اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی
«پیام ما این است که حتی اگر هیچ چیز نداشته باشیم، با سنگ به جنگ آمریکا میرویم؛ زیرا ما اهل تسلیمشدن در مقابل آمریکا نیستیم.»
اینها جملات سردار محمد جعفر اسدی معاون بازرسی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء است که امروز مطرح کرده و الحق که جمعیتی از خیل هواداران انقلاب و نظام را به تهییج و تکبیر وا داشته است! بسیار هم خوب، بسیار هم عالی! اصلا همین که یک فرمانده تراز بالای نظامی مملکت، اینگونه در مقابل ابرقدرت نظامی دنیا با بودجه نظامی سالانه بالغ بر یک تریلیون دلار از نبرد همه جانبه سخن گفته حتی جنگ با سنگ را هم به کنایه از عزم جزم ایستادن در برابر استکبار مطرح کرده، آدمیزاد را به تحیر و تحسین وا میدارد!
امروز در سپهر سیاست ایران با چنین فضای سانتیمانتالی مواجهیم. از موشکی صورتی و عروس و دامادهای پشت لانچرهای کوچکمقیاس تا وعده انسداد ابدی تنگه هرمز و اخیرا نیز؛ وعده جنگ با سنگ با آمریکا! اینکه چنین فضایی تا چه میزان میتواند در میانمدت و چه بسا؛ درازمدت کارکرد داشته باشد، خود مسئله علی حدهای است که نگارنده؛ شخصا به پاسخ روشنی در باب آن نرسیده است. همینکه مثلا تنگه هرمز را تا کی و چه زمانی میتوان با مختصات کنونی بسته نگه داشت و اگر از آن به عنوان کارت بازی در چانهزنی با طرف مقابل استفاده نشود، آیا تضمینی برای امکان آن در بازه زمانی مثلا 3 تا 6 ماهه وجود دارد؟ شانه خالی کردن از تبعات محاصره دریایی ایران تا چه زمانی واجد امکان خواهد بود؟ صورتی کردن موشک و کارناوال عروسی با جیپ دوشکا به سر نظامی در خیابانهای شهر در کجای این ماجراست و اگر خدای ناکرده، جنگ؛ وجه صریحتر، مهیبتر و خشنتر خود را در تجاوز احتمالی بعدی به خاک مملکت و زیرساختهای آن، خود را نشان داد هم میتوان برای مدیریت افکار عمومی-حتی هواداران هسته سخت قدرت-به آن چنگ انداخت؟
این مقام قرارگاه خاتم، همچنین در گفتوگوی خود، تصریح کرده؛ «نیروهای مسلح ما نیازی به بمب اتم ندارند و سلاح برتر و یا بمب اتم ما همین «مردم» هستند که بیش از ۹۰ شب در خیابانها و میادین حاضر شدهاند.» باز سوال از او همقطارانش این است که مردمی که او و امثالهم از آن یاد میکنند، چند درصد شهروندان این مملکت را شامل میشود؟ آیا او نیز به عزم نظام-دست کم در عمل-معترف است که ساختار حاکمه کنونی در تهران، داشتن حمایت همین اقلیت رانتی در خیابانها و میادین شهرها و کلانشهرهای کشور را برای مشروعیت خود، واجد کفایت میداند؟ سهم اکثریتی که تمایلی به قرار گرفتن در کنار کسانی که تصاویر رهبر موروثی سوم را در دست گرفته و هر شب با شعار مرگ بر وطن فروش خائن به استقبال مردم در خودروهای عبوری میروند را ندارد در منظومه فکری جناب سردار و همقبیلههایش در کجاست؟
قدر مسلم اینکه، جنگیدن حتی با سنگ در مقابل آمریکا، شاید آن قبیلهای که در میادین شهرها ایستاده و شعار «نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا» سر میدهند را رنگارنگ و اکلیلی کند اما، زیر پوست شهر، احوال دیگری در جریان بوده و خبری از دیوید، دیوید او اس آ و مصاحبههای زرد صدا و سیمایی نیست! عجالتا که از زبان این کلمات با شما حرف میزنیم؛ فوجی از بیکاران در مقابل اداره کار به صف شده و کاسه چه کنم در دست به دنبال فعال کردن بیمه بیکاری هستند. تعدیل نیروهای گسترده و عظیم، تقریبا بوی الرحمن از شرکتهای اینترنتپایه بلند کرده و حتی برای آینده کوتاه مدت سه ماهه خود نیز با اقسام چمچاره گلاویزند! از افزایش آمار فقر و کاهش آمار امید به زندگی و شاخصهای فلاکت هم که نگوییم که خود ابعاد آن را از بر هستید. در چنین اتمسفری که البت به ماکتی از آن اشاره شد، جنگ با سنگ با آمریکا، شعار سانتی مانتال و رجزخوانیهای توخالی هم که باشد، دخلی با سفره خالی مردم و سقوط روزمره شهروندان به دهکهای فقیرتر ندارد. مردمی که در بحبوحه دست و پنجه نرم کردن با بدیهیات زنده ماندن، هر روز در حال پرداخت فاکتورهای سنگین و سرسامآور این دست رجزخوانیها و میزنیم، میکشیم، میبریمهای پوچ از کیفیت مختصر و نحیف زندگی نیم بند خود هستند…