خانه بین المللحقوق بشر انتخاب گزینشی داده ها،چگونه ذهن مردم را جهت دهی می کند؟

انتخاب گزینشی داده ها،چگونه ذهن مردم را جهت دهی می کند؟

یادداشت مهمان/ مصطفی آب روشن/ جامعه شناس: در فضای اجتماعی امروز، آمار به زبانی قدرتمند برای ساختن روایت‌ها تبدیل شده است؛ روایتی که همیشه بازتاب ‌دهنده واقعیت نیست، حتی اگر عددها کاملاً صحیح باشند. در بسیاری از گزارش‌ها و اظهارنظرهای رسمی یا تبلیغاتی، داده‌ها بدون جعل‌شدن، چنان کنار هم قرار می‌گیرند که ذهن مخاطب ناخودآگاه به سمت نتیجه‌ای خاص هدایت شود. این تکنیکِ هدایت بدون دروغ، نوعی مهندسی ادراک است. گوینده حقیقت را پنهان نمی‌کند، بلکه بخش‌هایی از آن را بزرگ، کوچک یا حذف می‌کند تا نتیجه ومعنا به شکلی دلخواه در ذهن توده مردم بازسازی شود.

چنین عملکردی در حوزه‌های مختلف از اقتصاد و سلامت گرفته تا بازاریابی و سیاست‌گذاری دیده می‌شود و ضرورت فهم عمیق‌تری از سواد رسانه ای را بیش از پیش آشکار می‌کند؛ سوادی که به ما اجازه می‌دهد پشتِ نمای براق عددها، واقعیت پیچیده‌تری را ببینیم یکی از الگوهای متداول دستکاری، استفاده از درصدها بدون اشاره به حجم واقعی تغییر است.

وقتی گفته می‌شود بازدید از یک سایت ۱۵۰ درصد رشد داشته، مخاطب ممکن است تصور یک جهش چشمگیر را داشته باشد، اما اگر بازدید از ۴ نفر به ۱۰ نفر رسیده باشد، ان درصد بزرگ هر چند واقعی اما تنها یک توهم بصری ایجاد کرده است. نمونه مشابه در حوزه پزشکی نیز رایج است؛ مثلاً گفته می‌شود این روش درمان احتمال بهبود را دو برابر می‌کند، اما معلوم نمی‌شود نقطه شروع چه بوده است.

اگر احتمال بهبود از ۱ درصد به ۲ درصد برسد،ان گزاره درست است اما از نظر علمی تغییری بسیار کوچک رخ داده، در واقع از نظر ادراکی فرمی اغراق‌ شده ارائه شده است. از سوی دیگر، انتخاب گزینشی داده‌ها یعنی نشان‌دادن بخش مطلوب و پنهان‌کردن بخش نامطلوب در بسیاری از گزارش‌ها مشاهده می‌شود. شرکت‌هایی که رضایت گروه کوچکی از کاربران را باز نشر می کنند و نمونه‌های ناراضی را نادیده می‌گیرند، یا مؤسساتی که تنها مقاطع زمانی خاص را برای مقایسه انتخاب می‌کنند، عملاً با بهره‌گیری از داده‌های واقعی، تصویری نامتوازن می‌سازند؛ تصویری که حقیقت را نه انکار، بلکه به نفع خودشان ویرایش می‌کند فرض کنید اعلام می شود « در سه ماهه اخیر نرخ تورم 5 درصد کاهش یافته است» ظاهر خبر مثبت است اما اگر همان سه ماه با دوره ای مقایسه شده باشد که در اوج گرانی و بحران بوده(مثلاً پس از جهش ارزی یا حذف یارنه ها ) کاهش طبیعی قیمت ها پس از شوک اولیه بعنوان موفقیت جلوه داده می شود در واقع اگر بازه ی یک ساله را بررسی کنیم شاید تورم هنوز دو برابر سال قبل باشد.

شیوه دیگری که برداشت مخاطب را دستکاری می‌کند، مقایسه‌های ظاهراً درست اما در عمل ناعادلانه است. وقتی محصولی با مدل یا سالی مقایسه می‌شود که شرایطش به‌طور بنیادین متفاوت بوده، نتیجه مقایسه معتبر نخواهد بود. فروشنده‌ای که می‌گوید فروش این دستگاه ۳۰ درصد بیشتر از مدل قبلی است معمولاً نمی‌گوید آن مدل پنج سال قبل تولید شده و از رده خارج شده است.

در تحلیل‌های اقتصادی نیز این الگو به کرات دیده می‌شود؛ مثلاً نرخ تورم جاری با ماهی مقایسه می‌شود که تحت شرایط فوق‌العاده یا بحران بوده است، و نتیجه‌گیری نهایی عملاً قابل اتکا نیست. همچنین استفاده از میانگین، بدون اشاره به پراکندگی داده‌ها، یکی از ابزارهای کلاسیک ساختن تصویری اشتباه است. میانگین درآمد، قیمت مسکن یا هزینه درمان ممکن است به دلیل وجود چند مقدار بسیار بزرگ، تصویری از رفاه یا ارزانی بسازد که با تجربه اکثریت مردم هیچ نسبتی ندارد.بطور مثال شرکتی ادعا می کند میانگین حقوق کارکنانش بسیار عالی است اما ممکن است چند مدیر ارشد حقوق نجومی دریافت کنند و اکثریت کارکنان حقوق کمتری دارند که در ارائه میانگین پنهان می ماند در این شیوه ی ارائه امار شاخص‌هایی چون میانه، دامنه تغییرات یا توزیع داده‌ها معمولاً حذف می‌شوند، زیرا در تضاد با هدف مورد نظر ارائه ‌دهنده‌اند. در نهایت، نمودارها و تصویرسازی‌های آماری از مؤثرترین ابزارهای القای برداشت‌های غلط هستند.

انسان به شکل طبیعی به اطلاعات بصری سریع‌تر واکنش نشان می‌دهد، و همین ویژگی فرصت مناسبی برای دستکاری فراهم می‌کند. نمودارهایی که محور عمودی آن‌ها از صفر شروع نمی‌شود، نوسانات کوچک را به اندازه جهش‌های چند برابری نمایش می‌دهند. تغییر مقیاس زمان، حذف برخی نقاط داده، استفاده از نمودارهای سه‌ بعدی که عمق مصنوعی ایجاد می‌کنند، یا رنگ‌هایی که شدت تغییر را بیشتر نشان می‌دهند، همگی روش‌هایی برای ساختن اثرگذاری احساسی با داده‌های واقعی‌اند. حتی گاهی نمودارهایی ساخته می‌شوند که مجموع درصدهای آن‌ها از ۱۰۰ فراتر می‌رود، یا متغیرهای نامرتبط در کنار هم قرار می‌گیرند تا نوعی همبستگی ظاهری ایجاد شود. در چنین شرایطی، مهم‌ترین سپر دفاعی مخاطب، پرسیدن چند سؤال ساده اما کلیدی است این عدد از چه جامعه آماری به دست آمده؟ نمونه انتخاب‌شده چقدر نماینده کل جمعیت است؟ مبنای مقایسه کدام دوره یا گروه بوده؟ و نمودار بر چه مقیاسی تنظیم شده است؟ تنها از خلال همین پرسش‌هاست که می‌توان آمار را از سطح ظاهر فریبنده‌اش به عمق معنای واقعی‌ آن رساند و از تبدیل‌شدن داده‌ها به ابزار دستکاری ذهن جلوگیری کرد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن