خانه سیاست اکبر خوش‌کوشک و روایت انکار نفوذ؛ بررسی گاف‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی

هم وطن گزارش می‌دهد؛

اکبر خوش‌کوشک و روایت انکار نفوذ؛ بررسی گاف‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی

در ساختار جمهوری اسلامی، واژه «نفوذ» طی یک دهه اخیر از یک اصطلاح امنیتی به یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاسی و تبلیغاتی حکومت تبدیل شده است.

گروه سیاسی / ماهور ایرانی
در ساختار جمهوری اسلامی، واژه «نفوذ» طی یک دهه اخیر از یک اصطلاح امنیتی به یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاسی و تبلیغاتی حکومت تبدیل شده است. این واژه در ابتدا برای هشدار نسبت به حضور عوامل اطلاعاتی خارجی، به‌ویژه اسرائیل و آمریکا، در نهادهای حساس کشور استفاده می‌شد، اما به‌تدریج معنایی گسترده‌تر پیدا کرد و به ابزاری برای توضیح بحران‌ها، حذف رقبای درون‌ساختاری و همچنین توجیه ناکامی‌های امنیتی تبدیل شد. در این میان، ظهور چهره‌هایی مانند اکبر خوش‌کوشک در رسانه‌ها، بیش از آنکه یک بازگشت شخصی یا روایت تاریخی باشد، بخشی از پروژه بازسازی تصویر دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی در افکار عمومی تلقی می‌شود.
اکبر خوش‌کوشک از جمله مأموران قدیمی امنیتی جمهوری اسلامی است که نام او در دهه‌های گذشته در پرونده‌های حساس و جنجالی مطرح شده است. او از آن دسته نیروهایی محسوب می‌شود که در حافظه رسانه‌ای ایران با پرونده‌هایی چون قتل‌های زنجیره‌ای، عملیات‌های برون‌مرزی و ساختار امنیتی دهه هفتاد پیوند خورده‌اند. همین سابقه باعث می‌شود هر مصاحبه یا روایت او صرفاً به‌عنوان اظهارنظر یک فرد بازنشسته دیده نشود، بلکه بخشی از پیام غیررسمی ساختار امنیتی تلقی شود؛ پیامی که معمولاً هدفش مدیریت افکار عمومی در دوره‌های بحران است.
در سال‌های اخیر، جمهوری اسلامی با مجموعه‌ای از شکست‌های امنیتی روبه‌رو شده که حتی در مقایسه با دهه‌های گذشته نیز بی‌سابقه تلقی می‌شود. ترور محسن فخری‌زاده در نزدیکی تهران، کشته شدن نیروهای ارشد سپاه در عملیات‌های اسرائیل، انفجارها و خرابکاری‌ها در تأسیسات هسته‌ای، سرقت آرشیو هسته‌ای از قلب تهران، نشت اطلاعات محرمانه و افشای اسناد نهادهای امنیتی، همگی تصویری از آسیب‌پذیری ساختار اطلاعاتی کشور ایجاد کرده‌اند. در بسیاری از این موارد، افکار عمومی این پرسش را مطرح کرده که چگونه نهادی که سال‌ها خود را یکی از پیچیده‌ترین و قدرتمندترین دستگاه‌های اطلاعاتی منطقه معرفی می‌کرد، تا این اندازه در برابر نفوذ و عملیات خارجی آسیب‌پذیر شده است.
در چنین فضایی، روایت‌هایی مانند آنچه اکبر خوش‌کوشک مطرح می‌کند، کارکردی فراتر از تحلیل یا خاطره‌گویی پیدا می‌کند. او تلاش می‌کند این شکست‌ها را نه نشانه فروپاشی یا ضعف، بلکه بخشی از «بازی پیچیده سرویس‌های اطلاعاتی» معرفی کند. در این روایت، نفوذ به‌جای آنکه نشانه ناکارآمدی باشد، به بخشی طبیعی از رقابت سرویس‌ها تبدیل می‌شود. این تغییر زاویه نگاه اهمیت زیادی دارد، زیرا حکومت از طریق آن می‌کوشد حس شکست و ازهم‌پاشیدگی را از ذهن جامعه حذف و آن را به تصویری از «نبرد دائمی اطلاعاتی» تبدیل کند؛ نبردی که در آن همه طرف‌ها هم نفوذ می‌کنند و هم نفوذ می‌شوند.
