اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی: روز 27 فروردین و در کمتر از چند ساعت، سه رویداد همزمان رخ داد که پرده از ماهیت واقعی جمهوری اسلامی برداشت؛ اعلام عباس عراقچی مبنی بر آزادسازی کامل عبور و مرور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز، ادعای سپاه پاسداران درباره «نظم جدید» بر این آبراه، و اظهارات صریح دونالد ترامپ در شبکه سیبیاس. این سه پیام، نه نشانه «دیپلماسی هوشمند» بلکه نماد تسلیم بیقیدوشرط است. رژیمی که سالها ادعای بستن تنگه هرمز را داشت، امروز خودش درهای آن را به روی همه باز کرد و همزمان، طبق ادعای رئیسجمهور آمریکا، کل ذخایر اورانیوم غنیشده را هم به واشنگتن تحویل میدهد.
حال مردم میپرسند، آیا این همان «پیروزی جبهه مقاومت» بود که وعده میداد؟ ابتدا به اعلام عراقچی توجه کنید. او صراحتا گفت که «در پی اعلام آتشبس در لبنان، عبور و مرور تمامی کشتیهای تجاری از طریق تنگه هرمز برای باقیمانده دوره آتشبس بهطور کامل آزاد اعلام میشود». این جمله، در ظاهر فنی است، اما در عمق سیاسی فاجعهبار. تنگه هرمز، همان جایی که سرداران سپاه بارها تهدید کرده بودند با یک موشک آن را میبندند و جهان را به گروگان میگیرند، حالا بدون هیچ شرطی باز شده است. چرا؟ چون آتشبس لبنان امضا شده و رژیم دیگر جرئت ندارد حتی در حرف هم «اقتصاد جهانی» را تهدید کند. این عقبنشینی، دقیقا چند ساعت پس از اعلام آتشبس میان لبنان و اسرائیل، نشان میدهد که «محور مقاومت» نه تنها در میدان جنگ لبنان شکست خورده، بلکه در میز دیپلماسی هم تسلیم شده است.
اما سپاه پاسداران دست روی دست نگذاشته و بلافاصله «نظم جدید» خود را اعلام و چهار شرط که بیشتر به طنز تلخ شبیه است را مطرح کرد تا تا قدرتنمایی جدیدی را بیان کرده باشد. ۱. شناورهای غیرنظامی فقط از مسیر تعیینشده ایران تردد کنند. ۲. تردد شناورهای نظامی همچنان ممنوع. ۳. همه ترددها فقط با اجازه نیروی دریایی سپاه. ۴. این تغییرات در چارچوب «توافق دوره سکوت صحنه نبرد» و پس از آتشبس لبنان انجام شده. این چهار بند، در واقع اعتراف آشکار به ضعف است.
رژیم که ادعا میکرد تنگه را «کنترل کامل» دارد، حالا مجبور شده «اجازه» صادر کند تا کشتیها رد شوند. یعنی حتی در ظاهر هم نمیتواند بگوید «ما بستیم»، فقط میگوید «ما اجازه دادیم». این «نظم جدید» نه نظم، بلکه هرجومرج پوشالی است؛ تلاشی ناامیدانه برای حفظ آبرو در برابر میلیونها ایرانی که سالها شعار «مرگ بر آمریکا» سر دادهاند و حالا میبینند همان آمریکا، بدون شلیک یک گلوله، تنگه را باز کرده است. در همین چند ساعت، دونالد ترامپ در مصاحبه با سیبیاس همه چیز را رو کرد. او گفت رژیم جمهوری اسلامی «با تمامی شروط واشنگتن موافقت کرده» و دو کشور برای «خارج کردن اورانیوم غنیشده از خاک ایران» همکاری خواهند کرد. ترامپ تأکید کرد که این کار بدون اعزام ارتش آمریکا انجام میشود: «نیروی نظامی در کار نخواهد بود. ما به همراه آنها پایین میرویم و مواد را تحویل میگیریم. این کار را با هم انجام خواهیم داد.»
