اختصاصی هموطن، یادداشت سردبیری| حسین زمان
انتخابات پارلمانی اسرائیل که از امروز صبح برگزار شده است، بیش از آنکه رقابتی میان احزاب باشد، همهپرسیی نیمهپنهان درباره سرنوشت بنیامین نتانیاهو و مسیر سیاسی این کشور پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و سالها جنگ است. بیش از ۷.۳ میلیون اسرائیلی واجد رأی دادناند؛ نخستین انتخابات سراسری پس از حمله حماس و در شرایطی که جامعه این کشور همچنان با پیامدهای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی جنگ دستوپنجه نرم میکند. این انتخابات فقط درباره «چه کسی حکومت کند» نیست؛ درباره این است که آیا اسرائیل در همان مسیر سیاستهای راستگرا و مذهبی باقی میماند یا به ائتلافی متفاوت روی میآورد.
بنبست ساختاری
نظام سیاسی اسرائیل بر ائتلافسازی استوار است و هیچ حزبی بهتنهایی اکثریت ۶۱ کرسی از ۱۲۰ کرسی کنست را به دست نمیآورد. نظرسنجیها رقابتی بسیار نزدیک را نشان میدهند؛ نه ائتلاف نتانیاهو و نه جبهه مخالفان به رهبری گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد کل ارتش، مسیر مطمئنی برای تشکیل دولت ندارند. نتیجه احتمالی، بنبست و مذاکراتی طولانی برای ائتلاف است؛ فرایندی که میتواند هفتهها یا ماهها طول بکشد.
پرسش اصلی: ثبات یا تغییر؟
نتانیاهو با تجربه چند دهه قدرت و توانایی شناختهشده در بقای سیاسی، خود را گزینه «ثبات و امنیت» معرفی میکند؛ اما مخالفان او را مسئول شکست امنیتی ۷ اکتبر، تداوم جنگ و شکافهای داخلی میدانند. موضوع معافیت یهودیان فوقارتدوکس از خدمت سربازی نیز از نمادهای شکاف میان سکولارها و مذهبیهاست و در شرایط فشار بر نیروهای ذخیره، حساسیت بیشتری یافته است.
اثر بر ایران و منطقه
برای ایران، تغییر احتمالی دولت اسرائیل لزوماً به معنای تغییر بنیادین سیاست امنیتی تلآویو نیست. دو رویارویی مستقیم ایران و اسرائیل، مسئله ایران را به یکی از محورهای انتخاباتی تبدیل کرده و نتانیاهو در روزهای پایانی نیز با لحن تهدیدآمیز درباره تهران سخن گفته است. با این حال، حتی اگر مخالفان پیروز شوند، دولت جدید نیز با اختلافهای داخلی، چالشهای امنیتی و نبود راهحل روشن برای منازعه با فلسطین روبهرو خواهد بود.
اگر نتانیاهو بماند یا آیزنکوت بیاید
برای تهران، تفاوت اصلی میان بنیامین نتانیاهو و گادی آیزنکوت در «هدف» نیست، بلکه در «ابزار و سقف خطر» است. هر دو ایران را تهدید اصلی اسرائیل میدانند و از فشار نظامی، تحریم و مهار برنامه هستهای دفاع میکنند؛ اما نتانیاهو سرنگونی جمهوری اسلامی را هدف اعلامشده خود میداند، در حالی که آیزنکوت تغییر حکومت را از طریق جنگ غیرواقعبینانه میخواند.
پیروزی نتانیاهو برای جمهوری اسلامی یعنی ادامه و احتمالاً تشدید فشار نظامی و امنیتی. او در کارزار انتخاباتی ایران را «سر مار زهرآگین» خوانده و گفته تنها راه حذف این تهدید، سرنگونی حکومت ایران است. تحلیلگران نیز هشدار دادهاند پیروزی او با حمایت جناح راست میتواند او را به تشدید جنگ با ایران، فشار بیشتر بر کرانه باختری و عقبنشینی دیپلماسی سوق دهد.
با این حال، خطر جنگ صرفاً به تصمیم تلآویو وابسته نیست؛ کارشناس مؤسسه مطالعات امنیت ملی تلآویو میگوید هرگونه تشدید نظامی علیه ایران بیش از آنکه به نخستوزیر اسرائیل بستگی داشته باشد، به تصمیم رئیسجمهور آمریکا وابسته است.
برای تهران، آیزنکوت احتمالاً ریسک جنگی «بیسقف» را کمتر میکند، اما تهدید را از بین نمیبرد. او ایران را مهمترین تهدید خارجی اسرائیل میداند، از ادامه فشار نظامی بر ایران و متحدانش حمایت میکند و میگوید کارزار علیه ایران باید با حذف توانایی تهران برای رسیدن به سلاح هستهای و قطع تأمین مالی حزبالله پایان یابد.
تفاوت او با نتانیاهو در این است که جنگ را برای «تغییر رژیم» هدفگذاری نمیکند و بر محدودکردن عملیات به اهداف مشخص هستهای، موشکی و نیابتی تأکید دارد. بنابراین احتمال تنش کمتر است، اما فشار بر برنامه هستهای، شبکه نیابتی و اقتصاد ایران همچنان در دستور کار میماند.
اختلاف این دو بر سر وجود یا نبود تهدید ایران نیست، بلکه بر سر این است که آیا جنگ باید تا سرنگونی حکومت پیش برود یا در چارچوب حذف توان هستهای و موشکی و مهار نیروهای نیابتی محدود بماند. در هر دو سناریو، میزان هماهنگی و تصمیم واشنگتن میتواند بیش از هویت نخستوزیر اسرائیل بر شدت درگیری اثر بگذارد.