در بسیاری از کشورها، دستگاه‌های امنیتی پس از شکست‌های بزرگ تلاش می‌کنند روایت مسلط را کنترل کنند، زیرا بحران امنیتی تنها یک بحران عملیاتی نیست، بلکه مستقیماً به مشروعیت سیاسی حکومت آسیب می‌زند. جمهوری اسلامی نیز دقیقاً با همین مسئله مواجه است. بخش مهمی از مشروعیت ساختار امنیتی جمهوری اسلامی طی دهه‌های گذشته بر این تصور بنا شده بود که حکومت، حتی اگر در حوزه‌های اقتصادی یا اجتماعی دچار بحران باشد، در حوزه امنیت داخلی و منطقه‌ای همچنان دست بالا را دارد. اما مجموعه رخدادهای اخیر این تصویر را متزلزل کرده است.
در چنین شرایطی، حضور چهره‌هایی مانند خوش‌کوشک در رسانه‌ها تلاشی برای ترمیم این تصویر است. او در مصاحبه‌هایش سعی می‌کند مأمور امنیتی جمهوری اسلامی را فردی پیچیده، حرفه‌ای، باهوش و مسلط بر بازی اطلاعاتی نشان دهد. حتی در مواردی که درباره عملیات‌های جنجالی یا اقدامات غیرقانونی صحبت می‌کند، تلاش می‌شود این اقدامات نه به‌عنوان خشونت یا سرکوب، بلکه به‌عنوان ضرورت امنیت ملی و بخشی از جنگ اطلاعاتی معرفی شوند. این نوع روایت‌سازی، در ادبیات رسانه‌ای نوعی بازسازی مشروعیت امنیتی محسوب می‌شود؛ یعنی تبدیل دستگاه امنیتی از نهادی متهم به سرکوب و شکست، به نهادی که همچنان توان مدیریت بحران را دارد.

اما نکته مهم اینجاست که همین روایت‌ها در عین حال تناقض‌های بزرگی را نیز آشکار می‌کنند. برای مثال، وقتی خوش‌کوشک درباره پرونده‌هایی چون روح‌الله زم یا تعاملات پشت‌پرده اطلاعاتی با کشورهای خارجی صحبت می‌کند، عملاً وجود شبکه‌های غیررسمی و بده‌بستان‌های پنهان امنیتی را تأیید می‌کند؛ موضوعی که با روایت رسمی جمهوری اسلامی درباره استقلال کامل و تقابل مطلق با غرب همخوانی ندارد. این تناقض باعث می‌شود بخشی از جامعه چنین اظهاراتی را نه نشانه اقتدار، بلکه نشانه پیچیدگی و حتی آشفتگی در ساختار تصمیم‌گیری امنیتی تلقی کند.
از سوی دیگر، باید توجه داشت که واژه «نفوذ» در جمهوری اسلامی فقط یک مفهوم امنیتی نیست، بلکه به ابزاری سیاسی نیز تبدیل شده است. پس از توافق برجام، رهبر جمهوری اسلامی بارها درباره نفوذ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی هشدار داد. از آن زمان به بعد، بسیاری از اختلافات درون حاکمیت نیز با همین واژه توضیح داده شد. جناح‌های مختلف یکدیگر را به نفوذ متهم کردند و حتی برخی مدیران و فرماندهان حکومتی قربانی همین فضای بی‌اعتمادی شدند. اما هم‌زمان، بزرگ‌ترین عملیات‌های اطلاعاتی علیه جمهوری اسلامی نیز رخ داد و همین مسئله باعث شد مفهوم «نفوذ» از یک ابزار تبلیغاتی به نشانه‌ای از ضعف ساختاری حکومت تبدیل شود.