او حتی اضافه کرد که «تمام مواد هستهای جمعآوریشده مستقیماً به ایالات متحده منتقل خواهد شد». و مهمتر از همه، رژیم متعهد شده «حمایت خود از گروههای نیابتی مانند حزبالله و حماس را متوقف کند». این اظهارات، در کمتر از ۲۴ ساعت پس از اعلام عراقچی و سپاه، رژیم را در موقعیت شرمآوری قرار داد. ترامپ نه تنها از «توافق» سخن گفت، بلکه جزئیات عملی آن را هم فاش کرد: تحویل اورانیوم به آمریکا، توقف کامل حمایت مالی و تسلیحاتی از تروریست های حزبالله (که در لبنان آتشبس را پذیرفته) و حماس. یعنی همان «بازوهای مقاومت» که رژیم با خون مردم ایران هزینهشان کرده بود، حالا به دستور ترامپ قطع میشوند. البته برخی مقامات جمهوری اسلامی بلافاصله حرف ترامپ را «رد» کردند. این انکار، دقیقا همان چیزی است که مخالفان رژیم سالهاست میگویند: دروغگویی سیستماتیک برای فریب افکار عمومی داخل کشور. وقتی عراقچی تنگه را آزاد اعلام میکند، سپاه «اجازه» میدهد، و ترامپ جزئیات تسلیم را فاش میکند، انکار مقامات دیگر فقط تلاشی است برای خرید زمان و جلوگیری از انفجار خشم حامیان افراطی خود.
اما واقعیت، در همین چند ساعت، برای همه روشن شد: رژیم نه تنها در برابر اسرائیل و آمریکا عقبنشینی کرده، بلکه کل پروژه هستهای و منطقهای خود را قربانی بقای کوتاهمدت کرده است. تحولات چند ساعت اخیر، نقطه عطف تاریخی است. رژیمی که با شعار «نه جنگ، نه مذاکره» سالها مردم را در محاصره قرار داده بود، امروز هم جنگ را باخته و هم مذاکره را به بدترین شکل ممکن. آزادسازی تنگه هرمز بدون هیچ دستاوردی، تحویل اورانیوم غنیشده به آمریکا، و قطع حمایت از نیابتیها، یعنی پایان رسمی «محور مقاومت». این همان مقاومتی است که با هزاران کشته ایرانی و لبنانی و فلسطینی هزینه شد، اما امروز به دستور ترامپ متوقف میشود.
باید به وضعیت اقتصادی کشور هم نگاه کنیم: آزاد شدن تنگه ممکن است در کوتاهمدت قیمت نفت را پایین بیاورد و فشار بر بودجه رژیم را کم کند، اما به قیمت از دست دادن آخرین اهرم چانهزنی. هستهای که دیگر وجود ندارد، نیابتیهایی که قطع شدهاند، و تنگهای که دیگر «مال» جمهوری اسلامی نیست. این تسلیم، نه «تدبیر» بلکه نشانه بنبست کامل است. مردمی که یان روزها اخبار را میشنوند، به خوبی میدانند که وعدههای «اقتصاد مقاومتی» و «قدرت منطقهای» فقط شعار بود. واقعیت، تحویل هر چه داشتند به «دشمن» و باز کردن راه برای کشتیهای تجاری بدون اجازه واقعی است! در نهایت، این چند ساعت، رژیم را عریان کرد. سپاه که هنوز «نظم جدید» را جشن میگیرد، نمیفهمد که همان «نظم» اعتراف به شکست است. عراقچی که تنگه را آزاد اعلام کرد، نمیداند که این آزادی، در واقع زنجیر اسارت رژیم به واشنگتن است. و ترامپ که همه را فاش کرد، فقط پرده آخر را کنار زد. البته مردم میدانند که این روز نه روز تسلیم، بلکه روز امید است؛ روزی که نشان داد دیوار دروغ و تهدید، با یک آتشبس لبنان و چند جمله ترامپ فرو ریخت. حالا نوبت مردم ایران است که این تسلیم تاریخی را به فرصتی برای تغییر واقعی تبدیل کنند. ۲۷ فروردین ۱۴۰۵، روزی که «جمهوری اسلامی» رسماً اعلام کرد: ما تسلیم شدیم.