اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی
«اگر نتوانم، استعفا میدهم». این جمله کلیدی مسعود پزشکیان، کاندیدای انتخابات چهاردهمین دوره ریاست جمهوری است. او ک در هر بزنگاهی در کارزار این رقابتها، گوش فلک را با «اگر نتوانم به وعدههایم عمل کنم، استعفا میدهم» کر کرده و مدام از خداحافظی با کارهای سیاسی در صورت عدم تحقق وعدههای خود و توفیق دولتش سخن میگفت، امروز چنان سُر و مُر و گنده بر سر جای مبارک نشسته و به روی خود نمیآورد که گویی، راوی آن سخنان، مثلا نگارنده این مطلب بوده و لابد باید از نوشتن و کار رسانهنگاری استعفا بدهد! جناب پرزیدنت هم به تداوم فعالیت درخشان و پر کردن کارنامه مشعشع خود مشغول باشد که مملکت خیلی کار بر زمین مانده و تپه فتح نشده دارد!
اخیرا، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت مسعود پزشکیان در اظهاراتی، عنوان کرده که «رفع محدودیت و تصمیم درباره اینترنت در اختیار رئیسجمهور نیست!»(نقل به مضمون). دقت میکنید؟ اتخاذ یک تصمیم درباره حق بدیهی به مانند اینترنت که قاعدتا در یک جامعه نرمال(و نه لزوما ایدهآل) به مانند حق داشتن مسکن و شغل و مواردی از این دست، یک حق بدیهی بوده و اساسا، یک مطالبه در میان مطالبات دسته چندم جامعه هم نیست در حوزه اختیارات رئیسجمهور مملکت به عنوان پاسدار اجرای قانون اساسی، نیست! آن هم رئیس دولتی که اساسا با دادن وعده وعیدهای سر خرمنی چون رفع فیلترینگ از شبکههای اجتماعی بر سر کار آمده و روی صندلی پاستور جا خشک کرده است!
در این نزدیک به یک سال و اندی که از زمان روی کار آمدن مسعود پزشکیان و کابینهای در ساختمان دولت گذشته، یک رقم گوگلپلی و پشتبندش، یک فقره پیام رسان سوت و کوری به مانند واتساپ رفع فیلتر شده و اکنون که این کلمات را از نظر میگذرانید، کرکره اینترنت مملکت، گوش تا گوش پایین کشیده شده و حتی تجار و بازرگانان که با آن سوی آبها داد و ستد میکنند، صرفا با حضور ناظر! 20 دقیقه به این حق بدیهی دسترسی دارند و وضعیت تحت زعامت پزشک جمهور، همینقدر که میبینید، مبتذل و زننده است! تازه، جناب رئیسجمهور در بیست و هشتمین روز از دیماه، افاضه هم کرده بوده که به رئیس شعام «توصیه» کردهام که محدودیت اینترنت برداشته شود! وقت این توصیه کی به سر آمده و چه زمان به ورطه عمل خواهد رسید؟ الله اعلم!
هنوز یادمان رفته، آن وعدههای پرطمطراق «برای ایران» کمپین پزشکیان را به وقت دادن شعارهای گل درشت و رنگارنگ که من که آمدهام تا سایه جنگ از سر کشور رفع بشود و عجب هم رفع شد! آسمان پایتخت مملکت، دوازده روز، اتوبان نیمه شب شرق به غرب تهران بود برای جنگندههای اسرائیلی و اگر شما پر شالی از خلبان اسیر شده اسرائیلی دیدید، ما هم دیدیدم! عجالتا هم که حضرات امنیهچی، گوش فلک را کر کردهاند که در جریان اعتراضات مردم بیدفاع و بیسلاح مملکت خودمان که به میدان سلاخی جمعی آقایان بدل شد، گوشتان نشنود و چشمتان نبیند که عوامل موساد و سیا، چگونه در جای جای ایران جولان داده و چه سرها که نبریده و چه جانها که با سلاح غیرسازمانی نستاندهاند! مسئول تامین امنیت مملکت هم که لابد ما اهالی قبیله روزنامهنگاری بودهایم یا مثلا جوانان باید مراقبت میکردند که در مقابل گلولههای بیشمار مهاجم قرار نگیرند!
از وعده پرواز نکردن دلار هم نگوییم که دولت فخیمه، چنان ساحرانه به مدیریت فضا پرداخته که گویی ما ماکسیمیلیانوس و یارانش در کوههای آندلس هستیم و این اصحاب کهف، پس از خوابی 300 ساله به قواره یک سال و اندی از دره سرازیر شدهاند؛ پایین! دلار که هیچ، روح هر جنبندهای از این بلبشو بازار شام چنان به پرواز درآمده که اصلا به یاد ندارد؛ زمان تک رقمی بودن نرخ دلار اجنبی، دنیا چه شکلی بوده و آسمان به چه رنگ بالای سر خلقالله سایه میانداخته است!
در سوی دیگر نیز، تنها ظرف سه روز اعتراض مردم، چنان کشتار وسیع و حیرتانگیزی در زمان حیات دولت اصلاح به راه افتاده که شمار پرکشیدگان این خونآشامی از عدد و رقم فزونی گرفته و تا چشم کار میکند در جای جای شهر و مملکت، بوی خون به مشام خلقالله به راه افتاده است. این در حالی است که به گواه تاریخ و راویان آن از سال 1342 تا بهمنماه 1357 که از مارکسیست و چریک فدایی گرفته تا مجاهد و اسلامی و کراواتی و مذهبی با اقسام گرایشها و تکثر در بطن میدان حضور داشتند؛ بالغ بر 4500 جان باخته مورد تخمین قرار گرفتهاند و حکومت مستقر ولی امر مسلمین جهان، تنها ظرف مدت چند روز، دهها هزار جان بیگناه را فدای قدرتطلبی و شهوت حفظ جایگاهش کرده است.
ماوقع شنیعی که مسعود پزشکیان در قامت رئیس دولت، نه تنها، نظارهگر صرف ماجرا نبوده که اتفاقا با اغتشاش، اغتشاش گفتن و همراهی با نیروهای سرکوب سپاه با اسم رمز مدافعان امنیت، موتور ماشین سرکوب را روشن کرده و خود را به مقام شنیع روسیاهی نائل آورده است!
حال که در پایان این مقالیم؛ نه خبر از استعفاست و نه خبر از اینکه به احدی در این دم و دستگاه ملوکانه؛ بگویند، بالای چشمانت ابروست. اما به گمان، وقت استعفای مورد ادعای رئیس دولت، مدتهاست به سر آمده و هر روز که از این روسیاهی بیشتر میگذرد، نام مسعود پزشکیان به عنوان چهاردهمین رئیس جمهور جمهوری اسلامی در محضر تاریخ، سیاهتر از قبل میشود و نشان به نشان همان نهجالبلاغهای که او چه در دوران نمایندگی پارلمان و چه در وهله کنونی، مردم را مدام به فرازهای مختلفش ارجاع میدهد؛
«يوم العدل على الظالم اشدّ مِن يوم الجور على المظلوم !»
-روز اجرای عدالت بر ظالم سخت تر است از روز ظلم بر مظلوم!