در این وضعیت، روایت‌هایی مانند روایت خوش‌کوشک تلاشی برای کنترل این تناقض است. او می‌کوشد این تصور را القا کند که هرچند نفوذ وجود دارد، اما ساختار امنیتی جمهوری اسلامی همچنان کنترل بازی را در دست دارد. به بیان دیگر، هدف اصلی چنین مصاحبه‌هایی کاهش حس فروپاشی در افکار عمومی است. زیرا در فضای سیاسی ایران، تصور نفوذ گسترده در نهادهای امنیتی می‌تواند پیامدهای خطرناکی برای اعتماد عمومی و حتی انسجام درون ساختار قدرت داشته باشد.
نکته قابل توجه دیگر این است که بسیاری از این مصاحبه‌ها در رسانه‌هایی منتشر می‌شوند که به‌طور کامل خارج از حاکمیت نیستند. این موضوع نشان می‌دهد بخشی از ساختار قدرت اجازه می‌دهد چهره‌هایی مانند خوش‌کوشک نقش «راوی غیررسمی» را ایفا کنند؛ افرادی که می‌توانند حرف‌هایی را بزنند که مقام‌های رسمی قادر به بیان مستقیم آن نیستند. در واقع، این افراد به نوعی سوپاپ رسانه‌ای تبدیل می‌شوند که هم فضای افشاگری کنترل‌شده ایجاد می‌کنند و هم روایت مطلوب نهادهای امنیتی را به شکلی غیررسمی به جامعه منتقل می‌کنند.
با این حال، مشکلی که این پروژه رسانه‌ای با آن روبه‌روست، شکاف عمیق میان روایت رسمی و تجربه اجتماعی مردم است. بخش بزرگی از جامعه ایران، به‌ویژه پس از اعتراضات سال‌های اخیر و افشای برخی پرونده‌های امنیتی، دیگر به روایت‌های سنتی دستگاه امنیتی اعتماد ندارد. در نتیجه، هرگونه تلاش برای نمایش اقتدار اطلاعاتی، در کنار شکست‌های آشکار امنیتی، ممکن است نتیجه معکوس ایجاد کند و حتی به تقویت این تصور منجر شود که حکومت بیش از آنکه واقعاً مسلط باشد، در حال مدیریت روانی بحران است.
اظهارات اکبر خوش‌کوشک را باید بخشی از نبرد روایت‌ها در جمهوری اسلامی دانست؛ نبردی میان تصویری که حکومت می‌خواهد از خود ارائه دهد و تصویری که مجموعه رخدادهای امنیتی سال‌های اخیر در ذهن جامعه ساخته است. حکومت تلاش می‌کند نفوذ را به‌عنوان بخشی از رقابت حرفه‌ای سرویس‌های اطلاعاتی معرفی کند، اما افکار عمومی آن را نشانه‌ای از فرسایش درونی ساختار قدرت می‌بیند. به همین دلیل، مصاحبه‌های چهره‌هایی مانند خوش‌کوشک بیش از آنکه صرفاً روایت تاریخی باشند، تلاشی برای بازسازی اقتدار امنیتی در دوره‌ای هستند که مشروعیت این اقتدار با بحرانی جدی روبه‌رو شده است.
اظهارات اخیر اکبر خوش‌کوشک درباره وضعیت امنیتی جمهوری اسلامی را نمی‌توان صرفاً در قالب یک گفت‌وگوی رسانه‌ای معمولی خواند. این سخنان در بستری مطرح می‌شود که جمهوری اسلامی طی سال‌های اخیر با یکی از عمیق‌ترین بحران‌های امنیتی تاریخ خود روبه‌رو بوده است؛ بحرانی که نه‌فقط در سطح عملیات‌های اطلاعاتی، بلکه در سطح اعتماد عمومی به ساختار امنیتی و روایت رسمی حکومت نیز خود را نشان داده است. به همین دلیل، هر جمله خوش‌کوشک را باید در نسبت با مجموعه‌ای از شکست‌ها، ترورها، نفوذها، عملیات‌های سایبری و همچنین جنگ روایت‌ها بررسی کرد.
در گفت‌وگو با انصاف نیوز، خوش‌کوشک تلاش می‌کند یک تفکیک اساسی میان «امنیت زمینی» و «حملات هوایی و سایبری» ایجاد کند. او می‌گوید «نفوذ در سیستم اطلاعاتی، امنیتی و نظامی صفر صفر است» و تأکید می‌کند که ترورها نه از طریق عوامل نفوذی، بلکه از طریق هک، پهپاد و عملیات از راه دور انجام شده‌اند. این جمله در ظاهر دفاع از دستگاه امنیتی است، اما در واقع نوعی بازتعریف مفهوم شکست امنیتی محسوب می‌شود.

