود شده و بسیاری نیز جان خود را از دست داده‌اند.
این مقدمه را ننوشتم که به یک مسئله محیط زیستی-البته در جای خود، بسیار مهم-اشاره کنم، بلکه مرادم از آنچه گفتم، یک استعاره است. استعاره‌ای از جنگ و جنوب که گویی نام‌شان با هم درآمیخته. استعاره‌ای از سرگردانی که گویی، نامش با اهالی ستمدیده این خطه عجیبن شده. استعاره‌ای از محجوریت و محرومیت در بستر زرخیزترین نقاط این کهن سرزمین. جنوب ایران اما این روزها، نامش با سرگردانی و استیصالی مشابه آهوانش گره خورده. هر بار که سری به فضای مجازی می‌زنید یا گذرتان به پایگاه‌های خبری و رسانه‌ای می‌خورد؛ خبرها به تلخی از قرارگرفتن جای جای جنوب کشور زیر سنگین‌ترین حملات بیگانه حکایت دارد. «هم‌اکنون، صدای انفجار شدید در اهواز»، «هم‌اکنون، حملات موشکی آمریکا به سیریک و بندرعباس»، «صدای انفجار مهیب در چابهار» و کرور کرور اخبار تلخی از این دست.
همه این احوال، تازه در حالی در کشاکش وقوع است که همین امروز، جنوب کشور، یکی از گرم‌ترین روزهای خود در طول سال را تجربه کرده و به عنوان نمونه؛ بررسی جدیدترین داده‌های پایگاه بین‌المللی پایش هواشناسی (Eldorado Weather) نشان می‌دهد که در ۲۴ ساعت گذشته، از میان ۱۰ شهر گرم جهان، ۶ شهر متعلق به استان خوزستان بوده‌اند. این تمرکز شدید دمایی در یک استان، نشان‌دهنده استقرار یک ابرتوده هوای بسیار گرم و فراتر از طاقت در پهنه خوزستان است.
حالا فرض کنید در این وضع، خانه و کاشانه مردمان ستمدیده این خطه، زیر سنگین‌ترین حملات موشکی از سوی دشمن بیرونی است-که البته حضرات به شکلی صورتی؛ نامش را برخورد پرتابه با این طرف و آن طرف منطقه گذاشته‌اند!-فقری نهادینه و ریشه دوانیده، دودستی یقه مردم را چسبیده و ول کن نیست، وضعیت آب جنوب را هم که لابد همگی بهتر از نگارنده می‌دانید، آن وقت در چنین گرمایی، برق هم که می‌رود، وضعیت، خودش صحرای کربلاست!
حالا اما در این وضعیت، اگر چند روزی از اخبار و تحولات منطقه‌ای به دور بوده باشید، لابد تصور خواهید کرد که مقامات تهران که در ماجرای حملات اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت و بالکل؛ جنوب لبنان، پیش شرط توافق خود با واشنگتن را توقف این حملات عنوان کرده و حتی به قیمت ادامه یافتن جنگی ایرانسوز از آن عقب نشینی نکردند، حالا لابد، سنگین ترین واکنش‌ها را به دشمن متجاوز نشان داده‌اند که هم او ادب شود و هم این واکنش سنگین و گسترده، اسباب عبرت برای سایرینی باشد که بخواهند، نگاه کردن با چشم چپ به جنوب یا هر کجای این سرزمین را از مخیله خود عبور دهند؟!
زهی خیال باطل! از قضا مایلم به عرض‌تان برسانم که همان‌ها که پرچم حزب‌الله را در کوچه و میدان و خیابان توی چشم عابرین فرو می‌کردند که یادتان نرود که لبنان در کنار ایران ایستاد! و برای قبول سرپرستی خانواده‌های جنگزده لبنانی، عدد ۲ را به پیش شماره ۳۰۰۰ فلان ارسال می‌کردند، همان قماشی که بنرهای عریض و طویل حمایت از لبنان را از جیب بیت‌المال در این طرف و آن طرف مملکت آویزان می‌کردند، همان جماعتی که ایرانی‌ترین رهبرشان! در طول بیش از سه دهه یکه تازی در قدرت مطلقه، هرچه توانست از تن شرحه شرحه میهن زد و قماش هواخواهش را در لبنان و سوریه و این سمت و آن سو با نام رمز مقاومت، فربه کرد، حالا که چند روزی است؛ خواب شب در مناطق جنوبی ایران، زیر سنگین‌ترین حملات دشمن بر مردمان مظلوم و محروم میهن حرام شده، حالا که بی‌برقی، فقر، بی‌آبی، گرمای آدمسوز و هزار پیامد بی‌تدبیری، حسرت یک زندگی معمولی را بر دل هموطنان مظلوم‌مان در این نوار جنوبی گذاشته، صدا از دیوار و در و همان موشک صورتی میدان ولیعصر تهران در می‌آید و از این جماعت بی‎‌وطن، نه!

همان‌ها که با عنوان میناب ۶۸ به مذاکرات رفته و در اعتراض به حملات صورت گرفته به جنوب لبنان، مذاکره با آمریکا را درجا ترک می‌کردند، همان‌ها که هرگونه توافق و آتش بس را به توقف حملات به لبنان شرطی کرده بودند، حالا نه رگ گردن‌شان باد می‌کند و نه اقدام عاجلی برای نجات مردم جنگزده در جنوب از حملات مستمر و بی‌قفه شبانه دشمن متجاوز دارند.
روزنامه کیهان که تا همین دیروز، تیتر می‌زد؛ «اهمیت آتش‌بس در لبنان به اندازه تنگه هرمز است»! امروز چنان روی از جنوب این مملکت برگرفته که گویی، نه خانی آمده و نه خانی رفته است! توقف حملات به جنوب این میهن رنجور و زخمی، نه پیش شرط مذاکراتی است و نه واجد کوچکترین پاسخ درخوری به دشمن متجاوز! اما تا دلتان بخواهد، همچنان در جنگ‌پارتی‌های شبانه، این پرچم حزب الله لبنان است که در هوا می‌رقصد و تنها صدای طنین انداز شده در فضا، فقط انتقام خامنه‌ای دوم است و بس!

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن