اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی
سخنان جدید سیدعلی خمینی، نوه رهبر نخست جمهوری اسلامی در حالی توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده که مواضعی از این دست از چهرهای چون او، مسبوق یه سابقه است.
نوه تازه جوان شده آیتالله خمینی، اخیرا در اظهاراتی در آئین ختم خامنهای دوم، باز دست به اتخاذ مواضعش به سیاق گذشته زده و ضمن حمایت تمام قد از طیف رادیکال و افراطی که یک روز با «نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا» در امنیت کامل، خیابان غرق میکند و یک روز با سنگ و کلوخ به سراغ وزیر خارجه دولت پزشکیان میرود، افاضه کرده؛ «نمیشود که در بزنگاهها و زمانی که مشتهای کثیف دشمنان به دنبال از بین بردن جمهوری اسلامی است به مردم تکیه کنیم و آنها در خیابان بیایند و تمام طرحهای دشمنان را از بین ببرند و وقتی آبها از آسیاب افتاد بگوییم اینها تندرو هستند اینها افراطی هستند! نخیر اینها همانهایی بودند که کشور شما را حفظ کردند همان هایی بودند که ناموس شما را حفظ کردند.»
مردمی که او از آنها سخن میگوید، دقیقا چگونه در خیابان، طرحهای دشمن را از بین بردهاند؟ بیش از یکصد روز مزاحمت خیابانی برای خلق الله با اقسام شعارهای تفرقهافکنانه و «مرگ بر وطنفروش خائن» گفتن به دیگر شهروندان این جامعه، چگونه نامش از بین بردن طرحهای دشمن بوده؟ در قاموس فکری خمینی تازه جوان، «مردم» فقط همینهایی هستند که او از آنها دفاع میکند؟
از نگاه جناب حجهالاسلام-که ظاهرا فاصلهای با آیتاللهالعظمی شدن یک شبهاش نمانده-افراطیونی که همین چندی پیش از دیوار اقسام سفارات خارجه بالا رفته و میلیون، میلیون دلار تاوان به حساب بیتالمال خسارت فاکتور میکردند، چگونه ناموس مردم را با یکصد شب خیابان گردی و عیش و نوش و انواع شامورتی بازی به نام دین و وطن حفظ کردهاند؟ جناب والازاده، احیانا درباره آمار تن فروشی در شهرهای مذهبی و دیگر بلاد مملکت که به دلیل ناکارآمدی و فقر نهادینه در جامعه به واسطه مسئولین تحت حمایت او دیگر به امری عادی بدل شده، فرمایشی ندارد؟ لابد داشته و ما خبر نداریم!
او که به تازگی زبان به سخنوری و بلبلزبانی گشوده و تندترین دستهجات ایرانسوز در این مملکت برایش کرور کرور اکلیل میریزند، نظری درباره شاخص تاریخی فلاکت در ایران امروز ندارد؟ چطور است که از نگاه او و امثالش، حفظ ناموس و کرامت انسانی، تنها در یک طیف محدود و اقلیت تعریف شده و گویی که در مواجهه با مصائب و موانع زیست شرافتمندانه اکثریت جامعه، هم لال میشوند و هم کور و هم کر؟
جناب خمینی جوان، همینطور در افاضاتی دیگر، فرمایش داشته؛ «هرکس بخواهد مذاکره کند برای اینکه به صلح با آمریکا برسد، خائن است. هرکس پیام دوستی به آمریکا بفرستد، دهانش خبیث و نجس است. مشکل ما با آمریکا امروز و دیروزی نیست. مشکل ما از کودتایی که کردند شروع شد اما در اتفاق اخیر ما با آمریکا پدرکشتگی پیدا کردیم.»
خب! بسیار هم عالی! ما این فرمایش و این افاضه را از عالیجناب بپذیریم یا فرمایشات دهم خرداد سال گذشتهاش را که اتفاقا در باب همین مذاکره، گفته بود؛ «ما امروز اگر با امریکا مذاکره میکنیم، آن را جلوهای دیگر از جهاد برای احقاق حقوق ملت و تلاش برای رفع ظلم می دانیم. بنابر این ما مذاکره کنندگانمان را جهادگران عرصه ی دیپلماسی می نامیم نه مذاکره کنندگان برای رسیدن به صلح با استکبار!»؟
بالاخره از نگاه خمینی تازه جوان، مذاکره با آمریکا؛ جلوهای دیگر از جهاد برای احقاق حقوق ملت و تلاش برای رفع ظلم است یا آنگونه که اخیرا فرموده؛ خیانت؟ بالاخره مذاکرهکنندگان مملکت با آمریکا، جهادگران عرصه دیپلماسی هستند یا خائنینی که دهانشان خبیث و نجس است؟ در زمان «جهاد برای احقاق حقوق ملت» خواندن مذاکره از سوی او، کودتای سیاه آمریکایی در این مملکت رخ نداده بود یا استاد به یکباره به یادش افتادند؟
شاید جای آن باشد که در پایان این نگاره، سخن علی خمینی در نجف را به یادش بیاوریم؛ آن جا که گفته بود؛ « تا وقتی که قلبها دگرگون نشود و در مسیر قرار نگیرد، شما نمیتوانید خیابانها را فتح کنید.»
بله آقای خمینی تازه جوان! تا وقتی قلبها دگرگون نشود، نمیتوانید خیابانها را فتح کنید. اسم این شامورتی و نمایشهای مبتذل شبانه که از یکصد روز گذشته تا به امروز در خیابانهای این مملکت توسط نزدیکان طیف فکری امثال شما برپا شده، اسمش، سواستفاده و نحوی از چپاول بیتالمال است، نه فتح خیابان! خروجیاش هم، هرچه باشد، حفظ ناموس وطن نیست، فربه شدن طیف رادیکال و نورچشمی این جامعه در کنار محرومیت، محجوریت و مظلومیت روزافزون اکثریت مردم و تعمیق بیش از پیش شکاف در درون اجتماع ایران امروز است!