اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارج، اخیرا در اظهاراتی گفته؛ «در رابطه با اموال آزادشده ایران، هر طور که به صرفه و صلاح کشور باشد، تصمیم میگیریم. در رابطه با خرید کالا، وزارت کشاورزی ما و سایر بخشهایی که متولی امر هستند، هر آنطور که تشخیص بدهند، هم بر اساس قیمت و هم بر اساس کیفیت، تصمیم میگیرند. لذا هیچ محدودیتی در این رابطه وجود ندارد.»
طرح این اظهارات در حالی از سوی این مقام دستگاه دیپلماسی صورت گرفته که پیشتر نیز، مسئله آزادسازی داراییهای بلوکه شده ایران به عنوان یکی از پیش شرطهای نخست مذاکره با طرف آمریکایی از سوی تهران مطرح شده بود و اکنون نیز به مدد همین مذاکره، ظاهرا حاصل شده است.
داراییهایی ورود آن به اقتصاد نحیف و لاجان ایران-که در کنار اقسام مصائب خود، درگیر چند ده روز محاصره سنگین دریایی از سوی آمریکا بوده- به صورت بدیهی، میتواند منشا گشایش و افزایش راندمان اقتصادی شده و بسیاری از گرههای کهنه اقتصاد را در کشور حل و فصل کند.
اما؛ مسئله دقیقا از همین جایی آغاز میشود که به وجهی از آن، سخنگوی وزارت خارجه اشاره کرده و وجهی از آن نیز در نگاه مردم درگیر فقری رسوب کرده وجود دارد. در آن جا که اسماعیل بقایی از تصمیمگیری درباره آن به هر شکل که به صرفه و صلاح کشور باشد، سخن گفته و همان نقطه که مردم به این مسئله نگاه میکنند. آزاد شدن میلیاردها دلار از داراییهای بلوکه شده کشور در نقاط مختلف جهان در یک ساختار نرمال-و نه لزوما، ایدهآل-میتواند چرخهای اقتصادی هر کشوری را به حرکت درآورده و اسباب توسعه همه جانبه آن در زمینههای مختلف را فراهم کند.
اما نکته در این جاست اتفاقا اگر سری به کوچه و بازار زده و از مردمان این طرف و آن طرف شهر پرس و جویی کنید، عجالتا به شما خواهند گفت که هیچ اعتنای خاصی به این مسئله و خبر آزادسازی داراییهای بلوکه شده کشور ندارند. همان مردمی که در زمان انعقاد توافق برجام تا صبح در خیابانها و معابر نقاط مختلف کشور به امید گشایش و بارقهای از رفاه در زندگی خود به پایکوبی پرداختند، حالا به مدد تجربه زیسته خود از نحوه توزیع عادلانه ثروت توسط نظام مستقر به درجهای از بیاعتنایی رسیدهاند که حتی بازارها نیز واکنش چندانی به اخباری نظیر آنچه به آن اشاره شد، نشان نمیدهند.
مردمی که فاصله طبقاتی در زندگیشان به درجهای رسیده که اساسا در دنیاهای متفاوتی از هم زیست کرده و حتی ذهنیتی از دغدغههای اقلیت مرفه در جامعه ندارند. مردمی که تجربه عدالت، رفاه، توسعه و گشایش اقتصادی را چنان زیر سایه جمهوری اسلامی چشیدهاند که عموم بر این باورند؛ حتی آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای بلوکه شده این مملکت، چنان توسط ساختار آلوده به فساد سیستماتیک به یغما خواهد رفت که نه از تاک نشان خواهد ماند و نه از تاکنشان!
گرچه، مراد نگارنده، تعمیم یک نگرش به اکثریت جامعه و مردم، مردم کردن کیهان گونه از آن نیست اما، ناگفته پیداست که فاصله طبقاتی، توسعه نامتوازن، فربه شدن اقلیتی متنعم در کنار فقیرتر شدن روزافزون اکثریتی محروم و محجور، خود، گواه مبرهنی از این مدعاست که جامعه را به سوی بیتفاوتی سیاسی سوق داده است.
جامعهای که بر این باور است که میتوانست در یک ساختار نرمال و قوه حاکمه ایراندوست، طعم یک زندگی معمولی را چشیده و به حدی از رفاه دست بیابد که دیگر دغدغه روزمره و ساعتی ارقام و اعداد قیمت اقسام نیازمندیهای بدیهی خود را نداشته باشد. امری که از پیش، مستلزم توجه به توسعه متوازن و رویکردی مبتنی بر منافع ملی کشور بوده و از سوی حاکمیت در تمام سالیان اخیر مورد تغافل قرار گرفته است.