این گزاره را جا بیندازد که ساختار امنیتی جمهوری اسلامی در حوزه انسانی و میدانی همچنان نفوذناپذیر است و آنچه رخ داده صرفاً نتیجه برتری تکنولوژیک دشمن در حوزه سایبری و هوایی بوده است.

اما همین ادعا، وقتی در کنار وقایع چند سال گذشته قرار می‌گیرد، با تناقض‌های جدی روبه‌رو می‌شود. یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها، سرقت آرشیو هسته‌ای جمهوری اسلامی از قلب تهران بود؛ عملیاتی که به گفته منابع اسرائیلی، ده‌ها هزار سند محرمانه از یک انبار فوق‌امنیتی خارج و به خارج از کشور منتقل شد. چنین عملیاتی صرفاً با هک دوربین‌ها یا عملیات پهپادی قابل توضیح نیست، زیرا مستلزم دسترسی فیزیکی، شناخت دقیق محل نگهداری اسناد، زمان‌بندی، لجستیک و خروج امن از کشور بوده است. بسیاری از تحلیلگران امنیتی معتقد بودند که انجام چنین عملیاتی بدون وجود شبکه‌های همکاری در داخل ساختار امکان‌پذیر نیست.
ترور محسن فخری‌زاده نیز دقیقاً در همین چارچوب محل بحث قرار گرفت. روایت رسمی جمهوری اسلامی در ابتدا دچار تناقض بود؛ برخی مقام‌ها از درگیری مسلحانه سخن گفتند، برخی دیگر از تیربار ماهواره‌ای کنترل از راه دور. اما حتی در نسخه‌ای که بر استفاده از فناوری تأکید می‌کرد، همچنان این پرسش باقی ماند که چگونه حساس‌ترین شخصیت هسته‌ای جمهوری اسلامی در منطقه‌ای حفاظت‌شده هدف قرار گرفته و مسیر حرکت، زمان‌بندی و جزئیات امنیتی او در اختیار طراحان عملیات قرار داشته است. در ادبیات اطلاعاتی، چنین سطحی از آگاهی معمولاً بدون دسترسی به منابع داخلی یا شکاف در ساختار حفاظتی ممکن نیست.
اظهارات خوش‌کوشک درباره اینکه «کسی که فیلم گرفته را نمی‌شود نفوذی خواند» نیز از منظر امنیتی قابل توجه است. او عملاً می‌کوشد دایره تعریف نفوذ را محدود کند و آن را فقط به معنای حضور مستقیم جاسوس در ساختار اطلاعاتی بداند، در حالی که در علوم امنیتی، نفوذ لزوماً به معنای عضویت رسمی یک عامل در سازمان نیست. نشت اطلاعات، همکاری غیررسمی، دسترسی به داده‌های حفاظتی، فساد در ساختار اداری، یا حتی ضعف در ضدجاسوسی همگی می‌توانند بخشی از پدیده نفوذ تلقی شوند. به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان امنیتی معتقدند تأکید افراطی بر «عدم نفوذ» بیشتر تلاشی برای حفظ اعتبار دستگاه امنیتی است تا توصیف دقیق واقعیت.
بخش دیگری از سخنان خوش‌کوشک که اهمیت زیادی دارد، تأکید او بر حضور مردم در خیابان‌ها به‌عنوان عامل ثبات امنیتی است. او می‌گوید حضور مردم مانع «شورش اجتماعی و جنگ مسلحانه» شده است. این جمله از منظر سیاسی بسیار معنادار است، زیرا نشان می‌دهد بخشی از نگاه امنیتی حاکمیت، اعتراضات اجتماعی را نه صرفاً اعتراض مدنی، بلکه بالقوه نوعی پروژه براندازی یا شورش مسلحانه تلقی می‌کند. این نگاه از سال ۱۳۸۸ به بعد در ادبیات امنیتی جمهوری اسلامی تقویت شد و پس از اعتراضات ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ به شکل آشکارتری در مواضع نهادهای امنیتی دیده شد.
در واقع، خوش‌کوشک با این سخنان دو هدف را هم‌زمان دنبال می‌کند. نخست، نمایش اقتدار امنیتی و القای این تصور که جمهوری اسلامی همچنان کنترل میدانی کشور را در دست دارد. دوم، پیوند زدن ثبات امنیتی با حضور خیابانی نیروهای حامی حکومت و ایجاد این تصویر که جامعه ایران در آستانه یک جنگ داخلی یا شورش سازمان‌یافته قرار داشته است. این نوع روایت‌سازی معمولاً در حکومت‌هایی دیده می‌شود که تلاش می‌کنند نارضایتی اجتماعی را نه نتیجه بحران‌های داخلی، بلکه محصول پروژه‌های خارجی معرفی کنند.

با این حال، بزرگ‌ترین تناقض در سخنان خوش‌کوشک شاید همان جایی باشد که او از نبود «حفره امنیتی» سخن می‌گوید. طی سال‌های گذشته، جمهوری اسلامی شاهد مجموعه‌ای از رخدادها بوده که هرکدام به‌تنهایی می‌توانست در هر کشوری بحران امنیتی ایجاد کند؛ از ترور فرماندهان سپاه و دانشمندان هسته‌ای تا انفجار در مراکز نظامی و هسته‌ای، حملات سایبری گسترده، نشت اسناد محرمانه و حتی افشای اطلاعات شخصی مقام‌ها و نیروهای امنیتی. علاوه بر این، بارها خبر بازداشت افرادی به اتهام جاسوسی در نهادهای حساس منتشر شد. خود مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی نیز در مقاطع مختلف از وجود نفوذ سخن گفته‌اند. رهبر جمهوری اسلامی بارها درباره نفوذ در حوزه‌های امنیتی، فرهنگی و سیاسی هشدار داده و فرماندهان سپاه نیز بارها از «شبکه‌های نفوذ» صحبت کرده‌اند. به همین دلیل، ادعای «نفوذ صفر» بیشتر شبیه یک موضع‌گیری تبلیغاتی به نظر می‌رسد تا جمع‌بندی یک ارزیابی امنیتی.
مهم‌ترین نکته در این گفت‌وگو شاید نه آن چیزی باشد که خوش‌کوشک می‌گوید، بلکه آن چیزی است که تلاش می‌کند پنهان کند. او می‌خواهد تصویر دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی را از نهادی آسیب‌دیده و دچار رخنه، به ساختاری مقتدر و کنترل‌گر بازگرداند. اما همین تلاش ناخواسته بحران عمیق‌تری را آشکار می‌کند: بحران اعتماد به روایت رسمی امنیتی. در جامعه‌ای که طی سال‌های اخیر بارها شاهد تناقض در روایت‌های حکومتی بوده، هر تلاش برای انکار نفوذ یا کوچک‌نمایی شکست‌ها، بیش از آنکه اعتماد تولید کند، ممکن است به تقویت تردیدها منجر شود.
سخنان خوش‌کوشک را باید بخشی از جنگ روایت‌ها در جمهوری اسلامی دانست؛ جنگی که در آن حکومت می‌کوشد شکست‌های امنیتی را به عملیات‌های تکنولوژیک خارجی تقلیل دهد و از پذیرش ضعف ساختاری در حوزه ضدجاسوسی و حفاظت اطلاعات پرهیز کند. اما مجموعه وقایع سال‌های اخیر نشان می‌دهد بحران امنیتی جمهوری اسلامی صرفاً یک بحران تکنولوژیک نیست، بلکه بحرانی چندلایه است که از رقابت‌های درونی، فرسایش اعتماد، ناهماهنگی نهادهای امنیتی و شکاف میان روایت رسمی و واقعیت میدانی تغذیه می‌کند. همین مسئله باعث شده هر مصاحبه‌ای از جنس گفت‌وگوی خوش‌کوشک، به‌جای پایان دادن به پرسش‌ها، پرسش‌های تازه‌تری درباره عمق واقعی نفوذ و میزان آسیب‌پذیری ساختار امنیتی جمهوری اسلامی ایجاد کند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن